﻿1
00:01:30,482 --> 00:01:34,065
{\fs18\c&806517&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} ترجمه از : ساشلي
{\fs18\c&8FBC8F&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} اميدوارم در كنار عزيزانتون از اين سريال لذت ببريد

2
00:01:35,565 --> 00:01:38,148
<i><font color=Silver>" قسمت بیست و سوم "</font></i>

3
00:01:44,294 --> 00:01:45,085
! برادر

4
00:01:45,690 --> 00:01:46,565
! شی-فنگ

5
00:01:49,815 --> 00:01:50,690
چی شده ؟

6
00:01:54,690 --> 00:01:55,481
... خب

7
00:01:55,606 --> 00:01:56,481
. خبر فوری

8
00:02:02,419 --> 00:02:04,273
! ژنرال , فرمانده

9
00:02:04,606 --> 00:02:06,148
. ژنرال , یكی از زندانی ها فرار كرده

10
00:02:06,544 --> 00:02:07,419
فرار كرده ؟

11
00:02:08,148 --> 00:02:09,023
كی ؟

12
00:02:09,606 --> 00:02:10,606
! یان خونگ-شیا

13
00:02:10,877 --> 00:02:12,002
خواهر یوإن شون ؟

14
00:02:12,398 --> 00:02:13,148
! بله

15
00:02:14,398 --> 00:02:15,273
كجا فرار كرد ؟

16
00:02:15,398 --> 00:02:16,210
. به كناره های شیلی

17
00:02:17,065 --> 00:02:18,210
. نباید زیاد دور شده باشه

18
00:02:18,335 --> 00:02:19,273
. هر چی باشه , بارداره

19
00:02:20,335 --> 00:02:21,065
. بریم

20
00:02:22,398 --> 00:02:23,210
. من دستگیرش میكنم

21
00:02:23,273 --> 00:02:23,815
! برادر

22
00:02:23,940 --> 00:02:24,481
. چشم قربان

23
00:02:25,002 --> 00:02:25,815
. بسپارش به من

24
00:02:27,731 --> 00:02:28,481
تو ؟

25
00:02:29,877 --> 00:02:34,335
بالاخره منم باید تو گرفتن خانواده ی
. یوإن شون یه كاری كنم

26
00:02:36,794 --> 00:02:38,731
! باشه

27
00:02:57,127 --> 00:02:58,002
! سرورم

28
00:02:59,606 --> 00:03:03,731
بگم بای-شنگ رو به حضورتون بیارن ؟

29
00:04:41,815 --> 00:04:45,294
. یكی سرش رو ببره بیاره

30
00:04:45,627 --> 00:04:46,690
بدنش رو چیكار كنیم ؟

31
00:04:47,481 --> 00:04:48,419
بدنش رو ؟

32
00:04:49,356 --> 00:04:50,231
. بزارید واسه گرگ ها

33
00:04:58,481 --> 00:04:59,294
. بریم

34
00:05:17,940 --> 00:05:19,877
یوون یو , داری چیكار میكنی ؟

35
00:05:21,085 --> 00:05:22,023
خودت چیكار میكنی ؟

36
00:05:22,481 --> 00:05:23,606
. ما یه زندانی گرفتیم

37
00:05:23,690 --> 00:05:24,419
یه زندانی ؟

38
00:05:24,481 --> 00:05:25,356
. فرار كرده بود

39
00:05:25,690 --> 00:05:27,210
. الآنم پیداش كردیم

40
00:05:28,273 --> 00:05:29,606
! آشغال

41
00:05:30,940 --> 00:05:32,273
. تو خیلی دو رویی

42
00:05:32,335 --> 00:05:33,669
. از اینت متنفرم

43
00:05:34,065 --> 00:05:36,669
كی تیر آخر و به یوإن شون زد ؟

44
00:05:38,002 --> 00:05:39,335
. تو از من آشغال تری

45
00:05:40,065 --> 00:05:41,877
. تو وانمود كردی بهترین دوستشی

46
00:05:42,002 --> 00:05:42,815
ولی تو حساس ترین لحظه

47
00:05:43,002 --> 00:05:44,544
. فقط به خودت فكر كردی

48
00:05:45,273 --> 00:05:46,398
. واقعاً كه دو رویی

49
00:05:46,481 --> 00:05:47,877
. ازت متنفرم

50
00:05:48,335 --> 00:05:51,544
! یوإن شون احمق بود كه بهت اعتماد داشت

51
00:06:16,856 --> 00:06:18,398
! یوون یو , جرأتش رو نداری

52
00:06:18,794 --> 00:06:21,523
! اگه منو بكشی , پدرم میفته دنبالت

53
00:06:25,981 --> 00:06:27,585
! منو نكش

54
00:06:28,523 --> 00:06:29,585
تو هم از مرگ میترسی ؟

55
00:06:31,190 --> 00:06:33,190
. ما الآن چند سال كه همدیگر و میشناسیم , دوستیم

56
00:06:33,794 --> 00:06:34,585
. خواهش میكنم منو نكش

57
00:06:34,919 --> 00:06:36,398
. خواهش میكنم منو نكش

58
00:06:37,252 --> 00:06:40,065
. تو و یوإن شون هم چند سال بود همدیگر و میشناختید

59
00:06:40,252 --> 00:06:42,190
مگه این باعث شد خانواده اش رو نكشی ؟

60
00:06:42,440 --> 00:06:43,648
. اون در هر صورت میمیره

61
00:06:44,044 --> 00:06:44,981
! یانبی نابود شده

62
00:06:45,440 --> 00:06:46,585
. دیگه قدرتی نداره

63
00:06:47,585 --> 00:06:48,919
. دیر یا زود همشون میمردن

64
00:06:49,981 --> 00:06:51,377
. تو هم همینطور

65
00:06:51,981 --> 00:06:52,919
. خودم می کشمت

66
00:06:53,044 --> 00:06:54,585
! ارباب یو , لطفاً بس كنید

67
00:06:56,315 --> 00:06:57,856
! خواجه وانگ , لطفاً كمكم كن
! ارباب یو

68
00:06:58,252 --> 00:07:01,252
. عالیجناب شما رو به محضرشون احضار كردن
. لطفاً شمشیرتون رو غلاف كنید و دنبالم بیایید

69
00:07:50,773 --> 00:07:53,898
طبق گفته ی خواجه وانگ , درسته میخواستی
به ژائو شی-فنگ آسیب بزنی ؟

70
00:07:54,898 --> 00:07:55,502
. بله

71
00:07:56,419 --> 00:07:58,023
. میخواستم اونو بكشم

72
00:07:59,419 --> 00:08:00,356
چرا ؟

73
00:08:01,565 --> 00:08:05,356
. یان خونگ-شیائو یه زن باردار و ضعیف بود

74
00:08:06,690 --> 00:08:08,690
. ژائو شی-فنگ یكی از افراد عالیجناب هستن

75
00:08:09,752 --> 00:08:12,356
. با اینحال , بدونه دریافت فرمان سلطنتی اونو كشت
. پس خودشم سزوار مرگ بود

76
00:08:13,898 --> 00:08:16,356
! ژائو شی-فنگ وارث خانواده ی ژائو گویی ِ

77
00:08:16,960 --> 00:08:19,690
نمیترسی خاندان ژائو ازت انتقام بگیرن ؟

78
00:08:22,273 --> 00:08:26,544
این وظیفه ی من كه نزارم خدشه ای به جاه و جلال
. ایالت وِی وارد بشه

79
00:08:29,481 --> 00:08:32,544
. تو واقعاً وفاداری

80
00:08:38,148 --> 00:08:45,335
یوون خوای بهم گفت , یكی از خدمتكارهای تو
. یوون شی رو كشته

81
00:08:46,877 --> 00:08:49,606
. چشمان خدا مثله سابق قدرتمند نیست

82
00:08:50,273 --> 00:08:52,398
. اما انقدرها هم که فکر میکنید ضعیف نشده

83
00:08:53,273 --> 00:08:57,940
اگه من واقعاً میخواستم یوون شی رو بكشم
... لازم نبود تا امروز صبر كنم

84
00:08:58,606 --> 00:09:04,273
دیگه چه برسه به اینكه از یه خدمتكار
! بخوام اینكار و كنه

85
00:09:06,669 --> 00:09:12,190
میخوای بگی , اون خدمتكار سرخود اینكار و كرده ؟

86
00:09:12,606 --> 00:09:13,460
. نمیدونم

87
00:09:13,940 --> 00:09:15,190
. دارم تحقیق میكنم

88
00:09:17,398 --> 00:09:20,856
طبق گفته ی جاسوسم , شبی كه یوإن شون داشته فرار میكرده

89
00:09:21,669 --> 00:09:25,065
لحظه ی آخر یكی به اون تیر میزنه و نمیزاره
. كه فرار كنه

90
00:09:25,460 --> 00:09:29,065
! اون گفت : اون شخص تو بودی

91
00:09:31,398 --> 00:09:32,065
. خودم بودم

92
00:09:33,127 --> 00:09:37,585
. تو سال هاست كه یوإن شون رو میشناسی
!میتونی انقدر راحت بزاری اون بمیره ؟

93
00:09:39,252 --> 00:09:41,585
. خدمت به عالیجناب تنها اولویت من ِ

94
00:09:41,794 --> 00:09:44,315
. یوإن شون برای من اهمیتی نداره

95
00:09:44,981 --> 00:09:47,398
. من وظیفه ام رو میدونم

96
00:09:48,252 --> 00:09:49,919
ولی دوك ِ دینگ-بی بود كه میخواست شورش كنه

97
00:09:50,981 --> 00:09:54,460
. شاهزاده یوإن شون سال هاست كه اینجان
. حتی یكبار هم خطایی از اون سر نزده

98
00:09:56,065 --> 00:09:59,856
برای همینم امیدوارم عالیجناب اونو عفو كنن
. و اجازه بدن كه زنده بمونه

99
00:10:00,377 --> 00:10:02,981
. تو خوندن ذهن من خیلی مهارت داری

100
00:10:04,252 --> 00:10:08,440
حالا كه انقدر به من وفاداری و دوست داری
كه مشكلات منو حل كنی

101
00:10:09,440 --> 00:10:15,773
. به تو سِمَت معاون ناظر میدون جیویو رو اعطا میكنم
( میدون اعدام )

102
00:10:15,856 --> 00:10:17,315
! یوون خوای , دوك ِ دینگ-بی رو برای من كشت

103
00:10:17,585 --> 00:10:21,648
اون شایستگی جایگاه اول رو داره , برای همینم
. قرائت حکم رو به اون واگذار میكنم

104
00:10:22,377 --> 00:10:29,773
فردا راجب ِ شورشی های یانبی در
. قرائت حكم به یوون خوای كمك كن

105
00:10:36,648 --> 00:10:37,502
چیه ؟

106
00:10:38,710 --> 00:10:40,106
مشكلی داری ؟

107
00:10:42,835 --> 00:10:45,440
حالا كه انقدر خدمتكار وفاداری هستی

108
00:10:46,169 --> 00:10:54,231
باید بهت بگم , اگه فردا كوچكترین رحمی
به یوإن شون نشون بدی

109
00:10:54,440 --> 00:11:01,898
با تو هم مثله یه خائن برخورد میكنم و
. حیاط تپه های سبز رو نابود میكنم

110
00:11:06,627 --> 00:11:07,835
. چشم , عالیجناب

111
00:11:08,106 --> 00:11:09,231
. میتونی بری

112
00:11:33,960 --> 00:11:36,565
! عالیجناب , بانو دینگ-بی تشریف آوردن

113
00:11:40,210 --> 00:11:40,877
كجاست ؟

114
00:11:41,481 --> 00:11:42,356
. بیرون قصر

115
00:11:43,877 --> 00:11:45,085
میخواید ایشون رو ببینید ؟

116
00:12:47,856 --> 00:12:48,523
! آچو

117
00:12:48,731 --> 00:12:50,190
. من غذا دارم

118
00:12:53,398 --> 00:12:54,127
! آچو

119
00:13:01,648 --> 00:13:05,523
اونا هنوز بهمون غذا میدن , این یعنی
! فعلاً در امانیم

120
00:13:08,731 --> 00:13:10,273
. پدرم به زودی به چانگ-آن میرسه

121
00:13:11,669 --> 00:13:13,398
. چشم بهم بزنی , از اینجا رفتیم

122
00:13:19,190 --> 00:13:20,856
وقتی همه چی درست شد

123
00:13:22,856 --> 00:13:24,398
. با من به یانبی برگرد

124
00:13:26,523 --> 00:13:28,127
. خواهرهاتم میتونی بیاری

125
00:13:29,523 --> 00:13:33,127
وقتی از اینجا رفتیم , یكی رو میفرستم
. اونا رو باهات پیدا كنه

126
00:13:34,190 --> 00:13:36,127
. من حتی نمیدونم اونا زنده ان یا مرده ان

127
00:13:37,856 --> 00:13:38,731
. نگران نباش

128
00:13:39,981 --> 00:13:40,981
. حالشون خوبه

129
00:13:43,252 --> 00:13:44,377
. امیدوارم

130
00:13:48,523 --> 00:13:49,648
. شهر تو هرج و مرج

131
00:13:51,044 --> 00:13:54,440
حتی بیرون هم بری , چطوری میخوای
دنبال اونا بگردی ؟

132
00:13:55,250 --> 00:13:59,850
فكر نكن , چون قوی هستی
! از پس همه برمیایی

133
00:14:00,709 --> 00:14:02,970
! تو هنوز با آدمای بد , برخورد نكردی

134
00:14:04,180 --> 00:14:07,180
اگه با اینجور آدما برخورد كنی
. شاید زخمی بشی

135
00:14:10,040 --> 00:14:11,040
! آچو

136
00:14:12,100 --> 00:14:14,220
وقتی برای اولینبار , تو زمین شكار دیدمت

137
00:14:14,770 --> 00:14:16,370
! میدونستم خاصی

138
00:14:18,220 --> 00:14:19,640
! خودمم نمیدونم چرا

139
00:14:20,370 --> 00:14:28,040
خیلی ضعیف بودی اما وقتی دیدم تو
زمین داری واسه جونت میجنگی

140
00:14:30,500 --> 00:14:32,770
. دیگه نمیتونستم بیرحم باشم

141
00:14:35,220 --> 00:14:38,350
! آچو , یانبی خیلی قشنگه

142
00:14:39,560 --> 00:14:41,350
! به ندرت جنگ میشه

143
00:14:45,220 --> 00:14:46,220
وقتی تابستون میاد

144
00:14:47,100 --> 00:14:49,020
. میتونی چمنزارهای وسیع رو ببینی

145
00:14:50,500 --> 00:14:56,100
یادمه , با پدرم , برادر بزرگم و برادر سومم

146
00:14:57,020 --> 00:15:01,080
تو كوهستان شیولی اسب سواری میكردیم
. تا اسب های وحشی شكار كنیم

147
00:15:01,110 --> 00:15:01,950
... اون موقع

148
00:15:02,890 --> 00:15:04,020
! بچه بودم

149
00:15:05,080 --> 00:15:06,350
! همش 7 سالم بود

150
00:15:07,560 --> 00:15:08,810
! نمیتونستم سوار اسب بزرگ بشم

151
00:15:11,220 --> 00:15:15,290
واسه همینم برادر بزرگم واسم
. كره اسب آورد

152
00:15:17,140 --> 00:15:20,140
فكر كردم منو دست كم گرفته

153
00:15:20,930 --> 00:15:22,470
. از دستش عصبانی شدم

154
00:15:25,410 --> 00:15:26,350
الآن میدونم

155
00:15:28,080 --> 00:15:30,470
اون فقط میخواست از من محافظت كنه
. كه آسیب نبینم

156
00:15:34,350 --> 00:15:35,410
!میدونی ؟

157
00:15:36,600 --> 00:15:38,270
! برادر سومم زود داغ میكنه

158
00:15:38,930 --> 00:15:40,350
! ما همیشه با هم دعوا میكردیم

159
00:15:41,470 --> 00:15:42,270
... اون

160
00:15:44,140 --> 00:15:49,060
هر دفعه عصبانی میشد , منو میبرد بالا میگفت
. منو پرت میكنه رو زمین

161
00:15:51,660 --> 00:15:55,060
همون موقع , خواهر دومم سریع میومد جلو

162
00:15:55,540 --> 00:15:59,540
شلاقش رو میاورد بیرون بعد هم
. برادرمو كتك میزد

163
00:15:59,720 --> 00:16:00,930
! بارها و بارها

164
00:16:02,270 --> 00:16:04,470
. منم رو زمین پخش میشدم , میخندیدم

165
00:16:06,070 --> 00:16:11,330
... برادر سومم خیلی قوی بود اما

166
00:16:12,450 --> 00:16:14,500
. هیچ وقت نمیتونست , خواهرمو شكست بده

167
00:16:19,270 --> 00:16:20,270
... الآن میدونم

168
00:16:22,270 --> 00:16:24,930
. اون فقط نمیخواست به خواهرم آسیب بزنه

169
00:16:26,720 --> 00:16:30,600
زمستون هر سال , بارش برف
. تا یك ماه طول میكشید

170
00:16:31,520 --> 00:16:34,390
. كل خانواده مون به كوهستان شوبی میرفتیم

171
00:16:36,120 --> 00:16:39,970
كوهستان خوی-خوی خیلی مرتفع و خطرناك بود

172
00:16:42,720 --> 00:16:44,850
. اما كلی چشمه های آب گرم داشت

173
00:16:45,390 --> 00:16:49,970
مادرم اونقدر قوی نیست كه بتونه
. بادهای سرد رو تحمل كنه

174
00:16:52,180 --> 00:16:57,430
بیشتر سال رو در قصر , كنار
. چشمه ی آب گرم میمونه

175
00:16:59,640 --> 00:17:11,520
ما هم همیشه بدونه اجازه ی پدرم دزدكی
. پیش مادرم میرفتیم كه باهاش بازی كنیم

176
00:17:13,430 --> 00:17:16,580
اما وقتی اونجا می رسیدیم

177
00:17:17,770 --> 00:17:19,910
. همیشه پدرمون جلوتر از ما اونجا بود

178
00:17:22,369 --> 00:17:25,769
. مادرمونم تو بغلش بود

179
00:17:31,040 --> 00:17:31,700
! آچو

180
00:17:32,560 --> 00:17:38,500
برخلاف چانگ-آن , در یانبی ,پدرها و پسرها
... خواهرها و برادرها

181
00:17:39,310 --> 00:17:41,500
. زن ها و شوهرها از همدیگه متنفر نیستن

182
00:17:42,100 --> 00:17:44,040
. اونا دشمن هم نیستن

183
00:17:45,520 --> 00:17:49,430
در چانگ-آن , اشراف زاده ها انقدر دارن كه
همش جشن و پایكوبی های الكی راه میندازن

184
00:17:50,430 --> 00:17:56,680
در صورتیكه بیرون دیوار خونه هاشون , مردم از
. گشنگی خودشون رو تو رودخونه غرق میكنن

185
00:17:59,290 --> 00:18:00,430
تو سرزمین یانبی

186
00:18:02,950 --> 00:18:05,220
! همه دستشون به دهنشون میرسه

187
00:18:05,770 --> 00:18:06,680
! همه لباس گرم دارن

188
00:18:08,160 --> 00:18:10,410
! همه تو زندگیشون حق انتخاب دارن

189
00:18:13,560 --> 00:18:14,290
! آچو

190
00:18:16,560 --> 00:18:17,750
! با من به یانبی بیا

191
00:18:21,950 --> 00:18:22,890
وقتی بریم اونجا

192
00:18:23,810 --> 00:18:24,890
. من میتونم ازت محافظت كنم

193
00:18:26,750 --> 00:18:28,350
! دیگه كسی نمیتونه به تو آسیب بزنه

194
00:18:29,350 --> 00:18:31,890
! كسی نمیتونه رو گلوت چاقو بزاره

195
00:18:34,470 --> 00:18:38,540
تو رو با خودم به كوهستان شیولی میبرم
. تا اسب شكار كنیم

196
00:18:40,200 --> 00:18:42,140
! تا چمنزارهای وسیع رو ببینی

197
00:18:47,870 --> 00:18:50,680
! تا مادرم رو در كوهستان خوی-خوی ببینی

198
00:18:53,080 --> 00:18:53,930
! اون خیلی مهربونه

199
00:18:55,140 --> 00:18:56,750
! حتماً از تو خوشش میاد

200
00:19:00,810 --> 00:19:01,540
! آچو

201
00:19:05,270 --> 00:19:06,540
داری حقیقت رو بهم میگی ؟

202
00:19:07,930 --> 00:19:09,540
!به من كه دروغ نمیگی ؟

203
00:19:18,930 --> 00:19:19,930
این یعنی آره ؟

204
00:20:04,040 --> 00:20:09,520
{\fs18\c&806517&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} ترجمه از : ساشلي
{\fs18\c&8FBC8F&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} اميدوارم در كنار عزيزانتون از اين سريال لذت ببريد

205
00:20:10,040 --> 00:20:11,520
! عجب مشروب خوبیه

206
00:20:14,250 --> 00:20:16,310
! بهم گوش كنید

207
00:20:18,180 --> 00:20:20,430
! امروز من خیلی خوشحالم

208
00:20:22,520 --> 00:20:23,640
! برید

209
00:20:35,220 --> 00:20:35,970
چرا ؟

210
00:20:37,220 --> 00:20:43,310
من بهت یاد دادم جلوی بزرگترت اینطوری رفتار كنی ؟

211
00:20:46,640 --> 00:20:47,500
! عمو

212
00:20:52,630 --> 00:20:53,430
چرا ؟

213
00:20:54,500 --> 00:20:55,560
چرا به اینجا رسیدیم ؟

214
00:20:58,620 --> 00:21:00,160
. تو هم میدونی یوإن شون بی گناهه

215
00:21:03,520 --> 00:21:04,290
! یو-أر

216
00:21:06,100 --> 00:21:12,100
! تو یكی از نوابغ ِ خاندان وی هستی

217
00:21:13,620 --> 00:21:17,560
نمیخواد برای پیروی از خواسته ی
! عالیجناب احساس گناه كنی

218
00:21:17,950 --> 00:21:25,020
لزومی هم نداره این موقع با عجله بیایی
! اینجا كه از عموت توضیح بخوای

219
00:21:26,810 --> 00:21:27,410
! نه

220
00:21:29,040 --> 00:21:30,350
! نباید اینطوری میشد

221
00:21:33,080 --> 00:21:35,410
! این چیزی نبود كه تو به من یاد دادی , عمو

222
00:21:36,470 --> 00:21:37,290
! نباید اینطوری میشد

223
00:21:40,620 --> 00:21:44,680
! برنده همه چیز و میگیره

224
00:21:45,290 --> 00:21:48,080
. این واقعیت این دنیاست

225
00:21:49,140 --> 00:21:50,810
درست میگم ؟

226
00:21:52,270 --> 00:21:53,270
! میدونم

227
00:21:54,470 --> 00:21:58,810
تو با خاندان یان دلسوزی میكنی و از جنگ بین
خاندان ها متنفری

228
00:22:00,680 --> 00:22:03,410
اما هر چقدرم متنفر باشی

229
00:22:04,020 --> 00:22:07,080
! خون " وی " تو رگ هات جاری ِ

230
00:22:08,350 --> 00:22:13,930
! هر چیزی كه داری از خانواده ته

231
00:22:14,870 --> 00:22:18,390
! مقام  و قدرتی كه داری از خانواده ته

232
00:22:19,720 --> 00:22:24,330
كسی كه از بَدو تولد , تو ناز و نعمت بوده

233
00:22:24,870 --> 00:22:27,270
حق نداره این خانواده رو سرزنش كنه
. و از اون متنفر باشه

234
00:22:30,660 --> 00:22:35,000
. پشت هر آفرینشی در این دنیا هدفی هست

235
00:22:37,060 --> 00:22:47,180
امروز ما , خاندان وی , به جای اینكه بدست خائنین
كشته بشیم , خائنین رو دستگیر كردیم

236
00:22:48,120 --> 00:23:00,060
همش بخاطر اینِكه كه اجداد ما هرگز
! دست از تلاش برنداشتن

237
00:23:01,060 --> 00:23:05,580
چه اون زمانی كه داشتیم تو مرز جنگ میكردیم
. چه زمانی كه سلسله تغییر كرد

238
00:23:06,910 --> 00:23:10,390
ما جلوی چالش های زمونه محكم وایسادیم

239
00:23:10,910 --> 00:23:12,580
. و تا به امروز زندگی كردیم

240
00:23:16,520 --> 00:23:20,450
. فقط برترین ها با گذر زمان زنده میمونن

241
00:23:21,580 --> 00:23:23,250
... تنها راه زنده موندن هم

242
00:23:25,770 --> 00:23:28,180
! اینكه خودت رو قوی كنی

243
00:23:29,370 --> 00:23:31,910
! امروز اینجا وایسادی برای اون دلسوزی میكنی

244
00:23:32,520 --> 00:23:33,700
اما تا حالا به این فكر كردی

245
00:23:35,180 --> 00:23:38,580
اگه همه نظر تو رو داشتن

246
00:23:39,180 --> 00:23:39,850
اونوقت

247
00:23:40,640 --> 00:23:43,180
كسایی كه فردا در میدون جیویو میمردن

248
00:23:44,370 --> 00:23:46,430
! خانواده ی تو بودن

249
00:23:48,850 --> 00:23:49,700
! نه

250
00:23:51,890 --> 00:23:53,160
! این درست نیست

251
00:23:54,370 --> 00:23:56,310
! این درست نیست , عمو

252
00:24:03,770 --> 00:24:05,100
! من جوون نیستم

253
00:24:06,830 --> 00:24:09,220
! دیگه نمیتونم از تو محافظت كنم

254
00:24:10,640 --> 00:24:14,430
اگه یه روز , من دیگه تو این دنیا نبودم

255
00:24:15,830 --> 00:24:18,350
كی از این خاندان محافظت میكنه ؟

256
00:24:19,430 --> 00:24:21,620
كی از كشته شدن پسرم

257
00:24:21,770 --> 00:24:23,560
جلوگیری میكنه ؟

258
00:24:23,770 --> 00:24:27,560
كی از دخترهام محافظت میكنه كه بازیچه ی كسی نشن ؟

259
00:24:29,100 --> 00:24:31,160
كی از اونا محافظت میكنه ؟

260
00:24:33,020 --> 00:24:34,220
تو ؟

261
00:25:10,350 --> 00:25:12,020
برادر , خبری شده ؟

262
00:25:14,020 --> 00:25:14,870
! ژائو دونگ-تینگ برگشت

263
00:25:15,350 --> 00:25:16,350
برگشت ؟

264
00:25:17,080 --> 00:25:18,020
عمه بای-شنگ چی ؟

265
00:25:18,350 --> 00:25:19,680
اونم برگشت ؟

266
00:25:21,350 --> 00:25:25,240
عمه بای-شنگ جلوی سالن اصلی قصر زانو زده
. اما پدر احضارش نمیكنه

267
00:25:25,750 --> 00:25:26,630
چرا ؟

268
00:25:31,470 --> 00:25:35,720
. ژائو شی-فنگ هم شاهزاده خونگ-شیائو رو كشته
. پدر وقتی این خبر و شنید اونو مجازات نكرد

269
00:25:38,540 --> 00:25:39,380
چی ؟

270
00:25:42,810 --> 00:25:43,610
! چون-أر

271
00:25:45,200 --> 00:25:51,400
پدر دستور داده , مردم یانبی رو امروز
. بعد از ظهر در جایگاه جیویو بكشن

272
00:25:54,060 --> 00:25:54,790
... چی

273
00:25:55,270 --> 00:25:56,390
برادر یوإن شون چی ؟

274
00:25:58,450 --> 00:25:59,650
. حرفی درباره ی اون نزد

275
00:26:20,370 --> 00:26:21,330
! عمه بای-شنگ

276
00:26:26,160 --> 00:26:27,880
. من برادر یوإن شون رو نجات میدم

277
00:27:08,160 --> 00:27:10,640
. پدر , چون-أر برای دیدنت اومده

278
00:27:18,950 --> 00:27:20,830
. میخوام یه چیزی نشونت بدم

279
00:27:30,350 --> 00:27:35,350
وقتی دوك ِ دینگ-بی و عمه بای-شنگ , برادر یوإن شون رو

280
00:27:36,410 --> 00:27:39,580
به عنوان مهمان به چانگ-آن فرستادن این كفش ها رو
. هم به عنوان هدیه برای من فرستادن

281
00:27:40,540 --> 00:27:41,900
. یه جفت کفش كوچولو ِ

282
00:27:42,810 --> 00:27:47,080
. خود عمه بای-شنگ اونو درست كرده

283
00:27:47,810 --> 00:27:52,280
با مروارید و سنگ های قیمتی
. اونو تزیین كرده

284
00:27:52,540 --> 00:27:53,580
. خیلی خوشگله

285
00:27:54,200 --> 00:28:00,880
چون میترسیدم خرابش كنم , هیچ وقت
اونا رو پام نمیكردم , وقتی هم كردم

286
00:28:01,870 --> 00:28:04,870
. دیگه بزرگ شده بودم

287
00:28:05,390 --> 00:28:12,290
. برای پاهام كوچیك بودن

288
00:28:17,200 --> 00:28:18,280
اون زمان

289
00:28:18,330 --> 00:28:22,520
وقتی پدر از تمام دوك ها خواست , به عنوان مهمان
پسرشون رو به چانگ-آن بفرستن

290
00:28:23,930 --> 00:28:26,830
. همه به عجز و ناله افتادن

291
00:28:27,450 --> 00:28:31,450
دوك ِ دینگ-بی تنها كسی بود كه بدونه حرف
. برادر یوإن شون رو فرستاد

292
00:28:32,450 --> 00:28:36,180
پدر , وقتی برای اولینبار برادر یوإن شون رو دیدی
! گفتی شبیه خودته

293
00:28:36,450 --> 00:28:39,850
. گفتی باهاش مثله پسرت رفتار میكنی

294
00:28:44,060 --> 00:28:45,120
یادته

295
00:28:46,270 --> 00:28:47,310
وقتی 14 سالش بود

296
00:28:47,970 --> 00:28:49,570
. با هم به شكار رفتید

297
00:28:49,720 --> 00:28:54,250
وقتی میخواست یه پلنگ شكار كنه , نزدیك بود
. بره زیر اسب , دستش زخمی شد

298
00:28:54,790 --> 00:28:56,390
. تو بدجور اونو سرزنش كردی

299
00:28:56,720 --> 00:28:57,960
اما اون چیكار كرد ؟

300
00:28:58,390 --> 00:29:01,900
اون با خنده , پلنگ رو جلوت آورد

301
00:29:02,250 --> 00:29:02,970
: گفت

302
00:29:03,060 --> 00:29:04,250
. پلنگ رو برای تو گرفته

303
00:29:04,580 --> 00:29:05,340
... و

304
00:29:05,450 --> 00:29:07,410
. میخواد با پوستش برات جلیقه درست كنه

305
00:29:07,580 --> 00:29:10,470
تا وقتی زمستون میشه , زیر ردای
! امپراتوری بپوشی

306
00:29:11,700 --> 00:29:13,460
. تا همیشه گرم باشی

307
00:29:14,430 --> 00:29:16,370
. تو واقعاً اون جلیقه رو دوست داری

308
00:29:17,180 --> 00:29:21,840
الآن سال هاست كه اونو میپوشی
. كنارش هم نمیزاری

309
00:29:26,180 --> 00:29:31,580
گفتی , نسبت به برادرهام , یوإن شون
. بیشتر شبیه پسر تو میمونه

310
00:29:32,040 --> 00:29:34,240
همه ی اینا رو فراموش كردی ؟

311
00:29:34,770 --> 00:29:35,570
. پدر

312
00:29:43,500 --> 00:29:44,380
. پدر

313
00:29:44,560 --> 00:29:46,200
. خواهش میكنم از جون برادر یوإن شون بگذر

314
00:29:46,370 --> 00:29:47,700
. اون هیچ كاری نكرده

315
00:29:48,220 --> 00:29:50,160
. اون اشتباهی نكرده

316
00:29:50,640 --> 00:29:53,820
. اون چندین سال كه خونه نبوده

317
00:29:54,640 --> 00:29:56,960
. اون كنار تو بزرگ شده

318
00:29:57,370 --> 00:30:00,650
وقعا میخوای اونو بكشی ؟

319
00:30:01,770 --> 00:30:04,890
قلبت به درد نمیاد , پدر ؟

320
00:30:08,020 --> 00:30:08,860
! پدر

321
00:30:09,160 --> 00:30:11,120
! عمه بای-شنگ جلوی سالن اصلی زانو زده

322
00:30:11,830 --> 00:30:15,900
! اون شوهرش رو از دست داده
. پسر و دخترش رو از دست داده

323
00:30:16,100 --> 00:30:18,950
. دیگه فقط برادر یوإن شون براش مونده

324
00:30:20,350 --> 00:30:25,560
میخوای آخرین امید زندگیش هم از اون بگیری , پدر ؟

325
00:30:28,080 --> 00:30:28,880
! پدر

326
00:30:29,080 --> 00:30:31,080
! خواهش میكنم از جون برادر یوإن شون بگذر

327
00:30:31,750 --> 00:30:33,990
! بهت التماس میكنم , پدر

328
00:31:39,120 --> 00:31:41,080
. بانو , عالیجناب شما رو فراخوندن

329
00:31:54,790 --> 00:31:55,590
. ممنونم

330
00:32:31,100 --> 00:32:31,940
! شاهزاده

331
00:32:32,720 --> 00:32:33,720
چیكار میكنید ؟

332
00:32:35,970 --> 00:32:36,910
! برید كنار

333
00:32:40,250 --> 00:32:41,010
. دیگه شورش رو درآوردی

334
00:32:48,720 --> 00:32:49,520
. مادر

335
00:32:53,770 --> 00:32:58,370
مادر , هر كاری هم بكنی , من برادر
. یوإن شون رو نجات میدم

336
00:32:59,970 --> 00:33:00,770
! جالبه

337
00:33:01,430 --> 00:33:02,520
چجوری ؟

338
00:33:03,100 --> 00:33:03,700
... من

339
00:33:03,910 --> 00:33:06,230
میخوای مثله دخترهای لوس رفتار کنی

340
00:33:06,520 --> 00:33:08,640
یا میخوای بری دنبالش كه تو مرگ و زندگی
شریكش باشی ؟

341
00:33:09,370 --> 00:33:13,830
. تو میخوای با اون بمیری
اونم میخواد با تو بمیره ؟

342
00:33:15,100 --> 00:33:16,420
. برام مهم نیست

343
00:33:17,160 --> 00:33:19,900
. هر طور شده , اونو نجات میدم

344
00:33:22,890 --> 00:33:24,410
... حالا كه انقدر دوست داری اونو ببینی

345
00:33:25,310 --> 00:33:25,990
. باشه

346
00:33:26,640 --> 00:33:28,160
. بیا بریم اونو ببینیم

347
00:33:29,100 --> 00:33:31,160
! با اینحال , خوب گوشاتو باز كن

348
00:33:31,890 --> 00:33:39,950
اگه هر كاری بكنی , بدونه ملاحظه ی مقامت
. من تمام افراد قصرت رو میكشم

349
00:33:40,890 --> 00:33:46,430
این افراد شامل ِ , پرستار بچگیت
. و خدمتكار شخصیت هم میشن

350
00:33:47,430 --> 00:33:51,820
اگه فكر میكنی جون این افراد در مقایسه
با جون یوإن شون ارزشی ندارن

351
00:33:52,770 --> 00:33:54,210
. بازم هر كاری دلت میخواد بكن

352
00:33:57,560 --> 00:33:59,480
. ولی منم رحم نمیكنم

353
00:34:07,810 --> 00:34:08,570
! مادر

354
00:34:30,469 --> 00:34:31,869
چطور به اینجا رسیدیم ؟

355
00:36:54,830 --> 00:36:55,510
. در و باز كن

356
00:36:55,640 --> 00:36:56,360
. چشم

357
00:37:15,680 --> 00:37:16,480
! وی شویو

358
00:37:18,160 --> 00:37:20,250
كِی عالیجناب دستور آزادیمو میده ؟

359
00:37:22,290 --> 00:37:24,290
! آرزو بر جوانان عیب نیست

360
00:37:25,350 --> 00:37:30,430
عالیجناب دستور دادن , گناهكار یوإن شون به
. میدون جیویو بره و منتظر قرائت حكم باشه

361
00:37:32,810 --> 00:37:33,530
! شاهزاده

362
00:37:34,220 --> 00:37:34,940
! بفرمایید

363
00:37:46,600 --> 00:37:47,600
!چرا معطلی ؟

364
00:38:04,930 --> 00:38:05,730
! زودباش

365
00:38:10,140 --> 00:38:10,900
چیكار میكنی ؟

366
00:38:11,540 --> 00:38:12,420
میخوای بمیری ؟

367
00:38:13,470 --> 00:38:14,390
! تو بهم قول دادی

368
00:38:15,140 --> 00:38:15,810
گفتی

369
00:38:16,000 --> 00:38:17,080
. منو با خودت به یانبی میبری

370
00:38:24,060 --> 00:38:25,060
. میبرمت

371
00:38:26,060 --> 00:38:27,220
. اینجا منتظرم بمون

372
00:38:27,470 --> 00:38:28,350
. حرفت رو باور ندارم

373
00:38:28,930 --> 00:38:29,810
. منم با خودت ببر

374
00:38:30,720 --> 00:38:31,720
! برده ی گستاخ

375
00:38:36,520 --> 00:38:38,000
به چه جرأتی برده صداش میكنی ؟

376
00:38:43,330 --> 00:38:45,810
! یوإن شون , هنوزم گستاخی

377
00:38:46,390 --> 00:38:50,680
. تو همچین موقعیتی , بازم صدات بلنده

378
00:38:51,790 --> 00:38:55,480
. آچو , دختر خوبی باش . من برای خوبیت میگم

379
00:38:57,790 --> 00:39:00,590
. اگه خوبی منو میخوای منم با خودت ببر

380
00:39:02,910 --> 00:39:03,870
! احمق نباش

381
00:39:04,970 --> 00:39:07,580
! اگه با من بیای , ممكنه جونت به خطر بیفته

382
00:39:11,180 --> 00:39:15,580
. آچو , دختر خوبی باش . كاری كه گفتم رو بكن

383
00:39:24,120 --> 00:39:25,040
. من یوون شی رو كشتم

384
00:39:26,720 --> 00:39:30,350
. اگه دست مقامات رسمی بیفتم , زودتر میمیرم

385
00:39:31,520 --> 00:39:35,250
شاید اگه با تو بیام بتونم
. یجوری زنده بمونم

386
00:39:48,850 --> 00:39:49,650
. بیارش بیرون

387
00:39:50,390 --> 00:39:52,590
. حكم امپراتوری فقط راجب تو صدق میكنه

388
00:40:02,250 --> 00:40:04,970
. اگه اون نیاد , منم نمیام

389
00:40:10,970 --> 00:40:12,570
. میتونی همین جا منو بكشی

390
00:40:15,060 --> 00:40:15,740
. خیل خب

391
00:40:16,520 --> 00:40:19,450
اگه میخواید با هم بمیرید , این
. لطف رو در حقت میكنم

392
00:40:21,180 --> 00:40:21,790
. در و باز كن

393
00:40:21,970 --> 00:40:22,730
. چشم

394
00:40:33,180 --> 00:40:33,940
! یوإن شون

395
00:40:35,970 --> 00:40:36,790
! آچو

396
00:40:38,910 --> 00:40:39,710
میترسی ؟

397
00:40:41,450 --> 00:40:42,490
. اصلاً

398
00:42:55,790 --> 00:42:59,270
ستاره ی امپراتور , كسی كه
! فرمانروایی در سرنوشتش ِ

399
00:43:00,790 --> 00:43:03,430
هنگام ترحیم امپراتور , زنگ قصر 45 بار تواخته میشه

400
00:43:04,590 --> 00:43:09,910
زنگ قصر 35 بار نواخته شد ، این یعنی
. مرگ یكی از خویشاوندان امپراتور

401
00:43:16,710 --> 00:43:18,720
! هر چی بخواد بشه , میشه

402
00:43:20,970 --> 00:43:22,290
. پس هر کاری میخوان بکنن , بکنن

403
00:43:28,180 --> 00:43:29,120
! هر چی هم بشه , كاری نمیتونیم بکنیم

