﻿1
00:01:30,482 --> 00:01:34,065
{\fs18\c&806517&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} ترجمه از : ساشلي
{\fs18\c&8FBC8F&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} اميدوارم در كنار عزيزانتون از اين سريال لذت ببريد

2
00:01:35,500 --> 00:01:38,100
<i><font color=Silver>" قسمت چهل و هشتم "</font></i>

3
00:01:45,220 --> 00:01:46,020
! شاهزاده

4
00:01:56,580 --> 00:01:57,500
! اونجا يه توماره

5
00:02:18,940 --> 00:02:19,780
! ممنونم , شاهزاده

6
00:02:20,980 --> 00:02:24,740
. به هيچي دست نزن , همه جا تله اس

7
00:02:27,180 --> 00:02:28,540
چيزي فهميديد ؟

8
00:02:30,140 --> 00:02:33,340
! تله هاي اينجا برام آشنان

9
00:02:34,380 --> 00:02:37,500
وقتي بچه بودم يكي رو ميشناختم كه تو
. تله ساختن استاد بود

10
00:02:38,180 --> 00:02:41,820
بي وقفه , بدونه اينكه آب و غذا بخوره
. فقط ماشين هاي تله ميساخت

11
00:02:44,500 --> 00:02:47,300
منظورتون همون غريبه اي كه براتون اون پرنده ي
چوبي هم درست كرده ؟

12
00:02:47,620 --> 00:02:48,460
... آره

13
00:02:52,740 --> 00:02:57,020
فكر ميكنيد , اون آدم ربطي به اين غار داره ؟

14
00:02:57,900 --> 00:03:02,460
حس ميكنم تله هاي اين غار شبيه
. تله هاي اون هستن

15
00:03:04,100 --> 00:03:06,100
. اين اردوگاه رازهاي بيشتري بايد داشته باشه

16
00:03:10,060 --> 00:03:11,500
شماها جاسوس داليانگ هستيد ؟

17
00:03:11,620 --> 00:03:12,860
! واقعاً باهوشيد , ارباب يو

18
00:03:13,900 --> 00:03:15,020
! تو خيلي احمقي

19
00:04:17,740 --> 00:04:18,580
! شاهزاده

20
00:04:25,420 --> 00:04:26,420
! تنهام بزار

21
00:04:31,700 --> 00:04:33,340
! ميخوام تنها باشم

22
00:05:14,940 --> 00:05:16,700
! بهت گفتم رفته

23
00:05:19,980 --> 00:05:20,860
كجا رفته ؟

24
00:05:21,020 --> 00:05:21,860
كجا ميتونه بره ؟

25
00:05:22,140 --> 00:05:23,380
! خب معلومه , يانبي

26
00:05:23,860 --> 00:05:25,980
نكنه انتظار داري به چانگ-آن برگرده
كه سرشو بزنن ؟

27
00:05:26,620 --> 00:05:27,620
كي بهش گفت بره ؟

28
00:05:28,500 --> 00:05:31,860
. خودش خواست بره
كي ميتونه جلوشو بگيره ؟

29
00:05:32,820 --> 00:05:34,100
. پادزهري كه فرستادي رو خورد

30
00:05:34,260 --> 00:05:37,180
. حالش خوب شده بود , ديگه دليلي نداشت اينجا بمونه

31
00:05:43,660 --> 00:05:44,420
! اي بابا

32
00:05:44,940 --> 00:05:45,900
! نميخواد انقدر ناراحت بشي

33
00:05:46,980 --> 00:05:48,980
! شما دو تا هيچ وقت با هم خوشبخت نمي شديد

34
00:05:49,540 --> 00:05:52,500
. با لجاجت , آدم ها به پايان خوب نميرسن

35
00:05:53,860 --> 00:05:55,300
! من ميدونم تو آدم خيلي خوبي هستي

36
00:05:55,700 --> 00:05:56,460
اصلا چطوره ؟

37
00:05:57,300 --> 00:05:59,140
. من ميتونم بهت چند تا دختر خوب معرفي كنم

38
00:05:59,780 --> 00:06:00,620
... ميتوني

39
00:06:02,300 --> 00:06:04,300
! هنوز حرفم تموم نشده
كجا ميري ؟

40
00:06:05,740 --> 00:06:07,100
... گوش كن , ميتونم

41
00:06:08,820 --> 00:06:09,620
! يوون يو

42
00:07:53,980 --> 00:07:55,140
. تقريباً حالم خوب شده

43
00:07:57,780 --> 00:07:58,740
! ديگه ميرم

44
00:08:00,940 --> 00:08:05,620
حتماً براي پيدا كردن پادزهر خيلي سختي كشيدي
... مراقب خودت باش

45
00:08:06,740 --> 00:08:08,340
... وقتي به چانگ-آن برگشتي

46
00:08:13,900 --> 00:08:18,900
اگه يانبي با وِي جنگ كرد ما همديگر رو
. تو ميدون جنگ مي بينيم

47
00:08:20,300 --> 00:08:21,140
اگه اينطوري شد

48
00:08:22,020 --> 00:08:23,180
. به من آسون نگير

49
00:08:26,620 --> 00:08:32,500
به جز عنوان كردن وضعيتت , چيز ديگه اي
نيست كه بخواي بهم بگي ؟

50
00:08:36,580 --> 00:08:40,660
ما چه حرفي داريم با هم بزنيم ؟

51
00:08:47,020 --> 00:08:47,980
! كه اينطور

52
00:08:50,820 --> 00:08:52,420
! پس همه چيز تصور باطل من بوده

53
00:08:53,980 --> 00:08:54,940
! يوون يو

54
00:08:59,620 --> 00:09:00,540
... تو خوب ميدوني

55
00:09:04,340 --> 00:09:05,100
يوأن شون و من

56
00:09:05,900 --> 00:09:07,580
. بخاطر اينكه به اينجا برسيم خيلي تلاش كرديم

57
00:09:08,100 --> 00:09:10,860
. من نميتونم خودسر و بي ملاحظه باشم

58
00:09:12,860 --> 00:09:14,340
. مرسي چندين بار جونمو نجات دادي

59
00:09:18,140 --> 00:09:19,020
. متاسفم

60
00:09:20,300 --> 00:09:21,300
! بايد برم

61
00:09:23,160 --> 00:09:24,860
. يوإن شون تو يانبي تنهاست

62
00:09:26,100 --> 00:09:27,780
... من نميدونم اون

63
00:09:27,940 --> 00:09:29,020
... تو چه وضعيتيه

64
00:09:29,860 --> 00:09:32,700
... تو چه شرايطيه ! با كي ها داره سر و كله ميزنه

65
00:09:34,700 --> 00:09:35,740
! نگرانشم

66
00:09:37,900 --> 00:09:40,540
! البته بايد بهش دلداري هم بدم

67
00:09:41,460 --> 00:09:42,220
حس ميكنم

68
00:09:44,620 --> 00:09:45,860
! هنوز بهم نياز داره

69
00:10:46,940 --> 00:10:47,820
! منم بهت نياز دارم

70
00:10:49,940 --> 00:10:50,980
حسش ميكني ؟

71
00:12:22,220 --> 00:12:23,340
! يكم غذا بخور

72
00:12:23,420 --> 00:12:24,300
! ژنرال عزيزم

73
00:12:25,140 --> 00:12:28,020
قراره سفر درازي بري
! نميشه گرسنه بموني

74
00:12:30,020 --> 00:12:30,940
! اشتها ندارم

75
00:12:41,340 --> 00:12:42,300
! ميخواستم اونو گول بزنم بره

76
00:12:43,460 --> 00:12:46,660
چون اگه اونو نميديدي
. ناراحت هم نميشدي

77
00:12:50,980 --> 00:12:53,860
! چيائو چيائو
! پيش روي تو راه هاي زيادي ِ

78
00:12:54,940 --> 00:12:58,220
با انتخاب يكي از راه ها , مجبوري
. بي خيال بقيه ي راه ها بشي

79
00:12:59,260 --> 00:13:00,380
! تو دختر احمقي هستي

80
00:13:01,340 --> 00:13:04,820
تو سخت ترين راه رو انتخاب كردي كه
. آدمو به چالش ميكشه

81
00:13:05,500 --> 00:13:08,660
! در حاليكه اون يكي راه , امن و صاف و هموار بود

82
00:13:10,500 --> 00:13:16,260
براي همينم وقتي سر دو راهي وايسادي
! خيلي ناراحتي

83
00:13:16,660 --> 00:13:18,020
! نميتوني درباره ي حست كاري كني

84
00:13:20,860 --> 00:13:22,060
به خودت ايمان داري ؟

85
00:13:23,100 --> 00:13:24,020
! معلومه

86
00:13:24,700 --> 00:13:25,860
به يوإن شون ايمان داري ؟

87
00:13:28,620 --> 00:13:29,380
! آره

88
00:13:31,700 --> 00:13:36,340
پس راه پر پيچ و خمي كه انتخاب كردي رو
. صاف و هموارش كن

89
00:13:37,020 --> 00:13:41,820
اون موقع مي فهمي هر كاري كردي
. ارزشش رو داشت

90
00:13:51,460 --> 00:13:52,500
يوون يو ؟

91
00:13:53,820 --> 00:13:55,820
! بايد صبر كني تا اونم راهش رو پيدا كنه

92
00:13:57,420 --> 00:13:58,340
! زمان بهترين دارو ِ

93
00:13:58,660 --> 00:14:01,700
اگه زخمي تو رو نكشه , به مرور
! زمان خوب ميشه

94
00:14:03,380 --> 00:14:05,980
تو اين دنيا , هر كسي ميتونه بدونه
. ديگري زندگي كنه

95
00:14:06,900 --> 00:14:10,020
! يوون يو خيلي باهوشه , ميتونه راهش رو پيدا كنه

96
00:14:10,620 --> 00:14:11,580
! نگران نباش

97
00:14:14,060 --> 00:14:18,660
تازه , يوون يو قبلاً خيلي بخاطر
خانواده اش تحت فشار بود

98
00:14:18,780 --> 00:14:20,140
. به دخترها اهميت نميداد

99
00:14:20,300 --> 00:14:21,140
! يه نگاه به خودت بنداز

100
00:14:21,660 --> 00:14:22,620
! صورت معمولي

101
00:14:22,780 --> 00:14:24,740
! وحشتناك لاغر

102
00:14:25,340 --> 00:14:30,500
! فقط لپ هات گوشت دارن كه اونم بدرد نميخوره

103
00:14:30,660 --> 00:14:31,780
چي ميگي ؟

104
00:14:31,980 --> 00:14:32,980
واقعاً انقدر زشتم ؟

105
00:14:33,140 --> 00:14:33,820
! خيل خب

106
00:14:33,940 --> 00:14:34,780
! عصباني نشو

107
00:14:35,140 --> 00:14:36,180
! ولي شوخي نكردم

108
00:14:36,900 --> 00:14:37,580
! باشه

109
00:14:38,500 --> 00:14:40,300
. غذات رو بخور , زود هم بخواب

110
00:14:43,260 --> 00:14:49,980
. اخيراً چند نفر بيرون اينجا كشيك ميدن
. فكر كنم افراد يوأن شون باشن

111
00:14:51,820 --> 00:14:54,180
! فردا با اونا برو

112
00:15:02,340 --> 00:15:10,060
راستي , ايندفعه لازم نيست ازم خدافظي كني
. ميخوام تا لنگ ظهر بخوابم

113
00:15:26,220 --> 00:15:27,100
! شيائو سو

114
00:15:29,580 --> 00:15:30,420
! ممنونم

115
00:15:37,820 --> 00:15:39,420
ما ديگه اينجاييم

116
00:15:40,380 --> 00:15:42,060
... پس بزار افرادمون

117
00:15:42,220 --> 00:15:43,060
! ژنرال

118
00:15:48,180 --> 00:15:49,500
! چند تا از سربازها نيستن

119
00:15:50,620 --> 00:15:51,380
چي شده ؟

120
00:15:51,900 --> 00:15:55,780
! شهر هونگ-چوآن رو به رومونه
! ميترسم رفتن خانواده شونو ببينن

121
00:15:57,020 --> 00:15:57,940
! احمقا

122
00:15:58,020 --> 00:15:59,940
! اگه لو برن , كشته ميشن

123
00:16:01,500 --> 00:16:03,540
! بريد شهر , سريع اونا رو برگردونيد

124
00:16:03,700 --> 00:16:04,380
! چشم

125
00:16:07,660 --> 00:16:11,420
" شهر هونگ-چوآن "

126
00:16:17,340 --> 00:16:18,780
چي شد ؟ اونا رو پيدا كرديد ؟

127
00:16:22,220 --> 00:16:25,060
. زياد نميتونيم بمونيم
. اول بياييد از شهر بريم بعد تصميم ميگيريم

128
00:16:25,180 --> 00:16:25,940
! بريم

129
00:16:34,700 --> 00:16:36,780
چيز ديگه اي هم هست ؟

130
00:16:37,780 --> 00:16:39,540
... ژنرال , ما ميخوايم

131
00:16:39,620 --> 00:16:40,420
! امكان نداره

132
00:16:43,100 --> 00:16:44,940
. خيلي ريسك داره

133
00:16:45,660 --> 00:16:47,820
! مواظبيم , ژنرال

134
00:16:48,340 --> 00:16:51,060
ميخوايم حتي شده براي يه لحظه
. خانواده مون رو ببينيم

135
00:16:51,500 --> 00:16:52,900
! فقط براي يه لحظه , ژنرال

136
00:17:03,500 --> 00:17:04,180
! باشه

137
00:17:05,619 --> 00:17:06,579
... فقط 2 ساعت

138
00:17:11,240 --> 00:17:12,060
! ممنونم , ژنرال

139
00:17:12,220 --> 00:17:13,140
! ممنونم , ژنرال

140
00:17:29,300 --> 00:17:30,460
. بيا , بايد اينطوري بگيري

141
00:17:31,460 --> 00:17:33,420
. درسته , آروم بكش

142
00:17:34,580 --> 00:17:35,980
. خوبه

143
00:17:36,940 --> 00:17:40,500
." يادت باشه , به اين كاركتر ميگن " وو

144
00:17:41,300 --> 00:17:44,140
. فاميلي پدرت ِ كه يعني فاميلي تو هم هست

145
00:17:45,660 --> 00:17:49,100
بابا كي برميگرده ؟

146
00:17:49,780 --> 00:17:50,740
. زود

147
00:17:51,300 --> 00:17:56,260
همه ي كاركترهاي اين كتاب رو تموم كنيم
. بابا هم برميگرده

148
00:17:56,450 --> 00:17:57,580
فهميدي ؟

149
00:17:57,900 --> 00:17:58,820
. آره

150
00:17:58,940 --> 00:17:59,980
. خب , ادامه ميديم

151
00:18:00,100 --> 00:18:01,180
! آروم

152
00:18:38,950 --> 00:18:39,740
! آقا

153
00:18:40,380 --> 00:18:41,340
اين شمشيرها تيزه أن ؟

154
00:18:41,860 --> 00:18:42,460
. آره

155
00:18:43,180 --> 00:18:48,820
حالا كه شاهزاده يوإن شون برگشته
. شايد ارتش وِي بهمون حمله كنه

156
00:18:49,140 --> 00:18:53,620
بايد از قبل اسلحه جور كنيم كه بتونيم
. انتقام خانواده مونو بگيريم

157
00:18:55,220 --> 00:18:57,220
. به اين ميگن شجاعت

158
00:18:57,820 --> 00:18:58,580
! معلومه

159
00:18:59,300 --> 00:19:04,460
. ما مثله پسر بزدل تو نيستيم كه تسليم دشمن شد

160
00:19:08,560 --> 00:19:10,380
. پسر من هرگز تسليم دشمن نشد

161
00:19:12,340 --> 00:19:15,860
. من اونو بهتر از هر كسي ميشناسم

162
00:19:18,480 --> 00:19:20,820
. بيخود داري طرفداري ميكني

163
00:19:21,300 --> 00:19:25,020
! همه ميدونن پسرت چه آشغاليه

164
00:19:27,860 --> 00:19:29,780
! اصلاً بهت شمشير نميفروشم

165
00:19:31,660 --> 00:19:33,980
كي شمشيرت رو خواست ؟

166
00:19:34,060 --> 00:19:34,860
. آره , بريم

167
00:19:35,380 --> 00:19:36,340
... پيرمرد

168
00:19:41,260 --> 00:19:41,940
. برو

169
00:19:42,580 --> 00:19:43,220
. برادر

170
00:19:43,340 --> 00:19:44,220
! برو

171
00:19:45,180 --> 00:19:46,020
! برادر
! برو

172
00:19:47,780 --> 00:19:48,500
. برادر

173
00:19:49,020 --> 00:19:50,580
. ميدونم گناهكارم

174
00:19:51,420 --> 00:19:53,380
. فقط برگشتم مادرمونو ببينم

175
00:19:54,580 --> 00:19:56,820
. وقتي رفتم مريض بود

176
00:19:57,090 --> 00:19:58,500
. سه سال گذشته

177
00:19:58,620 --> 00:19:59,940
. فقط خواستم اونو ببينم

178
00:20:00,070 --> 00:20:00,900
! خفه شو

179
00:20:01,400 --> 00:20:02,780
!با چه رويي برگشتي ؟

180
00:20:05,180 --> 00:20:06,340
. مامان مرده

181
00:20:08,620 --> 00:20:11,820
. سال اولي كه رفتي , حالش بدتر شد

182
00:20:13,460 --> 00:20:14,940
... بخاطر تو

183
00:20:16,100 --> 00:20:18,940
. كسي تو شهر بهمون دارو نفروخت

184
00:20:21,100 --> 00:20:22,140
چرا تو نمردي ؟

185
00:20:23,290 --> 00:20:24,980
چرا برگشتي ؟

186
00:20:26,140 --> 00:20:33,580
ميدوني بخاطر تو چقدر بايد زخم زبون و
نگاه هاي مردم رو تحمل كنيم ؟

187
00:20:36,780 --> 00:20:37,820
. همش تقصير منه

188
00:20:39,260 --> 00:20:41,260
. همش تقصير منه

189
00:20:46,140 --> 00:20:47,180
! مامان

190
00:20:48,590 --> 00:20:49,980
! فرزند خوبي نبودم

191
00:20:51,220 --> 00:20:53,420
. متاسفم

192
00:20:54,940 --> 00:20:56,140
. مامان

193
00:21:03,100 --> 00:21:04,300
! ژانگ يو ! ژانگ يو

194
00:21:06,660 --> 00:21:07,580
! ژانگ يو

195
00:21:08,460 --> 00:21:09,420
! ژانگ يو

196
00:21:11,100 --> 00:21:11,940
! عوضي

197
00:21:15,700 --> 00:21:16,580
! ژانگ يو

198
00:21:19,820 --> 00:21:20,780
... تو اونو نميخواي

199
00:21:21,610 --> 00:21:22,540
. من ميخوامش

200
00:21:53,990 --> 00:21:55,660
كي فرمانده ي ارتش شيولي ِ ؟

201
00:22:15,260 --> 00:22:16,140
. منم

202
00:22:17,220 --> 00:22:19,060
. اسمم خي شيائو ِ

203
00:22:20,260 --> 00:22:22,140
. من زيردست ژنرال چنگ يوإن هستم

204
00:22:23,140 --> 00:22:27,980
ماموريت دارم ارتش شيولي رو تا
. دروازه ي شمالي همراهي كنم

205
00:22:29,260 --> 00:22:33,940
ژنرال , لطفاً منظورتون از " همراهي " رو
. توضيح بديد

206
00:22:36,020 --> 00:22:37,580
. من ژنرال نيستم

207
00:22:38,340 --> 00:22:41,260
جمعيت يانبي كم ِ , تو چانگ-آن

208
00:22:41,660 --> 00:22:46,580
. به هر كسي درجه ي ژنرالي ميدن

209
00:22:46,740 --> 00:22:50,300
من در ارتش عقاب سياه
. فقط يه ستوانم

210
00:22:51,220 --> 00:22:56,900
در رابطه با همراهي هم بايد بگم , ارتش شيولي
. كه خودش اينكاره اس

211
00:22:57,460 --> 00:23:05,260
مگه ارتش شيولي نبود دروازه رو براي ارتش وِي باز
كرد كه اونا بتونن شهر بي-شو و هونگ-چوآن رو بگيرن

212
00:23:05,340 --> 00:23:10,100
بعد هم لباس رزمي دشمن رو به تن كردن و ارتش
. وِي رو تا چانگ-آن " همراهي " كردن

213
00:23:10,220 --> 00:23:13,220
چطور همچين تجربه ي افتخارآميزي رو فراموش كرديد ؟

214
00:23:16,220 --> 00:23:16,980
. باشه

215
00:23:17,780 --> 00:23:21,860
. ستوان , شما هنوزم جواب سوأل منو نداديد

216
00:23:23,740 --> 00:23:28,620
! باشه , يه جور ميگم شير فهم بشي

217
00:23:28,860 --> 00:23:36,660
به دروازه ي شمالي كسايي برده ميشن كه به سرزمينشون
خيانت كردن و ايمانشون رو زير پا گذاشتن

218
00:23:37,660 --> 00:23:38,700
حالا فهميدي ؟

219
00:23:53,410 --> 00:23:54,180
! شورش كردن

220
00:23:55,060 --> 00:23:56,060
. ارتش شيولي شورش كرد

221
00:23:57,380 --> 00:23:58,540
. ارتش شيولي شورش كرد

222
00:23:59,080 --> 00:23:59,780
! عقب نشيني كنيد

223
00:24:00,500 --> 00:24:01,100
! عقب نشيني كنيد , زودباشيد

224
00:24:06,920 --> 00:24:07,700
. بريم

225
00:24:08,780 --> 00:24:10,540
فرمانده , كجا ميريم ؟

226
00:24:11,980 --> 00:24:13,140
. هر جا

227
00:24:14,480 --> 00:24:17,860
. بخاطر اتفاق امروز , ديگه ولمون نميكنن

228
00:24:18,220 --> 00:24:19,660
. حتماً نيروي كمكي هم ميارن

229
00:24:20,600 --> 00:24:22,700
. كل ايالت وِي دنبال ما هستن

230
00:24:22,980 --> 00:24:23,860
. تعدادمون زياده

231
00:24:24,610 --> 00:24:25,660
كجا ميتونيم قايم بشيم ؟

232
00:24:27,720 --> 00:24:28,540
. مهم نيست

233
00:24:29,020 --> 00:24:30,020
. يانبي خيلي بزرگ , جمعيت كمي هم داره

234
00:24:30,140 --> 00:24:31,020
. پر از كوهستان و رودخونه اس

235
00:24:31,220 --> 00:24:34,300
. هر جا هم كه بريم , بازم بايد پناه بگيريم

236
00:24:35,100 --> 00:24:36,820
. اگه اينجا بمونيم , كاري نميتونيم بكنيم

237
00:24:40,800 --> 00:24:41,580
. بريم

238
00:24:42,380 --> 00:24:47,100
{\fs18\c&806517&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} ترجمه از : ساشلي
{\fs18\c&8FBC8F&\4c&H000000&\3c&H000000&\b1} اميدوارم در كنار عزيزانتون از اين سريال لذت ببريد

239
00:24:48,380 --> 00:24:49,100
! سرورم

240
00:24:49,460 --> 00:24:51,100
! اوضاعمون خراب ِ

241
00:24:51,660 --> 00:24:53,380
! غذامون داره تموم ميشه

242
00:24:53,500 --> 00:24:56,740
غذايي هم كه آقاي وو و ايالت داليانگ ذخيره كردن
. يك ماهي طول ميكشه به اينجا برسه

243
00:24:56,860 --> 00:24:59,740
با اينكه 8 قبيله ي چمنزار به شاهزاده
قول دادن نيروي كمكي بفرستن

244
00:24:59,860 --> 00:25:02,740
. اما تا غذاها نرسه , نيروي كمكي رو نمي فرستن

245
00:25:02,860 --> 00:25:03,460
. درسته

246
00:25:03,620 --> 00:25:06,620
. ما غذا و سلاح كم داريم

247
00:25:06,740 --> 00:25:10,740
اگه بهمون تداركات نرسه , با جنگي كه در پيش
. داريم سخته بخوايم مقاومت كنيم

248
00:25:10,860 --> 00:25:14,580
شاهزاده , اخيراً چند تا از ارتش هاي
ايالت وِي وارد عمل شدن

249
00:25:14,940 --> 00:25:17,100
. انگار براي لشكركشي دارن آماده ميشن

250
00:25:17,460 --> 00:25:21,860
طبق شخصيتي كه امپراتور وِي داره حتماً براي
فرماندهي لشكر , يكي از شاهزاده ها رو ميفرسته

251
00:25:22,060 --> 00:25:24,780
! شاهزاده شيانگ , شاهزاده يو و شاهزاده مو

252
00:25:24,980 --> 00:25:29,140
الآن چند تا شاهزاده در پايتخت هستن
. نميدونم كي رو ميفرسته

253
00:25:29,500 --> 00:25:34,260
! طبق اطلاعاتم , ارتش در نوامبر راه ميفته

254
00:25:34,740 --> 00:25:40,700
اين يعني حتي شرايط آب و هوا هم برامون مناسب
باشه , بازم يك ماه وقت داريم خودمونو آماده كنيم

255
00:25:41,180 --> 00:25:46,380
پس بايد جلوتر خودمونو آماده كنيم
! كجا بجنگيم , چجوري بجنگيم

256
00:25:47,200 --> 00:25:50,540
بايد ارتش رو از دروازه شمالي به
پادگان مِيلين ببريم ؟

257
00:25:51,220 --> 00:25:51,980
. نه

258
00:25:52,740 --> 00:25:54,580
در سال جاري چمنزارهاي دروازه شمالي
. دچار حادثه ي طبيعي شده

259
00:25:54,780 --> 00:26:00,980
! وحشي هاي اونجا ما رو زير نظر دارن
. اگه ارتش رو عقب بكشيم , بهمون حمله ميكنن

260
00:26:01,540 --> 00:26:04,460
. اونوقت از دو طرف بايد بجنگيم

261
00:26:04,620 --> 00:26:07,860
حتي اگه وحشي ها حمله هم كنن , 8 قبيله ي چمنزار
به طور مستقيم با اونا رو به رو ميشن

262
00:26:08,700 --> 00:26:10,620
نگران چي هستيد , خانوم يو ؟

263
00:26:10,980 --> 00:26:16,980
با اينكه 8 قبيله مطيع نشدن بازم قول دادن
كه از هونگ-چوآن حمايت كنن

264
00:26:17,540 --> 00:26:19,820
. همين نشونه ي پيروي اونا از شاهزاده اس

265
00:26:20,400 --> 00:26:23,620
وظيفه ي ارتش دروازه ي شمالي يانبي
. كنترل هشت قبيله اس

266
00:26:23,820 --> 00:26:25,980
اونا هم با وحشي ها ميجنگن و هم هشت
. قبيله رو نميزارن شورش كنن

267
00:26:26,100 --> 00:26:27,020
. هميشه همينطور بوده

268
00:26:28,140 --> 00:26:31,460
ارتش دروازه ي شمال حتي وقتي به شهر هونگ-چوآن
هم حمله شد , بازم عقب نشيني نكرد

269
00:26:31,750 --> 00:26:34,180
الآن چطور ميتونن اينكار و كنن ؟

270
00:26:35,660 --> 00:26:39,260
! خانوم يو , شما قبيله ها رو دوست مي بينيد

271
00:26:39,430 --> 00:26:41,340
ولي اونا شاهزاده رو به عنوان
. اربابشون قبول ندارن

272
00:26:41,780 --> 00:26:46,180
اخيراً , جلوي سه گروه از مردم رو گرفتم كه
. خواستن به چانگ-آن پيام بدن

273
00:26:46,300 --> 00:26:48,740
. اونا هر لحظه ممكنه به ما خيانت كنن

274
00:26:48,980 --> 00:26:52,060
اگه ارتش هم بفرستن , جرأتش رو داريد
از اون ارتش استفاده كنيد ؟

275
00:27:00,420 --> 00:27:04,700
ژنرال شيا , شما براي زمان زيادي
. پيروي پدرم بوديد

276
00:27:06,720 --> 00:27:07,780
پيشنهادي داريد ؟

277
00:27:09,020 --> 00:27:14,860
! شاهزاده , وضعيت بحرانيه

278
00:27:15,020 --> 00:27:17,500
. اما ما مصمم هستيم كه با دشمن بجنگيم

279
00:27:17,830 --> 00:27:22,620
من فكر ميكنم اگه ارتش رو از دوازه ي شمالي
عقب بكشيم و با ارتش شرقي يكي بشيم

280
00:27:22,940 --> 00:27:26,980
. براي شكست ارتش وِي , شانس بيشتري داريم

281
00:27:27,180 --> 00:27:32,260
با اينحال , اون موقع 8 قبيله دليل خوبي دارن
. تا نخوان نيروي كمكي بفرستن

282
00:27:32,980 --> 00:27:37,500
چه ارتش شمالي رو عقب بكشيم چه نكشيم در هر
. حال , هر كدوم مزيت هاي خودش رو داره

283
00:27:38,460 --> 00:27:42,700
شاهزاده , در هر صورت , بايد براي شكست
. دشمن يه راه خوب پيدا كنيد

284
00:27:42,980 --> 00:27:46,780
! ژنرال شيا , حرفاتون بي معني ِ

285
00:27:50,920 --> 00:27:51,580
. باشه

286
00:27:52,540 --> 00:27:54,500
. پس يه چيز با معني ميگم

287
00:27:55,540 --> 00:28:00,860
شاهزاده تازه به يانبي برگشتن و با خيلي از
مسائل جنگ و ارتش يانبي آشنايي ندارن

288
00:28:01,420 --> 00:28:05,540
براي مقابله با جنگ پيش ِ رو , من با چندين
. ژنرال مشورت كردم

289
00:28:05,700 --> 00:28:06,860
! يه پيشنهادي داريم

290
00:28:07,860 --> 00:28:11,780
به يه سري مسائل در ارتش يانبي
! بايد سر و سامان داد

291
00:28:12,300 --> 00:28:13,140
يه سري مسائل ؟

292
00:28:13,340 --> 00:28:15,540
. بله , مشكلات كوچيكي هستن

293
00:28:15,700 --> 00:28:19,780
شاهزاده هر روز بايد به مسائل زيادي برسن , بهتره
. بخاطر مشكلات كوچيك مزاحم شما نشيم

294
00:28:20,140 --> 00:28:23,860
! بعداً , گزارشش رو به عاليجناب تقديم ميكنيم

295
00:28:24,700 --> 00:28:29,540
ژنرال شيا , اين گزارشي كه ميديد براي اينكه
... شاهزاده اونا رو بررسي كنن

296
00:28:30,380 --> 00:28:32,580
يا فقط يه گزارش خبريه ؟

297
00:28:33,380 --> 00:28:35,340
. پيشرفت كرديد

298
00:28:35,580 --> 00:28:39,260
وقتي دوك سابق زنده بودن , نميدونستم
! انقدر به خودتون متكي هستيد

299
00:28:39,380 --> 00:28:42,740
به چه جرأتي ميخواي درباره ي بازسازي ارتش
خودت تصميم بگيري ؟

300
00:28:43,500 --> 00:28:48,020
ژنرال چنگ , با اين لحن داري با من حرف ميزني ؟

301
00:28:48,220 --> 00:28:52,060
پس فكر ميكني با كي دارم حرف ميزنم ؟
فكر ميكني چه رفتاري بايد داشته باشم ؟

302
00:28:52,180 --> 00:28:55,660
! لزومي نداره بگم چه كارهايي كردي

303
00:28:55,780 --> 00:28:58,340
ژنرال چنگ , اگه مدركي نداريد , حرفاي
! بي اساس نزنيد

304
00:28:58,460 --> 00:29:00,340
ژنرال شيا كسي نيست كه شما بتونيد
. بهش تهمت بي روا بزنيد

305
00:29:02,100 --> 00:29:05,260
. تهمت بي روا نيست

306
00:29:05,930 --> 00:29:08,260
پول و سودي كه از اتحاديه ي شيانگ-يانگ
هر سال به يانبي واريز ميشد

307
00:29:08,380 --> 00:29:09,980
چقدرش صرف هزينه ي ارتش شد ؟

308
00:29:10,380 --> 00:29:12,860
چقدرش رو يكي به جيب زد ؟

309
00:29:13,020 --> 00:29:14,660
. به ما تهمت نزن

310
00:29:14,780 --> 00:29:17,260
! با يکم تحقيق ميفهميم پول ها صرف چي شده

311
00:29:17,420 --> 00:29:19,580
! مي كشمت اگه بخواي به چرت و پرت گفتن ادامه بدي

312
00:29:19,700 --> 00:29:20,380
. زودباشيد

313
00:29:20,500 --> 00:29:21,420
. بس کنيد

314
00:29:32,220 --> 00:29:33,180
... پدر

315
00:29:35,780 --> 00:29:36,820
. من برگشتم

316
00:29:39,940 --> 00:29:44,060
از آخرينباري كه همديگر رو ديديم
. ده سال ميگذره

317
00:29:45,220 --> 00:29:48,660
! يانبي ِ تو خاطرات من , كشور زيبايي بود

318
00:29:49,300 --> 00:29:51,660
. آزادترين جاي دنيا بود

319
00:29:53,860 --> 00:29:55,860
سال هايي كه تو چانگ-آن بودم

320
00:29:57,460 --> 00:29:59,780
... هميشه به تو و زادگاهم

321
00:30:01,100 --> 00:30:03,140
. ايمان داشتم

322
00:30:05,580 --> 00:30:09,500
... اما تو نميدوني وقتي تونستم برگردم

323
00:30:12,340 --> 00:30:13,660
. چقدر نااميد شدم

324
00:30:15,140 --> 00:30:15,940
! پدر

325
00:30:17,430 --> 00:30:20,380
. يانبي ديگه مثله قديم نيست

326
00:30:22,220 --> 00:30:27,380
. هشت قبيله ي چمنزار قلب هاشون سياه شده
! همشون پست شدن

327
00:30:28,400 --> 00:30:30,260
... فرمانده هاي سابق

328
00:30:31,060 --> 00:30:32,540
. برام بيگانه أن

329
00:30:32,940 --> 00:30:34,340
. سر پول و قدرت با هم ميجنگن

330
00:30:35,020 --> 00:30:36,420
حتي مردم يانبي هم

331
00:30:38,260 --> 00:30:39,660
. منو نميخوان

332
00:30:43,140 --> 00:30:48,780
هيچكس روزي كه به شهر هونگ-چوآن برگشتم
. به استقبال من نيومد

333
00:31:05,500 --> 00:31:06,260
! پدر

334
00:31:06,820 --> 00:31:08,700
اونا براي مدت زيادي زانو زدن

335
00:31:09,130 --> 00:31:11,060
. ديگه نميخوان وايسن

336
00:31:14,220 --> 00:31:15,140
... اينجا ديگه

337
00:31:15,260 --> 00:31:16,340
. خونه ي ما نيست

338
00:31:17,700 --> 00:31:18,460
... ضعيف ها

339
00:31:19,460 --> 00:31:21,700
. حق زندگي كردن ندارن

340
00:31:22,860 --> 00:31:24,340
. من قوي ميشم

341
00:31:26,100 --> 00:31:31,380
من هر چيزي كه سد راهم باشه رو نابود ميكنم

342
00:31:33,940 --> 00:31:36,700
... از جمله ضعف و وجدان خودمو

343
00:31:49,900 --> 00:31:55,860
امروز , من شاهزاده يوإن چي رو سپه سالار
ژنگ-يان ميكنم

344
00:31:58,400 --> 00:32:04,500
و وي شويه رو هم معاون سپه سالار و همينطور
. ژنرال ژنگ-يان ميكنم

345
00:32:05,500 --> 00:32:09,100
! امروز حركت كنيد و اون شورشي ها رو بكشيد

346
00:32:11,180 --> 00:32:12,060
. اطاعت ميشه , عاليجناب

347
00:32:58,980 --> 00:32:59,820
! گزارش ميكنم

348
00:33:03,780 --> 00:33:05,540
كي بهت اجازه داد داخل بيايي ؟

349
00:33:06,420 --> 00:33:07,140
. شاهزاده

350
00:33:07,300 --> 00:33:08,380
! اومدن

351
00:33:09,460 --> 00:33:11,540
كي اومد ؟ چرا وحشت كردي ؟

352
00:33:11,780 --> 00:33:12,700
. وضعيت بحرانيه

353
00:33:12,860 --> 00:33:15,060
امپراتور وِي 200 هزار سرباز رو به فرماندهي
. يوإن چي اعزام كرده

354
00:33:15,180 --> 00:33:16,980
. دارن به سمت دروازه ي مِيلين ميان

355
00:33:21,100 --> 00:33:23,020
! همه در كنار من با دشمن بجنگيد

356
00:33:25,860 --> 00:33:26,580
. اطاعت ميشه

357
00:33:27,580 --> 00:33:29,940
. ژنرال چنگ , از شما يه كاري ميخوام

358
00:33:56,420 --> 00:33:59,620
! ارباب , ارتش وِي به " چي-يوآن دو  "رسيده

359
00:33:59,820 --> 00:34:01,900
! شهر بعدي هونگ-چوآن ِ

360
00:34:02,540 --> 00:34:04,580
! ارتش عقاب سياه يانبي هم اعزام شده

361
00:34:05,700 --> 00:34:07,500
ارتش عقاب سياه كجاست ؟

362
00:34:08,050 --> 00:34:11,500
با سرعتي كه دارن , بايد به " چي-يوآن دو  "رسيده باشن

363
00:34:12,060 --> 00:34:15,500
. يانبي به خط حمله كلي غذا فرستاده

364
00:34:15,860 --> 00:34:18,420
! جنگ حتمي ِ

365
00:34:26,460 --> 00:34:27,660
. چانگ-آن تو خطره

366
00:34:30,690 --> 00:34:34,020
ارباب , ميخوايد بگيد يوإن شون
به چانگ-آن ميخواد حمله كنه ؟

367
00:34:35,219 --> 00:34:36,059
. آره

368
00:34:38,300 --> 00:34:42,700
يوإن شون براي اينكه با ارتش وِي برخورد نكنه
مسيرش رو به سمت دروازه ي مِيلين منحرف ميكنه

369
00:34:43,219 --> 00:34:44,379
. و مستقيم به سمت چانگ-آن ميتازه

370
00:34:44,860 --> 00:34:55,140
ارتش عقاب سياه قدرتمندن ولي در برابر يه ارتش
! دويست هزار نفري , نميشه گفت كي برنده ميشه

371
00:34:53,900 --> 00:35:00,380
اگه ميخواستن مثله سابق عمل كنن , از شهر هونگ-چوآن
. به عنوان قلعه ي دفاعي استفاده ميكردن

372
00:35:00,900 --> 00:35:06,860
! اما يوإن شون بجاي دفاع , پيشروي كرده

373
00:35:08,140 --> 00:35:11,020
. لشكر كشيده

374
00:35:12,500 --> 00:35:13,580
... هدفش

375
00:35:14,220 --> 00:35:15,340
. با انگيزه ي قلبي ِ

376
00:35:16,860 --> 00:35:21,460
با توجه به حرفاتون , يانبي بدونه جنگ تسليم ميشه ؟

377
00:35:23,420 --> 00:35:24,220
. آره

378
00:35:25,300 --> 00:35:26,460
. هيچ كس انتظار اينو نداره

379
00:35:28,780 --> 00:35:32,140
. وي شويه و يوإن چي اين انتظار رو ندارن

380
00:35:33,260 --> 00:35:37,780
اونا به جنگ و استرتژي هاي جنگي آشناييت دارن
. اما با شخصيت يوإن شون آشنا نيستن

381
00:35:39,180 --> 00:35:41,780
. يوإن شون آواره شده , مشتاق كه انتقام بگيره

382
00:35:42,460 --> 00:35:45,620
تا جايي كه هم براش مهم ِ , همين كه بتونه
چانگ-آن رو بگيره

383
00:35:46,140 --> 00:35:46,940
... يانبي

384
00:35:47,260 --> 00:35:48,860
. ديگه خونه اش نيست

385
00:35:56,660 --> 00:35:58,220
. بايد فوراً به چانگ-آن برگرديم

386
00:35:58,340 --> 00:35:59,500
! اطاعت ميشه
! اطاعت ميشه

387
00:36:04,060 --> 00:36:04,780
! آچو

388
00:36:05,020 --> 00:36:08,820
! شاهزاده گفتن تو شهر لان منتظرشون بموني
! وقتي ارتش وِي رو شكست دادن , ميان پيش تو

389
00:36:19,020 --> 00:36:19,820
! برو بيرون

390
00:36:20,460 --> 00:36:21,700
چجوري بدونه پول ميخواي دارو بخري ؟

391
00:36:22,420 --> 00:36:23,220
. برو بيرون

392
00:36:23,700 --> 00:36:24,660
. مادرم مريض ِ

393
00:36:25,140 --> 00:36:26,140
. خواهش ميكنم

394
00:36:26,740 --> 00:36:29,420
! بهم كمك كنيد

395
00:36:30,140 --> 00:36:32,020
! گريه نكن برو

396
00:36:32,340 --> 00:36:33,220
. برو بيرون

397
00:36:35,620 --> 00:36:36,620
. بدش من

398
00:36:42,740 --> 00:36:44,140
. فنگ ميان , برو بررسي كن

399
00:36:44,300 --> 00:36:45,140
. چشم

400
00:36:45,780 --> 00:36:46,740
. خواهش ميكنم

401
00:36:48,980 --> 00:36:50,100
. خواهش ميكنم

402
00:36:50,380 --> 00:36:51,460
. خواهش ميكنم

403
00:36:52,380 --> 00:36:53,460
. خواهش ميكنم
! صبر كن

404
00:36:54,500 --> 00:36:56,500
. من پول دارو رو ميدم , بهش بده

405
00:37:03,660 --> 00:37:04,580
. بچه

406
00:37:05,660 --> 00:37:06,660
. اينو بگير

407
00:37:16,260 --> 00:37:17,140
. بريم

408
00:37:56,860 --> 00:37:58,940
. خوبه اين دختره داره ميره

409
00:37:59,900 --> 00:38:02,620
! اينطوري جلوي انتقام گرفتن شاهزاده رو نميگيره

410
00:38:12,620 --> 00:38:14,060
. درود بر عاليجناب

411
00:38:15,140 --> 00:38:17,140
! چه-أر , بلند شو

412
00:38:17,420 --> 00:38:18,420
. ممنونم , عاليجناب

413
00:38:18,660 --> 00:38:21,500
. براي موضوع مهمي احضارت كردم

414
00:38:22,020 --> 00:38:24,740
! بايد يه گناهكار و دستگير كني

415
00:38:25,660 --> 00:38:26,580
. امر كنيد , عاليجناب

416
00:38:27,580 --> 00:38:36,900
ايندفعه , با كلي زحمت 200 هزار سرباز با فرماندهي
يوإن چي و وي شويه جمع كردم كه يانبي رو سركوب كنن

417
00:38:37,660 --> 00:38:40,820
ديگه فقط 150 هزار سرباز براي دفاع از پايتخت مونده

418
00:38:41,620 --> 00:38:52,060
اما الآن بهم خبر رسيد كه نشون ببر امپراتوري
. دزديده شده و اون 150 هزار سرباز اعزام شدن

419
00:38:52,260 --> 00:38:54,020
. موضوع خيلي مهمي ِ

420
00:38:59,220 --> 00:39:03,340
پدر , با دزديده شدن نشون ببر , چانگ-آن ديگه
نيروي نظامي نداره

421
00:39:03,700 --> 00:39:07,540
الآن اگه يوإن شون از دروازه ي مِيلين بگذره
... و مستقيم به چانگ-آن حمله كنه

422
00:39:07,900 --> 00:39:09,060
. مشكل بزرگيه

423
00:39:09,980 --> 00:39:11,460
. نگران همينم

424
00:39:13,940 --> 00:39:15,740
. فوراً نشون ببر و پيدا ميكنم

425
00:39:16,500 --> 00:39:19,900
بايد هر چه سريعتر نشون ببر و پيدا كني وگرنه
. چانگ-آن تو خطر ميفته

426
00:39:20,300 --> 00:39:21,300
. اطاعت ميشه

427
00:39:30,740 --> 00:39:34,300
سرورم , طبق دستورتون , چند نفر رو
. فرستادم تا وضعيت رو بررسي كنن

428
00:39:34,660 --> 00:39:38,180
اخيراً فقط شاهزاده چون-أر , به قصر رفتن
و اطلاعي هم نداريم كجاي قصر هستن

429
00:39:38,860 --> 00:39:40,500
همه جاي قصر رو گشتيد ؟

430
00:39:40,660 --> 00:39:42,780
. بله اما شاهزاده رو نتونستيم پيدا كنيم

431
00:39:44,780 --> 00:39:51,140
نشون ببر امپراتوري دزديده شده , 150 هزار
. سرباز اعزام شدن , الآنم چون-أر گم شده

432
00:39:53,260 --> 00:39:54,100
! چون-أر

433
00:39:54,260 --> 00:39:55,180
. گزارش ميكنم

434
00:39:58,780 --> 00:40:00,460
! سرورم , از ژنرال يوون يو نامه رسيده

435
00:40:07,060 --> 00:40:10,780
ارتش اصلي يوإن شون از دروازه ي مِيلين
. مستقيم ميخوان به چانگ-آن حمله كنن

436
00:40:27,500 --> 00:40:28,340
چي ؟

437
00:40:29,540 --> 00:40:31,740
. گفتي چون-أر نشون ببر امپراتور رو دزديده

438
00:40:33,860 --> 00:40:34,780
ديوونه شده ؟

439
00:40:37,020 --> 00:40:41,220
اين روزها , چون-أر هر كاري هم بكنه
. من تعجب نميكنم

440
00:40:44,220 --> 00:40:45,220
. كاري كه شده

441
00:40:46,780 --> 00:40:48,820
. مجازاتش مرگ ِ

442
00:40:57,460 --> 00:40:58,340
! خانوم آچو

443
00:40:58,500 --> 00:41:02,020
! شما درباره ي شاهزاده دچار سوءتفاهم شديد
اتفاقي كه براي اتحاديه ي شيانگ-يانگ افتاد

444
00:41:02,180 --> 00:41:03,300
! كار ژنرال چنگ يوإن بودن

445
00:41:03,460 --> 00:41:05,860
اما الآن بزرگترين نگرانيمون شهر
. هونگ-چوآن ِ

446
00:41:06,020 --> 00:41:07,180
شاهزاده , آقاي وو

447
00:41:07,340 --> 00:41:08,340
خانوم يو

448
00:41:08,660 --> 00:41:12,860
. بزرگترين رهبران نظامي يانبي هستن

449
00:41:13,380 --> 00:41:18,180
اما هيچكدومشون براي دفاع از هونگ-چوآن نموندن
. شما هم قراره به شهر لان بريد

450
00:41:18,340 --> 00:41:20,940
. شهر هونگ-چوآن دست نيروهاي مختلفي ِ

451
00:41:21,880 --> 00:41:26,260
اگه من ژنرال چنگ رو نمي ديدم , فكر ميكردم شاهزاده
. شهر هونگ-چوآن رو ول كرده

452
00:41:28,500 --> 00:41:30,020
. دارم چرت ميگم

453
00:41:30,180 --> 00:41:31,340
. نميخواد ذهنتون رو مشغول کنيد

454
00:41:32,100 --> 00:41:32,900
. نه

455
00:41:33,940 --> 00:41:34,980
. من به شهر لان نميرم

456
00:41:35,460 --> 00:41:36,460
. به هونگ-چوآن برميگردم

457
00:41:36,700 --> 00:41:39,860
بايد بفهمم يوإن چنگ و يوإن شون
. ميخوان چيكار كنن

458
00:42:05,060 --> 00:42:05,780
. ارباب

459
00:42:05,980 --> 00:42:07,820
! الآن چند روزه تو سفريم

460
00:42:07,980 --> 00:42:08,820
! خسته شديد

461
00:42:09,020 --> 00:42:10,500
! لطفاً يکم استراحت كنيد

462
00:42:10,700 --> 00:42:11,820
! به ذهنتون استراحت بده

463
00:42:19,860 --> 00:42:21,740
. ارباب , از شاهزاده ي هفتم نامه رسيده

464
00:42:22,580 --> 00:42:23,340
. بدش به من

465
00:42:32,580 --> 00:42:37,420
يوئه چي , به همه اطلاع بده تا شب
. بايد به چانگ-آن برسيم

466
00:42:37,620 --> 00:42:38,340
. چشم

467
00:42:43,420 --> 00:42:45,700
. شنيدم خانوم آچو برگشته

468
00:42:45,900 --> 00:42:46,940
بريم ايشونو پيدا كنيم ؟

469
00:42:47,500 --> 00:42:49,540
! خانوم آچو با شاهزاده يوإن شون رابطه ي خوبي داره

470
00:42:49,700 --> 00:42:52,100
. اگه اون توضيح بده , شايد يه شانسي باشه

471
00:42:55,020 --> 00:42:58,900
. خانوم آچو ولي نعمت ماست
. نميتونيم اسباب زحمتش بشيم

472
00:42:59,860 --> 00:43:02,300
اونو شاهزاده يوإن شون سال هاي زيادي
. بهم متکي بودن

473
00:43:02,700 --> 00:43:07,260
اگه بخاطر ما بين اونا فاصله بيفته , بازم
ميتونيم به ولي نعمتمون تكيه كنيم ؟

474
00:43:11,050 --> 00:43:14,420
ميدونم ميخوايد خونه بريد ولي
. خواهش ميكنم يكم صبر كنيد

475
00:43:17,420 --> 00:43:18,860
. فرمانده , يه چيزي درست نيست

476
00:43:19,900 --> 00:43:20,700
چي شده ؟

477
00:43:20,910 --> 00:43:24,180
ارتش وِي داره به اينجا حمله ميكنه اما شاهزاده
يوإن شون با ارتش به سمت دروازه ي مِيلين رفته

478
00:43:24,340 --> 00:43:25,700
! هونگ-چوآن تو خطره

