﻿1
00:01:30,482 --> 00:01:34,065
{\fs18\c&806517&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} ترجمه از : ساشلي
{\fs18\c&8FBC8F&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} اميدوارم در كنار عزيزانتون از اين سريال لذت ببريد

2
00:01:35,540 --> 00:01:38,060
<i><font color=Silver>" قسمت سي و هفتم "</font></i>

3
00:01:54,980 --> 00:01:55,980
! نصف شب منو خواستي

4
00:01:56,140 --> 00:01:57,220
چيزي شده ؟

5
00:01:57,580 --> 00:01:58,900
. فقط ميخواستم ببينمت

6
00:02:01,220 --> 00:02:02,040
... آچو

7
00:02:02,900 --> 00:02:04,340
... ازدواج منو شاهزاده

8
00:02:04,380 --> 00:02:07,180
! ميدونم , عاليجناب براي كشتنت آماده شده

9
00:02:08,259 --> 00:02:09,139
ميدوني ؟

10
00:02:11,300 --> 00:02:16,580
فقط هيچ وقت فكرشو نميكردم , دختر
. خودشو طعمه كنه

11
00:02:18,020 --> 00:02:23,020
اون فقط به خودش اهميت ميده , بقيه
. ميتونن قرباني بشن

12
00:02:25,620 --> 00:02:26,780
منو سرزنش ميكني ؟

13
00:02:28,060 --> 00:02:29,300
چطور ميتونم ؟

14
00:02:30,380 --> 00:02:33,820
شرايط باعث شده به جاي مقاومت
. با اوضاع پيش بريم

15
00:02:35,660 --> 00:02:37,300
. فقط دلم براي شاهزاده ميسوزه

16
00:02:38,260 --> 00:02:43,020
! شايد يكم بدجنس باشه اما عشقش به تو واقعيه

17
00:02:43,620 --> 00:02:47,540
! بعد از ازدواج خيلي ناراحت ميشه

18
00:02:48,660 --> 00:02:51,340
. الآن نميتونيم به اين چيزها اهميت بديم

19
00:02:52,500 --> 00:02:57,860
اون درسته دلش ميشکنه اما ما جونمونو
. از دست ميديم

20
00:03:00,620 --> 00:03:02,300
. از تو حركت , از خدا بركت

21
00:03:02,980 --> 00:03:08,420
اگه ايندفعه خدا دوباره جلوي ما رو گرفت
بايد چيكار كنيم ؟

22
00:03:09,220 --> 00:03:10,740
! من به سرنوشت اعتقاد ندارم

23
00:03:11,660 --> 00:03:12,540
! آچو

24
00:03:13,420 --> 00:03:15,060
! من تو رو به يانبي ميبرم

25
00:03:17,820 --> 00:03:22,020
فاصله ي بين وِي و يانبي خيلي زياده
. بايد از كل ايالت و شهرهاش بگذريم

26
00:03:22,420 --> 00:03:23,620
! پنهون شدن سخته

27
00:03:25,100 --> 00:03:28,220
از وقتي اجازه ي رفت و آمد تو
چانگ-آن رو پيدا كردم

28
00:03:28,460 --> 00:03:36,580
فهميدم چند تا گردان از شهر محافظت ميكنن . به
. محض فرار تو كمتر از يك ربع پيدامون ميكنن

29
00:03:37,420 --> 00:03:41,260
. از همه مهم تر , ما آرايش جنگي ارتش رو نميدونيم

30
00:03:41,780 --> 00:03:45,300
اگه به زور رفتيم , ممكنه صاف
. به اونا برخورد كنيم

31
00:03:46,100 --> 00:03:54,060
پس اولين كارمون اينكه تا 100 مايلي شهر
نقشه ي اماكن اردوگاهاي نظامي رو گير بياريم

32
00:03:54,820 --> 00:04:01,580
اما با اعلان ازدواج من , نقشه ي
. اصليمون بهم ميخوره

33
00:04:02,260 --> 00:04:04,180
. بايد ضد حمله بزنيم

34
00:04:06,980 --> 00:04:10,460
. ديگه الآن فقط ميشه با زور از شهر بريم

35
00:04:11,020 --> 00:04:13,100
. اما براي ما راه خوبي نيست

36
00:04:13,460 --> 00:04:14,420
. نگران نباش

37
00:04:15,100 --> 00:04:16,380
. بالاخره يه كاريش ميكنيم

38
00:04:24,020 --> 00:04:24,820
! آچو

39
00:04:26,220 --> 00:04:31,860
! يه چيز هست كه من هرگز بهت نگفتم

40
00:04:35,420 --> 00:04:36,330
! ممنونم

41
00:04:38,180 --> 00:04:40,660
. ممنونم كه مدت ها منو تو جهنم همراهي كردي

42
00:04:42,700 --> 00:04:48,100
بدونه تو , من شايد همون 3 سال پيش
. تو زندان ميمردم

43
00:04:49,700 --> 00:04:54,740
تك تك كارهايي كه برام كردي رو
. تا آخر عمرم جبران ميكنم

44
00:04:56,380 --> 00:05:01,460
وقتي به يانبي برگشتيم , منو ترك نكن , باشه ؟

45
00:05:03,660 --> 00:05:04,700
. اين حرفا لازم نيست

46
00:05:04,820 --> 00:05:06,100
! ما اين حرفا رو با هم نداريم

47
00:05:08,700 --> 00:05:12,500
! يوإن شون , يانبي زادگاه ِ منه

48
00:05:18,460 --> 00:05:19,380
! خواهر لو خو

49
00:05:20,620 --> 00:05:22,380
. من چو چيائو رو ديدم

50
00:05:23,700 --> 00:05:24,980
! بزرگ شده

51
00:05:25,900 --> 00:05:26,940
! قشنگ شده

52
00:05:28,180 --> 00:05:29,260
قدرتمند شده

53
00:05:30,660 --> 00:05:32,540
! شبيه گذشته هاي خودته

54
00:05:34,580 --> 00:05:37,420
اما انگار همه چيز رو درباره ي
. گذشته فراموش كرده

55
00:05:38,500 --> 00:05:40,300
يادش رفته كيه

56
00:05:41,460 --> 00:05:42,900
. من كيم

57
00:05:45,380 --> 00:05:46,580
خواهر لو خو

58
00:05:47,540 --> 00:05:53,040
ازت خواهش ميكنم , اگه اون هيچ وقت به ياد نياورد

59
00:05:54,740 --> 00:05:59,340
گذشته ي منو افشاء نكن تا
! به بچه ام آسيب نرسه

60
00:06:01,100 --> 00:06:03,980
. من با همه ي وجودم از اون محافظت ميكنم

61
00:06:04,580 --> 00:06:06,180
... تو بهشت آرامش داشته باش

62
00:06:08,420 --> 00:06:10,060
! براي آچو دعا كن

63
00:06:11,780 --> 00:06:12,980
! براي منم همينطور

64
00:06:19,620 --> 00:06:20,380
! شاهزاده

65
00:06:21,300 --> 00:06:25,420
امپراتور وِي حيله گره . ميخواد از طريق
. ازدواج شما با شاهزاده به هدفش برسه

66
00:06:26,740 --> 00:06:32,100
ديگه نميتونيم تو هرج و مرج با لباس مبدل
. از چانگ-آن خارج بشيم

67
00:06:35,260 --> 00:06:45,220
تنها چاره حمله كردن به چانگ-آن ِ اما اينطوري
. ممكنه نتونيم كنترل دروازه رو بدست بگيريم

68
00:06:45,740 --> 00:06:48,340
! خطرش خيلي زياده

69
00:06:54,420 --> 00:06:56,100
! شاهزاده , نامه اومده

70
00:06:58,020 --> 00:06:58,860
! صبر كن

71
00:06:59,100 --> 00:07:00,340
. اين كبوتر نامه بر ما نيست

72
00:07:04,860 --> 00:07:05,740
! شاهزاده

73
00:07:14,700 --> 00:07:16,780
شاهزاده , نامه از كيه ؟

74
00:07:17,340 --> 00:07:18,660
! نوشته از طرف يه دوست قديمي ِ

75
00:07:19,860 --> 00:07:23,380
از ما دعوت كرده 4 ساعت ديگه در رستوران
. ژو شيان اونو ببينيم

76
00:07:24,180 --> 00:07:25,380
دوست قديمي ؟

77
00:07:26,940 --> 00:07:30,020
! هويتش رو مخفي كرده
! حتماً تله اس

78
00:07:35,420 --> 00:07:41,220
اگه مرده ي منو ميخواست , ميتونست صبر كنه
ديگه چرا اين كار و بكنه ؟

79
00:07:43,660 --> 00:07:45,860
! بريم ديدنش

80
00:07:48,940 --> 00:07:49,780
! بريم

81
00:08:13,020 --> 00:08:14,340
! لطفاً بفرماييد داخل

82
00:08:18,500 --> 00:08:20,620
! شاهزاده , رسيدن

83
00:08:20,980 --> 00:08:22,380
! من مرخص ميشم

84
00:08:29,900 --> 00:08:30,860
تويي ؟

85
00:08:31,420 --> 00:08:32,220
! ژونگ يو

86
00:08:32,539 --> 00:08:34,339
. ما خيلي وقته همديگر و ميشناسيم

87
00:08:34,780 --> 00:08:37,659
. لزومي به جنگ و دعوا نيست

88
00:08:40,500 --> 00:08:41,420
اون كيه ؟

89
00:08:45,060 --> 00:08:46,020
! جاسوس داليانگ

90
00:08:46,500 --> 00:08:49,860
وقتي شما در ميدون جيويو بوديد , اونا در
. چانگ-آن پنهان شده بودن

91
00:08:50,340 --> 00:08:51,860
. چندين بار باهاشون جنگيدم

92
00:08:52,100 --> 00:08:54,500
اونا هم تو اتفاقات اون سال
. يه نقش هايي داشتن

93
00:08:56,300 --> 00:08:59,180
شاهزاده يوإن شون , من خيلي وقته
. دوست داشتم شما رو ببينم

94
00:09:00,460 --> 00:09:04,500
جاسوس داليانگ , چطور جرأت كرده تو پايتخت وِي
با من قرار ملاقات بزاره ؟

95
00:09:06,620 --> 00:09:08,180
. من با همه ي شهامتم اينجام

96
00:09:09,020 --> 00:09:14,780
با اينحال , شاهزاده يوإن شون , الآن من حتي اگه
به شما بگم قراره امپراتور وِي رو به قتل برسونم

97
00:09:14,940 --> 00:09:17,860
. بازم فكر نكنم شما منو لو بديد

98
00:09:18,220 --> 00:09:19,100
. شايد دادم

99
00:09:20,380 --> 00:09:24,980
شايد بخوام با لو دادن تو , اعتماد
. امپراتور وِي رو جلب كنم

100
00:09:27,420 --> 00:09:31,820
من انقدر مهم نيستم كه بتونم , شما و
. امپراتور رو دوباره با هم آشتي بدم

101
00:09:33,260 --> 00:09:36,300
. عاليجناب , شما مرد باهوشي هستيد

102
00:09:36,860 --> 00:09:39,060
. نيازي به تهديد بي مورد نيست

103
00:09:41,100 --> 00:09:45,020
براي چي منو دعوت كردي ؟

104
00:09:47,900 --> 00:09:49,020
. همكاري

105
00:09:49,900 --> 00:09:50,900
تو و من ؟

106
00:09:51,620 --> 00:09:52,460
. درسته

107
00:09:52,900 --> 00:09:54,580
. پايان سه سال نزديك ِ

108
00:09:55,100 --> 00:10:03,300
ما هر دو ميدونيم , بعد از اعلان ازدواج شما و
. شاهزاده ديگه غيرممكنه بتونيد از چانگ-آن بريد

109
00:10:03,420 --> 00:10:07,620
اگرم شما بخوايد براي رفتن به يانبي
به چانگ-آن حمله كنيد , كليد پيروزي

110
00:10:07,860 --> 00:10:09,220
. دروازه ي شهره

111
00:10:09,820 --> 00:10:13,860
افراد من بين سربازهاي دروازه ي
. شرقي نفوذ كردن

112
00:10:13,980 --> 00:10:17,260
. من ميتونم به شما كمك كنم

113
00:10:19,060 --> 00:10:19,940
. باورش نكنيد

114
00:10:20,500 --> 00:10:25,940
چه قبل از ميدون جيويو , چه بعداً در زندان
. اون بود كه نذاشت من شما رو نجات بدم

115
00:10:28,620 --> 00:10:30,180
. شرايط عوض شده

116
00:10:31,220 --> 00:10:36,100
اگه شما اون موقع مرده بوديد , يانبي تو
هرج مرج ميفتاد و از هم پاشيده ميشد

117
00:10:36,220 --> 00:10:38,300
. خاندان هاي بزرگ ادعاي مالكيت ميكردن

118
00:10:39,060 --> 00:10:43,060
امپراتور وِي هم قدرت سركوب اونا رو نداشت كه
. همين باعث از هم پاشيده شدن ايالت وِي ميشد

119
00:10:44,220 --> 00:10:47,540
هر نوع گرفتاري اي براي ايالت وِي
. داليانگ رو خوشحال ميكنه

120
00:10:47,740 --> 00:10:50,420
براي همين هم من نذاشتم تو شاهزاده رو
. نجات بدي

121
00:10:51,580 --> 00:11:00,020
شاهزاده , يادتونه يكي از افرادم در
زندان به ديدن شما اومد ؟

122
00:11:00,100 --> 00:11:01,300
. با اينحال , شكست خورد

123
00:11:04,220 --> 00:11:06,980
. اما الآن اوضاع فرق كرده

124
00:11:07,580 --> 00:11:11,940
امپراتور وِي الآن سه سال كه به نام شما
. تو مسائل يانبي دخالت ميكنه

125
00:11:12,220 --> 00:11:16,300
تو اين سه سال , براي اينكه يانبي رو
. نگه دارن , آدم هاي زيادي رو كشتن

126
00:11:17,220 --> 00:11:24,780
تو اين دنيا , هيچكس نميتونه به راحتي
يانبي رو از امپراتور بگيره

127
00:11:24,900 --> 00:11:27,180
. به جز شما

128
00:11:29,100 --> 00:11:35,140
. با كمك به شما , من به داليانگ كمك كردم

129
00:11:35,940 --> 00:11:37,620
. اين براي ما هم منفعت داره

130
00:11:40,220 --> 00:11:41,180
خب ؟

131
00:11:43,020 --> 00:11:48,460
خب , عاليجناب , من تنها دوستي هم كه شما
ميتونيد بهش اعتماد كنيد

132
00:11:48,980 --> 00:11:53,860
و تنها كسي هستم كه در شهر چانگ-آن
. ميتونيد به اون تكيه كنيد

133
00:11:54,860 --> 00:12:01,460
شاهزاده , امپراتور وِي بي شرم ِ , درباريان هم به
. چشم يه تيكه گوشت قربوني به شما نگاه ميكنن

134
00:12:02,020 --> 00:12:06,060
. براي همينم اميدوارم به پيشنهاد من فكر كنيد

135
00:12:09,010 --> 00:12:10,380
چجوري ميخواي بهم كمك كني ؟

136
00:12:13,460 --> 00:12:14,420
پس موافقت كرديد ؟

137
00:12:15,660 --> 00:12:16,900
. دلايلت كافي بود

138
00:12:18,100 --> 00:12:21,260
! دشمن ِ دشمنم , دوست منه

139
00:12:23,180 --> 00:12:25,180
. شما واقعاً باهوشيد , عاليجناب

140
00:12:25,780 --> 00:12:30,900
حالا من نسبت به همكاريمون
. اطمينان بيشتري دارم

141
00:12:46,940 --> 00:12:47,780
. شاهزاده

142
00:12:50,020 --> 00:12:50,860
چطور پيش رفت ؟

143
00:12:51,060 --> 00:12:52,820
برادر يوإن شون کسي رو اضافه نکرد ؟

144
00:12:56,900 --> 00:12:59,020
چطور ممكنه حتي يك نفر هم دعوت نکرده باشه ؟

145
00:12:59,740 --> 00:13:01,740
كسي رو نميخواد دعوت كنه ؟

146
00:13:04,020 --> 00:13:06,820
. شاهزاده يوإن شون , حتي بهش نگاه هم نكرد

147
00:13:11,660 --> 00:13:13,020
. شايد سرش شلوغ بوده

148
00:13:18,020 --> 00:13:19,540
چطور ممكنه سرش شلوغ باشه ؟

149
00:13:27,620 --> 00:13:28,540
. شاهزاده

150
00:13:29,820 --> 00:13:31,860
حتماً بايد با شاهزاده يوإن شون ازدواج كنيد ؟

151
00:13:33,620 --> 00:13:34,740
. من درك نميكنم

152
00:13:35,820 --> 00:13:38,060
آخه چيه شاهزاده يوإن شون انقدر خوبه ؟

153
00:13:39,500 --> 00:13:41,980
. حس ميكنم عوض شده

154
00:13:43,780 --> 00:13:48,030
وقتي به شما نگاه ميكنه , ديگه نميدونم
. تو فكرش چي ميگذره

155
00:13:49,700 --> 00:13:54,260
از همه مهم تر , مشخص ِ كه ايشون
. خدمتكارشون رو دوست دارن

156
00:13:55,940 --> 00:14:00,340
شاهزاده , با مقام و زيبايي كه شما داريد
. هر كسي آرزوشه همسر شما بشه

157
00:14:00,900 --> 00:14:02,260
چرا به اون گير داديد ؟

158
00:14:04,580 --> 00:14:09,140
. ساي-وي , تو درك نميكني

159
00:14:10,180 --> 00:14:14,580
وقتي يكي رو دوست داري , دلت ميخواد
. هر روز اونو ببيني

160
00:14:15,020 --> 00:14:20,900
وقتي هم كه اونو مي بيني , خوشحال ميشي
. ميخواي باهاش بموني

161
00:14:21,220 --> 00:14:23,660
. همين ميشه همه ي خوشبختيت

162
00:14:24,900 --> 00:14:28,940
. تازه , مردها هميشه از چند تا زن خوششون مياد

163
00:14:29,140 --> 00:14:34,490
. مثله پدرم كه صد تا بيشتر صيغه داره
. بعضياشونو اصلاً نمي بينه

164
00:14:36,740 --> 00:14:46,060
اگه برادر يوإن شون اونو واقعاً دوست داره
. بعداً ميتونه اونم به قصر بياره

165
00:14:46,660 --> 00:14:50,780
گذشته از اين , برادر يوإن شون و من
. با هم بزرگ شديم

166
00:14:51,300 --> 00:14:53,540
. اون حتماً يه حسي به من داره

167
00:14:54,100 --> 00:14:59,580
بعد از ازدواجمون , وقتي سال هاي زيادي
. با هم بمونيم , اون يه روز منو قبول ميكنه

168
00:15:18,570 --> 00:15:19,340
چيه ؟

169
00:15:20,220 --> 00:15:21,220
. يوإن شون داره ازدواج ميكنه

170
00:15:22,020 --> 00:15:24,740
اين موضوع انقدر تو رو ناراحت كرده
. كه حتي نميتوني يه نشونه گيري بكني

171
00:15:33,340 --> 00:15:37,980
. قبل از تموم شدن حرف مافوقت ميخواي بري
فكر نميكني خيلي گستاخي ؟

172
00:15:39,500 --> 00:15:40,580
ميخواي چي بگي ؟

173
00:15:43,900 --> 00:15:44,980
. يوإن شون داره ازدواج ميكنه

174
00:15:45,860 --> 00:15:46,900
خوشحالي ؟

175
00:15:47,940 --> 00:15:48,860
تو خوشحالي ؟

176
00:15:49,540 --> 00:15:50,540
. من واقعاً خوشحالم

177
00:15:52,700 --> 00:15:53,660
. خل

178
00:15:54,900 --> 00:15:59,420
. تو چند سال اونو همراهيش كردي

179
00:16:00,780 --> 00:16:02,180
. حتماً ناراحتي

180
00:16:03,420 --> 00:16:04,500
. من مثله تو بيكار نيستم

181
00:16:04,900 --> 00:16:07,380
چيه ؟ عصباني هستي ؟

182
00:16:07,940 --> 00:16:10,060
. يوون يو , تو خيلي باهوشي

183
00:16:10,500 --> 00:16:12,900
! من باور نميكنم تو ندوني اين ازدواج يعني چي

184
00:16:13,700 --> 00:16:20,180
اين حرفات چيزي رو عوض نميكنه , درست
. مثله كاري كه روي ميدون جيويو كردي

185
00:16:20,940 --> 00:16:23,740
حالا كه ميدوني , چرا فرار نميكني ؟

186
00:16:24,340 --> 00:16:25,180
فرار كنم ؟

187
00:16:25,700 --> 00:16:26,700
كجا ؟

188
00:16:27,380 --> 00:16:28,380
به سلامت ميتونيم فرار كنيم ؟

189
00:16:29,740 --> 00:16:32,380
! من باور نميكنم تو به انتظار مرگ بشيني

190
00:16:32,980 --> 00:16:34,980
بهم بگو , ميخواي چيكار كني ؟

191
00:16:37,180 --> 00:16:40,740
! برو از امپراتورت بپرس ميخواد چيكار كنه

192
00:16:41,180 --> 00:16:46,260
ميدوني , هر روز داري يك قدم به مرگ نزديك تر ميشي ؟

193
00:16:48,820 --> 00:16:50,660
. ايالت وِي براي حمله كمين كرده

194
00:16:52,180 --> 00:16:57,540
اگه زندگيت واسه ات مهمه , يانبي رو بيخيال شو
. خودتو تو دردسر ننداز

195
00:16:58,740 --> 00:17:00,340
. اگه فرار كني جلوت رو نميگيرم

196
00:17:00,820 --> 00:17:04,580
اما اگه تو چانگ-آن آشوب به پا كني
. زندگيت جهنم ميشه

197
00:17:04,819 --> 00:17:10,779
. يوون يو , نه به ما كمك كن , نه دخالت كن
! اين موضوع به تو ربطي نداره

198
00:17:11,740 --> 00:17:15,460
. تو خانواده و مقام خودت رو داري

199
00:17:16,700 --> 00:17:18,100
. بخواي هم نميتوني به ما كمك كني

200
00:17:19,099 --> 00:17:21,219
. من نميخوام دشمنت بشم

201
00:17:22,780 --> 00:17:24,420
. تو الآنش هم هستي

202
00:17:25,339 --> 00:17:29,420
. اگه دست به كاري بزني , من چشم پوشي نميكنم

203
00:17:31,220 --> 00:17:35,300
. ما هر دو دشمنيم , نميخواد خودتو درگير من كني

204
00:17:36,380 --> 00:17:41,580
اگه راه منو يوإن شون رو سد كني
. من نميدونم چيكار ميكنم

205
00:17:48,580 --> 00:17:50,500
. خوبه , اونا رو داخل ببريد

206
00:17:50,940 --> 00:17:51,500
. چشم

207
00:17:51,580 --> 00:17:52,380
. ميتوني بري

208
00:17:53,980 --> 00:17:55,860
! بانو فِي تشريف آوردن

209
00:17:59,520 --> 00:18:00,660
. مادر

210
00:18:01,700 --> 00:18:02,780
. همه برن

211
00:18:03,380 --> 00:18:04,180
. چشم

212
00:18:11,100 --> 00:18:13,380
مادر , براي چي اينجا اومدي ؟

213
00:18:13,940 --> 00:18:18,580
دخترم داره ازدواج ميكنه و من آخرين
. كسي هستم كه خبردار ميشه

214
00:18:19,260 --> 00:18:22,020
چيه ؟ نميتونم بيام اينجا ديدنت ؟

215
00:18:23,980 --> 00:18:25,620
. من منظورم اين نبود

216
00:18:28,380 --> 00:18:29,460
. دختر خيره سر

217
00:18:29,700 --> 00:18:32,460
به چه جرأتي پشت سر من همچين تصميمي گرفتي ؟

218
00:18:33,260 --> 00:18:35,300
تو اصلاً منو مادرت مي بيني ؟

219
00:18:35,980 --> 00:18:38,620
. من فقط نميخواستم با وليعهد داليانگ ازدواج كنم

220
00:18:38,980 --> 00:18:41,140
ميتونستي به من بگي كه نميخواي با اون
. ازدواج كني

221
00:18:41,300 --> 00:18:44,700
چطور تونستي پيش پدرت بري , بهش التماس كني
كه بزاره با يوإن شون ازدواج كني ؟

222
00:18:45,140 --> 00:18:47,020
من چرا دختر احمقي مثله تو دارم ؟

223
00:18:47,580 --> 00:18:50,700
مگه چه اشكالي داره با يوإن شون ازدواج كنم ؟
. من ميخوام باهاش ازدواج كنم

224
00:18:51,580 --> 00:18:52,580
! منو بزن

225
00:18:52,980 --> 00:18:54,260
! انقدر بزن تا بميرم

226
00:18:54,380 --> 00:18:57,820
اگه من بميرم , ديگه لازمم نيست با كسي
. ازدواج كنم

227
00:19:13,700 --> 00:19:14,660
. مادر

228
00:19:16,940 --> 00:19:19,180
خواهش ميكنم اجازه بده با برادر
. يوإن شون ازدواج كنم

229
00:19:20,660 --> 00:19:24,460
. من از بچگي اونو دوست داشتم
. تو هم اينو ميدوني

230
00:19:29,340 --> 00:19:30,700
. تو چقدر احمقي

231
00:19:31,900 --> 00:19:33,900
. بين شما يه دشمني عميق ِ

232
00:19:34,700 --> 00:19:37,300
اتفاقي كه سه سال پيش روي ميدون جيويو
افتاد رو فراموش كردي ؟

233
00:19:39,700 --> 00:19:41,180
. فراموش نكردم

234
00:19:42,420 --> 00:19:44,620
چطور ميتونم فراموش كنم ؟

235
00:19:47,020 --> 00:19:49,420
. من خيلي عذاب وجدان دارم

236
00:19:50,060 --> 00:19:52,940
. اون موقع كاري نميتونستم براش بكنم
. نميتونستم بهش كمك كنم

237
00:19:53,700 --> 00:19:57,140
. اما الآن بزرگ شدم , ميتونم ازش محافظت كنم

238
00:19:57,460 --> 00:20:01,260
اگه اون با من ازدواج كنه , ديگه هيچكس نميتونه
. بهش آسيبي بزنه

239
00:20:01,380 --> 00:20:04,060
. حتي پدر هم نميتونه . اون ديگه تو خطر نميفته

240
00:20:05,460 --> 00:20:07,100
چطور ميتوني انقدر ساده باشي ؟

241
00:20:09,420 --> 00:20:10,340
! مادر

242
00:20:13,340 --> 00:20:16,220
! برادر يوإن شون , عزيزترين كس ِ منه

243
00:20:17,660 --> 00:20:24,740
من تا ابد نميتونم كسي رو به اندازه ي اون
. دوست داشته باشم

244
00:20:25,010 --> 00:20:28,500
اصلاً به اين فكر كردي كه يوإن شون
چي فكر ميكنه ؟

245
00:20:29,460 --> 00:20:34,220
از تو متنفر نيست ؟ از پدرت متنفر نيست ؟
از ايالت وِي متنفر نيست ؟

246
00:20:34,780 --> 00:20:37,020
بعد از ازدواج , زندگي تو چجوري ميشه ؟

247
00:20:37,300 --> 00:20:40,860
! تو دختر مردي هستي كه پدرشو كشته
اون چطور ميتونه تو رو دوست داشته باشه ؟

248
00:20:43,340 --> 00:20:44,980
. نميخوام زياد فكر كنم

249
00:20:46,660 --> 00:20:48,300
اون حتي اگه از من بدش بياد

250
00:20:48,980 --> 00:20:50,540
حتي اگه از من متنفر باشه

251
00:20:51,940 --> 00:20:55,420
. من بازم هر كاري براي محافظت از اون ميكنم

252
00:20:55,580 --> 00:20:58,980
. من حتي براش ميميرم

253
00:21:06,500 --> 00:21:11,020
! مادر , اين آخرين خواسته ي منه

254
00:21:11,980 --> 00:21:13,380
. لطفاً دعاي خيرت رو به من بده

255
00:21:17,860 --> 00:21:18,740
. باشه

256
00:21:20,940 --> 00:21:21,980
. ولي عشقت نافرجام ِ

257
00:21:24,300 --> 00:21:29,260
! اميدوارم در آينده از تصميمت پشيمون نشي

258
00:21:30,420 --> 00:21:32,300
. هيچ وقت نميشم

259
00:21:40,700 --> 00:21:45,900
{\fs18\c&806517&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} ترجمه از : ساشلي
{\fs18\c&8FBC8F&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} اميدوارم در كنار عزيزانتون از اين سريال لذت ببريد

260
00:21:47,700 --> 00:21:49,900
! بانو

261
00:21:53,460 --> 00:21:54,420
ژنرال خواي ؟

262
00:21:54,900 --> 00:21:56,740
مگه براتون نامه ننوشتم ؟

263
00:21:57,020 --> 00:21:59,980
اين روزها سرم شلوغه , وقت ندارم
. شما رو ببينم

264
00:22:00,460 --> 00:22:03,380
. براي همينم من منتظرتون بودم

265
00:22:04,020 --> 00:22:05,380
موضوع چيه ؟

266
00:22:05,820 --> 00:22:06,860
. تو چند كلمه خلاصه نميشه

267
00:22:07,900 --> 00:22:10,180
وقتي به قصر لان فون برگرديم
. به شما ميگم

268
00:22:10,700 --> 00:22:11,660
! گستاخ

269
00:22:12,180 --> 00:22:17,180
درسته كه ژنرال خواي برادر بزرگ من هستن اما
. مناسب نيست شما مكرراً به قصر ممنوعه بياييد

270
00:22:17,460 --> 00:22:20,940
يه روز ديگه وقتي بيكار بودم , شما رو
. احضار ميكنم

271
00:22:21,580 --> 00:22:22,540
. بريم

272
00:22:32,940 --> 00:22:35,020
. هيچكس مناسبتر از تو نيست كه به اون خدمت كنه

273
00:22:37,140 --> 00:22:40,820
پس حتماً منو براي خدمت به شخص مهمي
. ميخوايد بفرستيد

274
00:22:41,140 --> 00:22:42,220
! امپراتوره

275
00:22:43,260 --> 00:22:44,260
ميترسي ؟

276
00:22:47,860 --> 00:22:49,180
! من فقط يه دختر بدبخت بودم

277
00:22:49,510 --> 00:22:51,340
! شما بوديد كه منو نجات داديد

278
00:22:52,460 --> 00:22:57,260
. قصر براي يه دختر جوون يعني يه فرصت عالي

279
00:22:58,220 --> 00:23:00,300
. من شما رو نااميد نميكنم

280
00:23:02,900 --> 00:23:04,620
. بلند شو

281
00:23:04,900 --> 00:23:06,220
. مقدمات رو فرآهم كن

282
00:23:07,380 --> 00:23:12,980
وقتي به قصر فرستادمت , تو ديگه
. فقط ميتوني به خودت تكيه كني

283
00:23:14,700 --> 00:23:15,940
. ممنونم , ارباب

284
00:23:17,260 --> 00:23:18,780
... هرزه ي لعنتي

285
00:23:19,540 --> 00:23:24,460
از وقتي اونو به امپراتور دادم
. ديگه منو نمي شناسه

286
00:23:40,060 --> 00:23:40,820
! چيائو چيائو

287
00:23:40,940 --> 00:23:42,340
. ببين , برات گل آوردم

288
00:23:42,460 --> 00:23:43,180
ازشون خوشت مياد ؟

289
00:23:43,300 --> 00:23:45,140
. خودم اونا رو چيدم

290
00:23:45,420 --> 00:23:46,060
دوستشون داري ؟

291
00:23:46,180 --> 00:23:47,380
. اونا رو بو كن , خيلي خوشبوأن

292
00:23:48,460 --> 00:23:49,300
. چيائو چيائو

293
00:23:50,390 --> 00:23:52,740
از من عصباني اي ؟

294
00:23:53,620 --> 00:23:55,460
. شاهزاده , اينجا اردوگاه ارتشي ايالت وِي ِ

295
00:23:55,580 --> 00:23:57,260
. من كار دارم , نميتونم با شما صحبت كنم

296
00:23:57,540 --> 00:23:59,580
. من كار ندارم , ميتونم باهات صحبت كنم

297
00:24:00,020 --> 00:24:02,220
. تو هم ميتوني به رفتارت ادامه بدي

298
00:24:02,700 --> 00:24:03,660
! شيائو سو

299
00:24:04,820 --> 00:24:07,700
. تو رو واقعاً نميشه دوست داشت

300
00:24:08,300 --> 00:24:09,180
واقعاً ؟

301
00:24:10,180 --> 00:24:12,500
. اولينباره ميشنوم

302
00:24:13,940 --> 00:24:16,460
. راستي , چيائو چيائو , برات يه هديه ديگه آوردم

303
00:24:16,680 --> 00:24:19,980
تو اردوگاه ارتشي , تو همش در معرض
. هواي سرد قرار ميگيري

304
00:24:20,100 --> 00:24:21,660
. حتماً از پوستت محافظت نميكني

305
00:24:21,780 --> 00:24:22,300
... بزار بهت بگم

306
00:24:22,460 --> 00:24:23,660
... من برات
. بسه

307
00:24:24,060 --> 00:24:24,580
. بزار بهت بگم

308
00:24:24,740 --> 00:24:27,340
. ميخوام يكبار براي هميشه تكليفمون رو روشن كنم

309
00:24:28,540 --> 00:24:29,620
. من واقعاً از تو متنفرم

310
00:24:30,140 --> 00:24:31,620
! متنفرم كه همش دنبالمي

311
00:24:31,740 --> 00:24:33,380
! متنفرم كه مثله دخترها لباس ميپوشي

312
00:24:34,260 --> 00:24:37,700
! متنفرم كه شبيه احمق ها رفتار ميكني

313
00:24:38,260 --> 00:24:41,180
! از چشمات كه مثله روباه ِ متنفرم
! از زبونت متنفرم

314
00:24:41,340 --> 00:24:43,020
! از اين متنفرم كه همش دردسر درست كني

315
00:24:46,020 --> 00:24:47,060
! خارق العاده بود

316
00:24:47,500 --> 00:24:49,020
. واقعاً حرفاي شيريني بود

317
00:24:49,820 --> 00:24:50,940
بازم هست ؟

318
00:24:51,540 --> 00:24:52,380
. چه جورم

319
00:24:53,340 --> 00:24:55,020
! بهتره رفتار مسالمت آميزي داشته باشيم

320
00:24:55,540 --> 00:24:58,940
اگه دوباره اذيتم كني
. منم دوباره ميزنمت

321
00:25:02,340 --> 00:25:03,340
من چيكار كنم ؟

322
00:25:03,660 --> 00:25:06,980
هر چي بيشتر از اين حرفا به من بزني
. من از تو بيشتر خوشم مياد

323
00:25:09,020 --> 00:25:14,580
شاهزاده , اگه منو دوست داريد
. بهتره ازم فاصله بگيريد

324
00:25:15,980 --> 00:25:17,740
. مراقب مشت هام باش

325
00:25:19,580 --> 00:25:20,860
. چيائو چيائو , من هنوز حرفمو تموم نكردم

326
00:25:23,260 --> 00:25:25,180
! جناب وليعهد ! جناب وليعهد

327
00:25:25,300 --> 00:25:26,380
جناب وليعهد , حالتون خوبه ؟

328
00:25:26,980 --> 00:25:27,860
. چيائو چيائو

329
00:25:27,980 --> 00:25:28,700
! جناب وليعهد ! جناب وليعهد

330
00:25:28,820 --> 00:25:29,380
حالتو خوبه ؟

331
00:25:29,540 --> 00:25:30,140
. بياييد اينجا

332
00:25:30,260 --> 00:25:31,060
. كمك كنيد جناب وليعهد بلند بشن

333
00:25:31,220 --> 00:25:32,860
. وايسيد , وايسيد , وايسيد

334
00:25:33,020 --> 00:25:34,140
! جناب وليعهد
! چيائو چيائو

335
00:25:34,660 --> 00:25:35,940
خوبيد ؟ صدمه نديديد ؟

336
00:25:36,100 --> 00:25:36,740
. ما بادتون ميزنيم

337
00:25:36,900 --> 00:25:37,420
حالتون خوبه ؟

338
00:25:37,540 --> 00:25:38,340
چي شده ؟

339
00:25:38,900 --> 00:25:42,780
ژنرال يوون , جناب وليعهد چند تا هديه آوردن

340
00:25:43,220 --> 00:25:47,580
اما من فكر نميكردم جواب كار ايشون رو افراد
. اين اردوگاه با توهين پس ميدن

341
00:25:47,780 --> 00:25:50,220
. اردوگاه شيائوچي جاي مهمي ِ

342
00:25:50,460 --> 00:25:53,460
. عاليجناب , لطفاً بدونه دعوت اينجا تشريف نياريد

343
00:25:53,660 --> 00:25:55,140
يعني چي ؟

344
00:25:55,460 --> 00:25:58,700
بخاطر ما اونو مجازات نميكنيد ؟

345
00:26:01,020 --> 00:26:01,980
. گستاخ نباش

346
00:26:02,540 --> 00:26:05,740
. خودم زمين خوردم . به ديگران ربطي نداره

347
00:26:10,700 --> 00:26:12,780
. چيائو چيائو

348
00:26:13,020 --> 00:26:14,050
. من بدجو صدمه ديدم

349
00:26:14,260 --> 00:26:16,180
موافقي بيرون بريم ؟

350
00:26:16,580 --> 00:26:18,580
چرا هميشه ميخواي من همراهيت كنم ؟

351
00:26:18,940 --> 00:26:20,580
. چون ازت خوشم مياد

352
00:26:24,060 --> 00:26:27,660
عاليجناب , اگه ميخوايد قدم بزنيد
. من ميتونم شما رو همراهي كنم

353
00:26:29,980 --> 00:26:31,700
. من چيائو چيائو رو ميخوام

354
00:26:32,780 --> 00:26:33,620
. چيائو چيائو

355
00:26:34,220 --> 00:26:36,180
. بيرون شهر پر از سربازه

356
00:26:36,380 --> 00:26:38,940
. همشون بو عرق ميدن , هوا رو آلوده ميكنن

357
00:26:39,100 --> 00:26:41,620
ولي هواي اطراف تو هميشه خوشبوهه

358
00:26:41,780 --> 00:26:44,580
. فقط با وجود تو , منظره ها چشمگير ميشن

359
00:26:45,820 --> 00:26:48,700
. يوإن شون نگران نقشه ي پادگان هاي بيرون شهره

360
00:26:49,260 --> 00:26:53,060
شايد با اون برم بتونم از جاي پادگان ها
. هم سر دربيارم

361
00:26:57,020 --> 00:27:05,100
باشه , حالا كه وليعهد اينطور ميخوان
. من شما رو همراهي ميكنم

362
00:27:05,260 --> 00:27:06,860
. واقعاً ؟ بريم

363
00:27:11,340 --> 00:27:12,300
! وليعهد

364
00:27:12,500 --> 00:27:13,900
شما به شكار علاقه داريد ؟

365
00:27:14,220 --> 00:27:16,220
. جلوتر كه بريم , به زمين هاي شكاري وِي ميرسيم

366
00:27:17,500 --> 00:27:19,380
من چطور متيونم انقدر بيرحم باشم ؟

367
00:27:19,540 --> 00:27:21,060
. من با مردم شما فرق ميكنم

368
00:27:21,180 --> 00:27:23,620
. مردم شما براي " جون " ارزش قائل نيستن

369
00:27:24,300 --> 00:27:25,260
منظورت چيه ؟

370
00:27:26,460 --> 00:27:32,460
. من شنيدم , شما شكار انسان داريد
. انسان ها طعمه ي اشراف زاده ها ميشن

371
00:27:33,300 --> 00:27:35,350
. واقعاً غيرانساني ِ

372
00:27:36,340 --> 00:27:37,660
. خب شما ميتونيد فقط حيوون شكار كنيد

373
00:27:37,940 --> 00:27:39,380
. حيوون ها هم جون دارن

374
00:27:39,780 --> 00:27:44,220
پدرم به مذهب بودائيست خيلي احترام ميزاره
. اون ميگه همه برابرن

375
00:27:46,980 --> 00:27:48,420
. شما واقعاً خيلي مهربونيد

376
00:27:48,540 --> 00:27:49,460
. معلومه

377
00:27:49,940 --> 00:27:54,980
يكي دوست داره " زندگي " نابود كنه
. من دوست دارم زندگي بسازم

378
00:27:56,180 --> 00:27:57,180
زندگي بسازيد ؟

379
00:27:58,060 --> 00:28:03,900
اگه من ميتونستم با زني كه دوست دارم يه
. زندگي بسازم , خيلي چيز قشنگي ميشد

380
00:28:04,140 --> 00:28:06,820
چيائو چيائو , دوست داري امتحان كني ؟

381
00:28:07,060 --> 00:28:08,540
بچه ي منو تو چي

382
00:28:08,700 --> 00:28:09,300
... ميشه , بچه مون

383
00:28:09,460 --> 00:28:10,380
. بسه , ساكت شو

384
00:28:12,860 --> 00:28:14,740
. چيائو چيائو , وايسا

385
00:28:18,540 --> 00:28:20,540
نقشه ي آرايش جنگي براي يوإن شون آماده اس ؟

386
00:28:21,420 --> 00:28:22,580
. آماده اس

387
00:28:24,660 --> 00:28:29,460
اگه يوإن شون بتونه از شهر بيرون بره
. خيلي از شما ممنون ميشه

388
00:28:31,420 --> 00:28:32,420
. لازم نيست

389
00:28:37,340 --> 00:28:41,380
. اگه بخاطر من نبود , اون 3 سال اينجا نبود

390
00:28:43,140 --> 00:28:46,100
. هيچي به جز منفعت داليانگ مهم نيست

391
00:28:47,220 --> 00:28:54,380
فقط اميدوارم منو نااميد نكنه , بدست ايالت وِي
. كشته بشه

392
00:29:06,220 --> 00:29:10,380
. شنيدم وليعهدمون از شهر بيرون رفتن

393
00:29:10,540 --> 00:29:11,380
. درسته

394
00:29:13,940 --> 00:29:15,140
افراد رو فرستادي ؟

395
00:29:15,700 --> 00:29:16,940
. ترتيب همه چي داده شده

396
00:29:20,660 --> 00:29:26,660
اميدوارم ايندفعه ديگه لازم نباشه
. قيافه اش رو ببينم

397
00:29:38,220 --> 00:29:39,100
. وليعهد

398
00:29:39,260 --> 00:29:43,540
قبل از امروز , مهارت اسب سواريتون خوب بود
چرا امروز اينطوري هستيد ؟

399
00:29:43,700 --> 00:29:46,020
. من با اسب خودم فقط ميتونم اسب سواري كنم

400
00:29:46,220 --> 00:29:49,460
. اونم چون از کُره گي با من بوده
. به دستوراتم گوش ميكنه

401
00:29:49,660 --> 00:29:52,540
شبيه اين يكي نيست , اين همش ميخواد
. منو زمين بندازه

402
00:29:52,780 --> 00:29:54,540
خب چرا با اسب خودتون نيومديد ؟

403
00:29:55,140 --> 00:30:03,340
چون ميخواستم با تو سِت باشم , نگاه كن , رنگ
اسبت , تمام مشكي با يه خال سفيد روي دماغش ِ

404
00:30:03,500 --> 00:30:07,180
منم بايد يه اسب تمام سفيد با يه خال مشكي رو دماغش
. سوار ميشدم

405
00:30:09,860 --> 00:30:10,820
. واقعاً خنده داري

406
00:30:11,380 --> 00:30:16,620
. من هميشه فكر ميكردم آدم نرمالي نيستي
. معلومه شد درست حدس زدم , نرمال نيستي

407
00:30:16,860 --> 00:30:22,420
. چرا هستم , فقط روش زندگيم فرق ميكنه

408
00:30:22,900 --> 00:30:28,500
من بايد تحت هر شرايطي , يه مرد خوشگذرون
. بي خيال و صبور باشم

409
00:30:36,420 --> 00:30:37,340
. تيرش زهري

410
00:30:37,580 --> 00:30:40,740
كار توهه ؟
من چند نفر و فرستادم كه منو بكشن ؟

411
00:30:52,620 --> 00:30:53,380
! چيائو چيائو

412
00:30:53,620 --> 00:30:56,100
. واسه بغل كردنم , لازم نبود منو بندازي
. ساكت شو

413
00:31:08,380 --> 00:31:09,140
. پاشو

414
00:31:33,180 --> 00:31:33,860
! فرار كن

415
00:31:50,300 --> 00:31:50,780
. چيائو چيائو

416
00:31:50,940 --> 00:31:52,140
جلومونم آدمه , چيكار كنيم ؟

417
00:32:00,700 --> 00:32:01,380
. برو

418
00:32:11,140 --> 00:32:11,940
چيكار كنيم ؟

419
00:32:22,380 --> 00:32:23,180
. مراقب باش

420
00:32:29,180 --> 00:32:30,020
. چيائو چيائو

421
00:32:30,620 --> 00:32:31,420
. من خوبم

422
00:32:31,780 --> 00:32:32,540
. بريم

423
00:33:18,740 --> 00:33:19,460
. اون بالآن

424
00:33:19,620 --> 00:33:20,940
. از همه طرف بهشون حمله کنيد

425
00:33:24,660 --> 00:33:25,540
. بپر

426
00:33:26,740 --> 00:33:27,660
. محال ِ

427
00:33:27,820 --> 00:33:28,860
. بپرم خفه ميشم

428
00:33:44,140 --> 00:33:44,900
! شاهزاده

429
00:33:45,340 --> 00:33:48,660
ما نقشه رو برنامه ريزي كرديم اما
. تعدادمون كافي نيست

430
00:33:49,580 --> 00:33:52,860
. با زور نميتونيم كنترل دروازه رو به دست بگيريم

431
00:33:54,420 --> 00:33:58,260
به اون جاسوس داليانگ شيائو يو هم نميشه
. اعتماد كرد

432
00:34:01,300 --> 00:34:04,620
. تنها چاره , استفاده از ارتش شيولي ِ

433
00:34:04,980 --> 00:34:06,100
. ميدونم به چي فكر ميكني

434
00:34:06,700 --> 00:34:09,820
اما انقدر نقشه نريز از طريق آچو
. ارتش شيولي رو كنترل كني

435
00:34:12,300 --> 00:34:13,020
. شاهزاده

436
00:34:15,500 --> 00:34:17,860
. شاهزاده , خانوم آچو تو دردسر افتادن
. الآن در جنوب شيائو گوآن هستن

437
00:34:18,699 --> 00:34:20,099
آچو , شيائو گوآن چيكار ميكنه ؟

438
00:34:20,380 --> 00:34:24,860
امروز , خانوم آچو به اسم همراهي وليعهد بيرون
شهر رفتن تا آرايش جنگي پادگان ها رو بررسي كنن

439
00:34:29,179 --> 00:34:29,899
حقيقت داره ؟

440
00:34:30,020 --> 00:34:30,700
. درسته

441
00:34:30,860 --> 00:34:32,540
. سي ديِ ديده افراد زيادي براي اونا كمين كردن

442
00:34:33,739 --> 00:34:35,259
. شاهزاده , نبايد بريد

443
00:34:36,100 --> 00:34:38,339
اگه به خواست خودتون از شهر بيرون بريد
. از فرمان امپراتور سرپيچي كرديد

444
00:34:38,500 --> 00:34:39,340
... زندگيتون به خطر

445
00:34:39,500 --> 00:34:42,020
. مرگ و زندگي آچو از همه چي مهم تره

446
00:34:42,780 --> 00:34:43,820
. دو چيز رو بايد يادت باشه

447
00:34:44,340 --> 00:34:46,540
. اول اينكه : آچو رو بايد بياري

448
00:34:46,739 --> 00:34:48,939
! دوم اينكه : نزار لو بري

449
00:34:49,300 --> 00:34:54,660
اگه گير دشمن هم افتادي , آجينگ
! ميدوني كه بايد چيكار كني

450
00:34:55,900 --> 00:34:56,820
. ميدونم

451
00:34:57,340 --> 00:34:58,420
. برو

452
00:35:02,420 --> 00:35:03,270
. شاهزاده

453
00:35:03,780 --> 00:35:06,740
. وليعهد داليانگ مورد حمله قرار گرفته
ميدونيد كار كيه ؟

454
00:35:08,380 --> 00:35:09,420
. نميدونم

455
00:35:10,660 --> 00:35:14,340
اگه وليعهد داليانگ اينجا بميره , چانگ-آن
. تو هرج و مرج ميفته

456
00:35:14,660 --> 00:35:16,300
. ما هم سود ميبريم

457
00:35:18,660 --> 00:35:21,860
... وليعهد مُرد هم مُرد

458
00:35:22,380 --> 00:35:29,100
ولي اگه آچو هنوز با شيائو سو باشه
. ميترسم يه كاري دست خودش داده باشه

459
00:35:32,900 --> 00:35:34,100
! خدا هم با منه

460
00:36:08,660 --> 00:36:10,380
چرا انقدر احمقي ؟

461
00:36:11,460 --> 00:36:15,660
مگه نميدوني اگه من بميرم , به تو هم
سود زيادي ميرسه ؟

462
00:36:33,980 --> 00:36:35,420
اين چرا انقدر قوي بود ؟

463
00:36:40,900 --> 00:36:41,500
. ارباب

464
00:36:41,700 --> 00:36:44,180
نگهبانان دروازه فهميدن كه شاهزاده يوإن شون
. با لباس مبدل از شهر خارج شده

465
00:36:44,980 --> 00:36:45,740
با چند نفر بوده ؟

466
00:36:45,900 --> 00:36:49,180
نگهبان هاي شخصيش بودن , طبق دستورتون
. كسي جلوشو نگرفت

467
00:36:49,820 --> 00:36:50,780
كجا رفت ؟

468
00:36:51,100 --> 00:36:53,660
. داشت به سرعت به سمت شيائو گوآن ميرفت

469
00:36:54,740 --> 00:36:55,620
شيائو گوآن ؟

470
00:36:55,900 --> 00:36:56,700
. بله

471
00:36:56,860 --> 00:37:01,660
امروز بعد از ظهر وليعهد داليانگ هم به
. همراه مربي چو به شيائو گوآن رفتن

472
00:37:02,220 --> 00:37:04,260
. يوئه چي , نگهبان هاي يو رو جمع كن

473
00:37:04,420 --> 00:37:07,980
. نزار افسرهاي اردوگاه شيائوچي بويي ببرن

474
00:37:08,140 --> 00:37:10,220
همين الآن به نگهبانان يو دستور بده
. دنبال من بيان

475
00:37:10,580 --> 00:37:12,100
. بايد يوإن شون رو برگردونيم

476
00:37:29,380 --> 00:37:30,140
! چيائو چيائو

477
00:37:30,500 --> 00:37:31,580
بيدار شدي , چيائو چيائو ؟

478
00:37:38,980 --> 00:37:41,500
. بوي گند بالاخره رفت

479
00:37:43,620 --> 00:37:48,220
. لباسم خيلي تو آب موند . هم كهنه شد هم از قيافه افتاد
. فقط انداختم روت تا يكم گرم بشي

480
00:37:49,660 --> 00:37:50,660
! تكون نخور , تكون نخور

481
00:37:51,100 --> 00:37:51,900
. زخمي شدي

482
00:37:52,060 --> 00:37:52,820
. تكون نخور

483
00:37:53,020 --> 00:37:54,580
خيلي درد ميكنه , مگه نه ؟

484
00:37:58,460 --> 00:38:01,540
چيائو چيائو , حالا بايد چيكار كنيم ؟

485
00:38:02,660 --> 00:38:03,580
. هيچ كار

486
00:38:04,100 --> 00:38:04,900
. بشين

487
00:38:05,420 --> 00:38:06,300
. استراحت كن

488
00:38:12,060 --> 00:38:17,220
چائو چيائو , فكر ميكني اونايي كه دنبالمون بودن
كي بودن ؟

489
00:38:18,740 --> 00:38:19,820
. نميدونم

490
00:38:20,740 --> 00:38:28,020
به نظر من , از داليانگ بودن . اگه من بميرم , ديگه
. وليعهدي وجود نداره

491
00:38:28,220 --> 00:38:30,260
! اونوقت برادر بزرگ ترم به تخت ميشينه

492
00:38:31,940 --> 00:38:35,540
اين در حاليِكه بيشترين كسي كه ميخواد من
در چانگ-آن بميرم

493
00:38:36,220 --> 00:38:38,220
. ارباب تو , يوإن شون ِ

494
00:38:38,460 --> 00:38:40,700
. اگه من بميرم , چانگ-آن تو هرج و مرج ميفته

495
00:38:40,940 --> 00:38:44,020
. بين ايالت وِي و داليانگ جنگ ميشه

496
00:38:44,220 --> 00:38:46,820
ديگه امپراتور وِي وقت نداره با
. يوإن شون سر و كله بزنه

497
00:38:46,980 --> 00:38:49,940
. اون موقع , يوإن شون هم جايگاهش رو محكم ميكنه

498
00:38:54,500 --> 00:39:00,220
با اينحال , وقتي ديدم داري سعي ميكني منو
. نجات بدي , فكر كردم شايد اشتباه ميكنم

499
00:39:00,420 --> 00:39:00,900
همينطوره ؟

500
00:39:01,100 --> 00:39:02,020
. ساكت شو

501
00:39:06,020 --> 00:39:07,060
. بهتره ساكت شي

502
00:39:07,540 --> 00:39:11,860
نمي ترسي براي خلاص شدن از دستت
من خودم تو رو بكشم ؟

503
00:39:12,420 --> 00:39:12,820
! چيائو چيائو

504
00:39:13,020 --> 00:39:15,260
من انقدر خوشم مياد تو هم
! باهوشي , هم مهربون

505
00:39:15,540 --> 00:39:16,740
. تو واقعاً دختر خوبي هستي

506
00:39:17,580 --> 00:39:18,740
تشنه ته ؟

507
00:39:19,020 --> 00:39:21,020
آب برات پيدا كنم ؟

508
00:39:21,220 --> 00:39:22,740
راستي , گشنه ات هم هست ؟

509
00:39:22,940 --> 00:39:24,620
چطوره غذا هم پيدا كنم ؟

510
00:39:43,580 --> 00:39:46,540
چيائو چيائو , چت شد ؟
. زخمات دارن خون ميان

511
00:39:46,900 --> 00:39:47,740
چيكار كنيم ؟

512
00:39:48,020 --> 00:39:48,940
چيكار كنيم ؟

513
00:39:54,950 --> 00:39:55,860
. اونو بكش

514
00:39:56,460 --> 00:39:57,260
. همين الآن

515
00:39:58,620 --> 00:39:59,940
... من ... من

516
00:40:00,420 --> 00:40:01,740
... من ... من

517
00:40:02,460 --> 00:40:03,420
. زودباش

518
00:40:03,620 --> 00:40:04,740
. باشه , اونو ميكشم

519
00:40:09,820 --> 00:40:10,700
. نيا جلو

520
00:40:11,580 --> 00:40:12,540
صدامو نميشنوي ؟

521
00:40:36,260 --> 00:40:38,900
. چيائو چيائو , اينجا خيلي خطرناكه
. بيا بريم قايم بشيم

522
00:40:39,140 --> 00:40:40,300
. بيا , بزار اول بلندت كنم

523
00:40:41,260 --> 00:40:42,060
. بيا

524
00:40:44,580 --> 00:40:45,380
. آروم

525
00:40:46,980 --> 00:40:47,740
. آروم

526
00:41:08,100 --> 00:41:10,740
يوإن شون از حكم سلطنتي سرپيچي كرد
. و به شيائو گوآن رفت

527
00:41:11,540 --> 00:41:12,940
. حتماً براي شينگ-إر اتفاقي افتاده

528
00:41:13,780 --> 00:41:20,420
ارباب , از اينجا پايين رفتن خيلي آسونه
. اما صخره اش خطرناكه

529
00:41:21,300 --> 00:41:22,620
. وقت رو نبايد از دست بديم

530
00:41:28,060 --> 00:41:28,820
. آروم

531
00:41:29,100 --> 00:41:30,060
! بشين اينجا , چيائو چيائو

532
00:41:30,380 --> 00:41:31,140
. بيا

533
00:41:32,380 --> 00:41:33,380
. آروم

534
00:41:35,980 --> 00:41:36,740
چي شده ؟

535
00:41:36,940 --> 00:41:37,980
زخمات درد ميكنن ؟

536
00:41:38,420 --> 00:41:40,860
. چند تا گياه دارويي اونجاست
. اونا رو برام بكن

537
00:41:41,340 --> 00:41:42,500
! اينو ؟ باشه

538
00:42:01,980 --> 00:42:02,780
. چيائو چيائو

539
00:42:03,820 --> 00:42:06,140
. تو نميتوني دوباره بجنگي

540
00:42:06,940 --> 00:42:07,980
چيكار كنيم ؟

541
00:42:09,180 --> 00:42:10,020
... من فكر ميكنم

542
00:42:10,180 --> 00:42:12,100
. ميتونيم دو تايي اونا رو از بين ببريم

543
00:42:12,340 --> 00:42:13,140
تو چي فكر ميكني ؟

544
00:42:15,620 --> 00:42:19,020
! اولاً , ما نه فقط من

545
00:42:20,460 --> 00:42:25,540
. دوماً , دشمن خيلي زياده ولي من تنهام

546
00:42:27,220 --> 00:42:32,020
فكر ميكني تو اين شرايط چند نفر و ميتونم بكشم ؟

547
00:42:35,740 --> 00:42:37,380
... از الآن بگم

548
00:42:38,180 --> 00:42:44,980
اگه هيچ راه فراري نداشتيم , من براي
. نجات خودم تو رو دو دستي تحويل ميدم

549
00:42:54,620 --> 00:42:55,420
... پس

550
00:42:56,380 --> 00:42:57,860
. پس اينكار و ميكنيم , چيائو چيائو

551
00:43:01,180 --> 00:43:04,380
من حواس دشمن رو پرت ميكنم تو هم با آخرين
. قدرتت فرار كن

552
00:43:04,540 --> 00:43:05,420
اين خوبه ؟

553
00:43:05,740 --> 00:43:09,860
! راستي , اينو بگير

554
00:43:10,340 --> 00:43:11,180
. من هنرهاي رزمي بلد نيستم

555
00:43:11,380 --> 00:43:13,140
اين اسلحه ي مخفي رو پدرم بهم داده
. كه از خودم مراقبت كنم

556
00:43:13,380 --> 00:43:18,420
اونو بچرخوني , 50 تا سوزن پرتاب ميكنه كه
. همشون زهري أن , به هر كي بخوره ميميره

557
00:43:18,620 --> 00:43:19,420
. نگهش دار

558
00:43:19,620 --> 00:43:21,340
. تو موقعيت حساس , جونت رو نجات ميده

559
00:43:27,540 --> 00:43:30,180
الآن يهو فهميدي عاشقم شدي ؟

560
00:43:31,740 --> 00:43:33,340
. نميخواد عجله كني

561
00:43:33,980 --> 00:43:36,220
. وقتي به چانگ-آن برگشتيم , كلي فرصت داري

562
00:43:42,140 --> 00:43:43,020
. دارن ميان

563
00:43:43,220 --> 00:43:44,220
. من اونا رو دنبال خودم ميكشم

564
00:43:44,620 --> 00:43:45,420
. مراقب باش

565
00:43:45,660 --> 00:43:46,420
. چيزي نميشه

566
00:43:51,340 --> 00:43:53,180
. من اينجام

