﻿1
00:01:32,000 --> 00:01:52,000

تیم ترجمه کـره فـا تقدیم می کند
KoreFa.ir

2
00:01:56,420 --> 00:02:01,390
<i>رام نشده</i>

3
00:02:27,200 --> 00:02:30,800
<i>قسمت 43</i>

4
00:02:31,600 --> 00:02:35,700
اما اگه از بهانه ی نواختن آهنگ پاک کننده ی 
... قلب برای ارباب قله ی سرخ استفاده میکرد

5
00:02:35,700 --> 00:02:38,600
... تا بهش کمک کنه ذهنش رو آروم کنه

6
00:02:38,600 --> 00:02:40,600
... بعدش به طور مرتب برای سه ماه اون رو مینواخت

7
00:02:40,600 --> 00:02:44,800
... اون آهنگ میتونست مثل یه سم آروم عمل کنه

8
00:02:44,800 --> 00:02:47,300
که طغیان درونی ارباب قله ی سرخ رو تسریع کنه ؟

9
00:02:57,300 --> 00:03:00,700
اگه اینطور باشه اونوقت شک و تردیدامون منطقیه

10
00:03:00,700 --> 00:03:03,600
ملودی موسیقی که متعلق به 
... آهنگ پاک کننده ی قلب نیست

11
00:03:03,600 --> 00:03:08,700
از صفحات گمشده ی " مجموعه ی آشوب " اومده

12
00:03:08,700 --> 00:03:10,280
... داخل " مجموعه ی آشوب " ثبت شده 

13
00:03:10,280 --> 00:03:13,700
همه ی آهنگ های شیطانی دونگ یینگ 
برای یادگیری سخت و پیچیده ان 

14
00:03:13,700 --> 00:03:17,800
جین گوانگ یو وقت نداشت در کتابخونه ی 
ممنوعه بمونه و اون رو کپی برداری کنه

15
00:03:17,800 --> 00:03:19,900
فقط میتونست اون رو مخفیانه پیش خودش نگه داره

16
00:03:23,700 --> 00:03:25,480
اشتباهه

17
00:03:26,600 --> 00:03:29,300
اگه جین گوانگ یائو از یه حافظه ی 
... یادآوری خارق العاده برخوردار باشه

18
00:03:29,300 --> 00:03:34,000
این صفحه رو پاره نکرده چون 
نمیتونسته اون رو به یاد بیاره

19
00:03:34,000 --> 00:03:37,300
برای اینه که هیچ مدرکی به جا نذاره

20
00:03:37,300 --> 00:03:40,100
برای اطمینان از اینکه اگه یه 
... روزی همه چی روشن شد

21
00:03:40,100 --> 00:03:43,300
هیچ راهی برای تایید اینکه این ملودی
از کجا اومده وجود نداشته باشه

22
00:03:50,600 --> 00:03:54,400
هر کاری اون میکنه خیلی دقیق و محتاطانه ست

23
00:03:54,400 --> 00:03:58,700
وقتی مقابل شما بود اون نسخه ی کامل 
آهنگ پاک کننده ی قلب رو مینواخت

24
00:03:58,700 --> 00:04:02,400
ارباب قله ی سرخ کسی نیست که 
مجذوب دنبال کردن زیبایی بشه

25
00:04:02,400 --> 00:04:05,300
اون اجرای آهنگ پاک کننده ی قلب 
رو از شما شنیده بود رهبر قبیله لان

26
00:04:05,300 --> 00:04:08,500
بنابراین اون یه دیدگاه کلی درباره ی 
آهنگ پاک کننده ی قلب داشت

27
00:04:08,500 --> 00:04:12,500
برای همین جین گوانگ یائو میترسید 
آهنگ شیطانی رو مستقیما براش بنوازه

28
00:04:12,500 --> 00:04:16,000
در عوض خودش رو کلی به زحمت انداخت 
... تا دو تا آهنگ با سبک های متفاوت رو

29
00:04:16,000 --> 00:04:20,000
که عملکردهای کاملا متضاد هم دارن برداره 
و اونها رو با همدیگه مخلوط کنه

30
00:04:20,000 --> 00:04:24,200
به طور غیرمنتظره ای تونست اونها رو بدون 
هیچ انتزاعی در یه قطعه ی هماهنگ با هم ترکیب کنه

31
00:04:24,200 --> 00:04:28,100
همونطور که میبینید استعدادش 
در موسیقی واقعا خیلی بالاست

32
00:04:29,200 --> 00:04:34,800
حدس میزنم اون فقط مقدار خیلی کمی انرژی 
معنوی در آهنگ پاک کننده ی قلب القا کرد

33
00:04:34,800 --> 00:04:38,700
" اما در آهنگ " مجموعه ی آشوب 
شروع کرد به اضافه کردن نیرو

34
00:04:38,700 --> 00:04:41,900
از اونجایی که ارباب قله ی سرخ 
... در این روش متخصص نیست

35
00:04:42,000 --> 00:04:44,600
بنابراین نمیتونست اون قسمت رو کشف کنه

36
00:04:44,600 --> 00:04:46,600
... اون قسمت

37
00:04:46,600 --> 00:04:49,900
در حال حاضر بوسیله ی جین گوانگ یائو 
به آهنگ شیطانی " حکم مرگ " تبدیل شده

38
00:04:52,600 --> 00:04:56,000
... هرچند اون اغلب به عمارت ابر رفت و آمد میکنه

39
00:04:56,000 --> 00:05:01,690
اما من هیچوقت به کتابخونه ی مخفی 
زیر عمارت کتابخونه اشاره نکردم

41
00:05:07,400 --> 00:05:10,700
رهبر قبیله لان ... این رو رک و بی پرده میگم

42
00:05:10,700 --> 00:05:12,000
... این استاد عطر پنهان

43
00:05:12,000 --> 00:05:16,200
اون موقع در شهر آسمان بدون شبِ 
قبیله ی ژی شان ون یه جاسوس بود

44
00:05:16,200 --> 00:05:19,000
و جاسوس خیلی موفقی هم بود

45
00:05:19,000 --> 00:05:21,400
اون حتی تونست اتاق های ون روهان رو پیدا کنه

46
00:05:21,400 --> 00:05:24,000
در همون زمان تونست بدون هیچ 
ردی وارد اتاق کشف نشده بشه

47
00:05:24,000 --> 00:05:26,400
تک تک نقشه ها و بایگانی ها رو حفظ کرد

48
00:05:26,400 --> 00:05:29,900
به علاوه یه کپی از چیزایی که حفظ کرده بود 
برای ارسال به برج تک شاخ طلایی نوشت

49
00:05:29,900 --> 00:05:34,500
برای اون عمارت کتابخونه و 
... کشف کتابخونه ی مخفی قبیله ی لان

50
00:05:35,200 --> 00:05:37,400
واقعا چیز زیادی به حساب نمیاد

51
00:05:56,100 --> 00:06:00,800
درک میکنم . یه راهی پیدا میکنم تا 
این آهنگ باقیمونده رو امتحان کنم

52
00:06:00,800 --> 00:06:01,800
برادر

53
00:06:01,800 --> 00:06:06,000
وقتی برادر ارشد فوت کرد کنفرانس سوگند در 
شهر آسمان بدون شب در حال تموم شدن بود

54
00:06:06,000 --> 00:06:08,600
ارباب زاده وی دیگه در این دنیا نبود

55
00:06:09,500 --> 00:06:14,500
آزمایش کردن اینکه این میتونه 
... ذهن کسی رو بهم بریزه یا نه

56
00:06:15,600 --> 00:06:18,400
قطعا مانعی نداره

57
00:06:18,400 --> 00:06:19,800
... من

58
00:06:21,600 --> 00:06:24,800
لرد زی وو ... استفاده از یه آدم 
... زنده برای آزمایش این آهنگ شیطانی

59
00:06:24,800 --> 00:06:28,300
احتمالا خلاف قوانین خانواده ی لانه

60
00:06:29,500 --> 00:06:31,400
رو خودم امتحانش میکنم 

61
00:06:31,400 --> 00:06:33,200
برادر -
وانگ جی -

62
00:06:33,200 --> 00:06:37,600
جین گوانگ یائو در چشمای من و 
... جین گوانگ یائویی که شما میشناسین

63
00:06:37,600 --> 00:06:42,500
و جین گوانگ یائویی که همه میبینن 
همه اشون شخص متفاوتی به نظر میرسن

64
00:06:46,620 --> 00:06:48,600
... در این سال ها

65
00:06:49,400 --> 00:06:53,800
در قلب من اون همیشه بار مسئولیت به شونه اش بوده

66
00:06:53,800 --> 00:06:57,800
نسبت به زندگی افراد یه قلب احساساتی داشته ، به 
مافوق احترام گذاشته و برای زیردست ها احترام قائل بوده

67
00:06:59,200 --> 00:07:04,400
همیشه اعتقاد داشتم انتقاداتی که مردم 
ازش میکردن همه اش از سر سوتفاهمه

68
00:07:04,400 --> 00:07:07,200
چیزی که چشمام میبینه حقیقتِ واقعیه

69
00:07:10,400 --> 00:07:13,100
... شما بچه ها ازم میخواید فورا باور کنم

70
00:07:13,100 --> 00:07:16,000
همه ی کارهایی که مقابل من کرده جعلی بوده ؟

71
00:07:16,600 --> 00:07:19,700
اون بود که ترتیب کشتن برادر 
قسم خورده ی بزرگترش رو داد ؟

72
00:07:21,600 --> 00:07:24,600
منم یه بخش از برنامه ی حساب شده اش بودم ؟

73
00:07:24,600 --> 00:07:26,500
... من حتی

74
00:07:27,400 --> 00:07:30,080
در روند کار بهش کمک کردم ؟

75
00:07:38,800 --> 00:07:43,500
میشه بهم اجازه بدین قبل از رسیدن به نتیجه محتاط تر باشم ؟

77
00:08:08,660 --> 00:08:10,550
میرم عمو رو ببینم

78
00:08:11,190 --> 00:08:14,560
من ارباب زاده وی رو برمیگردونم
بعدش میتونی بیای اونجا

79
00:08:22,300 --> 00:08:26,310
[ بارگاه سایه ی بامبو ]

80
00:08:35,050 --> 00:08:36,620
لرد زی وو

81
00:08:39,000 --> 00:08:41,100
ارباب زاده وی چیزی میخوای بپرسی ؟

82
00:08:41,100 --> 00:08:46,300
از اونجایی که لان ژان اینجا نیست ، یه چیزی هست 
که میخوام درباره اش باهاتون مشورت کنم

83
00:08:46,300 --> 00:08:48,100
لطفا بگو ارباب زاده وی

84
00:08:48,100 --> 00:08:49,700
... خوب

85
00:08:50,300 --> 00:08:54,900
نشونه های شلاق خوردن رو بدن 
لان ژان ... چه اتفاقی براش افتاده ؟

86
00:08:54,900 --> 00:08:57,200
ارباب زاده وی خودت نمیدونی ؟

87
00:08:57,200 --> 00:09:00,700
ازش پرسیدم اما حاضر نشد بهم بگه

88
00:09:00,700 --> 00:09:02,900
برای همین مجبور شدم از شما بپرسم

89
00:09:04,100 --> 00:09:05,600
که اینطور

90
00:09:06,400 --> 00:09:07,900
من بهتر از همه میشناسمش

91
00:09:07,900 --> 00:09:09,800
... تا وقتی ضرورت مطلق نداشته باشه

92
00:09:09,800 --> 00:09:13,500
شرط میبندم وانگ جی تا آخر عمرش 
هیچوقت حرفش رو پیش نمیکشه

93
00:09:13,500 --> 00:09:15,600
من بهت میگم

94
00:09:16,300 --> 00:09:18,200
... ارباب زاده وی هنوز یادته

95
00:09:18,200 --> 00:09:24,700
در جاده ی چیونگ چی ژنرال شبح ون نینگ 
به طور تصادفی جین زی ژوان رو کشت ؟

96
00:09:27,600 --> 00:09:33,400
بعدش ون چینگ قبیله ی ون رو به برج 
تک شاخ طلایی برد تا معذرت خواهی کنه

97
00:09:34,500 --> 00:09:36,700
<i>لرد هان گونگ</i>

98
00:09:36,700 --> 00:09:41,000
<i>معنی این کار چیه ؟ در شهر آسمان بدون شب 
تو از وی یینگ محافظت کردی . مشکلی نیست</i>

99
00:09:41,000 --> 00:09:43,500
<i>حالا حتی نمیذاری ما لونه ی قدیمیش رو بگردیم ؟</i>

100
00:09:43,500 --> 00:09:45,700
<i>واقعا اهدافت چیه ؟</i>

101
00:09:45,700 --> 00:09:49,000
<i>تو صلاحیت نداری با من حرف بزنی</i>

102
00:09:49,000 --> 00:09:50,200
<i>... تو</i>

103
00:09:50,200 --> 00:09:52,000
<i>رهبر فرقه سو</i>

104
00:09:57,950 --> 00:09:59,780
<i>ولش کنین</i>

105
00:10:06,700 --> 00:10:10,100
<i>لرد هان گونگ واقعا یه آقای با فضل و کمالاته</i>

106
00:10:11,800 --> 00:10:16,400
<i>از اونجایی که لرد هان گونگ به ما اجازه نمیده 
بگردیم ، پس غار فو مو رو به حال خودش میذاریم</i>

107
00:10:17,200 --> 00:10:20,200
<i>کل تپه های مدفن گاه بوسیله ی ما محاصره شده</i>

108
00:10:20,200 --> 00:10:22,800
<i>حتی اگه بنیانگذار ییلینگ اونقدر 
... خوش شانس بوده که نمرده باشه</i>

109
00:10:22,800 --> 00:10:27,400
<i>قادر نیست بدون کشف شدن یا به جا 
گذاشتن اثری در غار فو مو ظاهر بشه</i>

110
00:10:28,500 --> 00:10:29,900
<i>بله</i>

111
00:10:41,600 --> 00:10:43,400
<i>... راستی</i>

112
00:10:43,400 --> 00:10:47,200
<i>لرد هان گونگ ... عموی شما اینجاست</i>

113
00:10:48,900 --> 00:10:53,200
<i>به نظر میرسه اومده اینجا تا 
شما رو به عمارت ابر برگردونه</i>

114
00:11:08,700 --> 00:11:11,590
در تپه های مدفن گاه وانگ جی نظر 
شخصی خودش رو به اکثریت تحمیل کرد

115
00:11:11,590 --> 00:11:13,730
دردسرهای زیادی درست کرد

116
00:11:13,730 --> 00:11:17,400
عمو عصبانی بود . اون رو به عمارت ابر برگردوند

117
00:11:17,400 --> 00:11:21,810
با 300 ضربه شلاق مجازات شد و در غار چشمه ی 
سرد بازداشت شد تا به کارهاش فکر کنه

118
00:11:21,810 --> 00:11:24,410
برای 3 سال نتونست از محوطه ی 
پشت کوهستان قدم بیرون بذاره

119
00:11:30,240 --> 00:11:31,920
ضربه بزنید

120
00:11:51,800 --> 00:11:56,040
قانون 52 از قوانین خانواده ی لان چیه ؟

121
00:11:56,040 --> 00:11:57,930
با افراد شرور و شیطان صفت دوست نشوید

122
00:11:57,930 --> 00:12:02,000
بنیان قبیله ی لان پشت سر تو فرو ریخته
( یعنی آبروی قبیله امون رو همه جا بردی )

123
00:12:02,000 --> 00:12:05,980
چطور میتونی با اجداد شریف قبیله ی لان مواجه بشی ؟

124
00:12:05,980 --> 00:12:09,180
جرات میکنم از عمو بپرسم ... عدالت چیه ؟ شرارت چیه ؟

125
00:12:09,180 --> 00:12:11,400
سیاه چیه ؟ سفید چیه ؟
( عین حرفای وو ژیان رو داره تکرار میکنه )

126
00:12:11,400 --> 00:12:16,370
بسیار خوب . این شاگرد خوبیه که تعلیم دادم ؟

127
00:12:17,930 --> 00:12:19,620
وانگ جی

128
00:12:22,320 --> 00:12:24,900
خیلی ناامیدم کردی

129
00:12:41,900 --> 00:12:46,790
[ شر رو از بین ببرید . عدالت رو اجرا کنید ]
[ تا ابد مسیر جاویدان رو ادامه بدین ]

130
00:12:54,510 --> 00:12:57,910
وقتی وانگ جی در بازداشت بود یه بار رفتم دیدنش

131
00:12:57,910 --> 00:12:59,820
و سعی کردم نصیحتش کنم

132
00:13:01,620 --> 00:13:03,770
... اما در عوض اون بهم گفت

133
00:13:05,290 --> 00:13:07,750
تو رو به عنوان زوج خودش ( یار و دلبرش ) میبینه

134
00:13:09,000 --> 00:13:11,500
پس باید به هر چی در مورد توئه باور و اعتقاد داشته باشه

135
00:13:11,500 --> 00:13:13,240
نیازی بهش نبود

136
00:13:19,940 --> 00:13:21,560
ارباب زاده وی

137
00:13:22,940 --> 00:13:26,860
میدونی این خونه چه جائیه ؟

138
00:13:27,560 --> 00:13:31,420
[ اتاق سکوت ]

139
00:13:33,700 --> 00:13:35,060
نمیدونم

140
00:13:35,060 --> 00:13:37,410
... اینجا جائیه که اون موقع ها مادرم

141
00:13:38,600 --> 00:13:41,610
در عمارت ابر در اون زندگی میکرد

142
00:13:41,610 --> 00:13:43,520
ارباب زاده وی احتمالا فکر میکنی این عجیبه

143
00:13:43,520 --> 00:13:45,800
... به عنوان همسر رهبر قبیله

144
00:13:47,870 --> 00:13:50,900
چرا اون با رهبر قبیله در اتاق سرد زندگی نمیکرد ؟

145
00:13:53,200 --> 00:13:55,350
... ارباب زاده وی احتمالا میدونی که

146
00:13:57,390 --> 00:14:01,260
وقتی پدرم زنده بود مرتبا در انزوا میموند

147
00:14:01,260 --> 00:14:03,310
هیچ توجهی به امور دنیوی نمیکرد

148
00:14:04,200 --> 00:14:08,800
تقریبا تمام امور قبیله ی گوسو لان تحت نظارت عموی من بود

149
00:14:10,660 --> 00:14:12,440
این رو میدونستم

150
00:14:16,130 --> 00:14:20,090
دلیل اینکه پدرم تمام مدت در انزوا 
به سر میبرد به خاطر مادرم بود

151
00:14:20,740 --> 00:14:22,880
... بیشتر از اینکه این محل رو اقامتگاه بنامیم

152
00:14:24,300 --> 00:14:28,270
اینجا بیشتر شبیه یه بازداشتگاه خونگیه

153
00:14:28,270 --> 00:14:33,200
وقتی پدرم جوون بود در طول 
... سفر برگشتش از شکار هیولا

154
00:14:33,200 --> 00:14:36,120
بیرون شهر گوسو با مادرم ملاقات کرد

155
00:14:36,120 --> 00:14:38,520
میشد گفت این عشق در نگاه اول بود

156
00:14:40,030 --> 00:14:42,290
میتونیم بگیم اون جوون و احساساتی بود

157
00:14:43,400 --> 00:14:47,590
اما این خانم عاشق پدرم نبود

158
00:14:48,780 --> 00:14:51,760
و حتی یکی از معلمای محترم پدرم رو کشت

159
00:14:52,490 --> 00:14:54,200
چرا ؟

160
00:14:54,750 --> 00:14:56,300
نمیدونم

161
00:14:57,010 --> 00:14:58,850
... اما با فکر کردن بهش این احتمالا برای چیزی جز

162
00:14:58,850 --> 00:15:01,870
چهار کلمه ی عدالت ، کینه ، درست و غلط نیست

163
00:15:04,370 --> 00:15:08,500
وقتی پدرم این موضوع رو فهمید 
از عذاب وجدان به حال مرگ افتاد

164
00:15:09,300 --> 00:15:11,490
اما سه بار درباره اش فکر کرد

165
00:15:12,230 --> 00:15:16,350
آخرش بازم مخفیانه مادرم رو به داخل عمارت ابر منتقل کرد

166
00:15:16,350 --> 00:15:18,350
... صرف نظر از مخالفت با قبیله 

167
00:15:18,350 --> 00:15:21,300
بدون کلمه ی تعظیم به بهشت و زمین 
رابطه اش رو باهاش شروع کرد
( بدون تکمیل کردن عروسی باهاش رابطه داشته )

168
00:15:21,300 --> 00:15:23,880
... به علاوه به افراد داخل قبیله گفت

169
00:15:24,840 --> 00:15:27,410
این همسریه که در تمام طول عمرش 
با زندگیش دوستش خواهد داشت

170
00:15:27,410 --> 00:15:31,730
اگه کسی بخواد بهش دست بزنه اول 
باید از رو جنازه ی اون رد بشه

171
00:15:32,700 --> 00:15:36,950
بعد از ازدواج با مادرم ، پدرم یه خونه پیدا کرد

172
00:15:38,900 --> 00:15:40,880
و مادرم رو در اون محصور کرد

173
00:15:42,400 --> 00:15:46,980
بعدش یه خونه ی دیگه پیدا کرد 
و خودش رو هم داخل اون زندانی کرد

174
00:15:49,050 --> 00:15:50,930
در ظاهر اون به انزوا میرفت

175
00:15:52,130 --> 00:15:54,250
اما در واقع برای توبه کردن بود

176
00:15:59,000 --> 00:16:00,610
ارباب زاده وی

177
00:16:05,100 --> 00:16:09,800
درک میکنی اهداف پدرم چی بودن ؟

178
00:16:12,200 --> 00:16:16,510
فکر میکنی کاری که اون انجام داد کار درستی بود ؟

179
00:16:20,240 --> 00:16:21,960
نمیدونم

180
00:16:25,500 --> 00:16:29,130
کاری که پدرم انجام داد احتمالا میشه اسمش 
رو گذاشت بیرون کردن محتاطانه ی بادها

181
00:16:29,130 --> 00:16:31,200
... وقتی من و وانگ جی به دنیا اومدیم

182
00:16:31,200 --> 00:16:36,110
اون فورا ما رو برای مراقبت به جای دیگه ای فرستاد

183
00:16:36,110 --> 00:16:40,630
منتظر شد تا بزرگتر بشیم و بعدش 
ما رو برای تعلیم به دست عمو سپرد

184
00:16:42,000 --> 00:16:45,440
عموی من جز افرادیه که شخصیت خیلی ریشه داری داره

185
00:16:45,440 --> 00:16:49,650
به علاوه اتفاقی که بین پدر و مادرم افتاد 
باعث خراب شدن کل زندگی پدرم شد

186
00:16:51,020 --> 00:16:56,670
بنابراین بعدها عمو از اون راه های منحرفانه ، روشای 
شیطانی و افردی که سوء رفتار داشتن متنفر شد

188
00:16:58,520 --> 00:17:03,100
آموزش های من و وانگ جی به شدت دقیق و محکمه

189
00:17:03,100 --> 00:17:04,790
به طور استثنایی به قلب امون دیکته شده

190
00:17:04,790 --> 00:17:07,340
... هر بار من و وانگ جی به دیدنش میرفتیم

191
00:17:07,340 --> 00:17:11,900
هیچوقت درباره ی اینکه چقدر اینجا محدوده ، چقدر 
ناراحته و چقدر افسرده ست شکایت نمیکرد

192
00:17:11,900 --> 00:17:14,280
و هیچوقت درباره ی تکالیف امون ازمون سوال نمیکرد

193
00:17:14,940 --> 00:17:19,240
هرچند وانگ جی هیچوقت این رو نگفت اما من میدونم

194
00:17:19,240 --> 00:17:22,620
هر ماه منتظر روزی بود که برای دیدن مادرش میرفت

195
00:17:23,300 --> 00:17:26,260
اون اینطوریه

196
00:17:26,260 --> 00:17:27,440
منم همینطور

198
00:17:28,600 --> 00:17:33,660
اما یه روز عمو یه دفعه بهمون گفت دیگه نیایم اینجا

199
00:17:35,380 --> 00:17:37,360
مادر دیگه اینجا نیست

200
00:18:03,600 --> 00:18:08,110
اون موقع ما خیلی بچه بودیم . هنوز درک 
نمیکردیم معنی " دیگه اونجا نیست " چیه

201
00:18:13,600 --> 00:18:17,450
مهم نیست دیگران چقدر سعی کردن بهش 
... دلداری بدن یا عمو چقدر توبیخش کرد

202
00:18:17,450 --> 00:18:20,700
وانگ جی هنوزم هر ماه میومد اینجا

203
00:18:20,700 --> 00:18:25,360
زیر طاق مینشست و منتظر بود یه نفر در رو باز کنه

204
00:18:27,750 --> 00:18:29,830
... وقتی خیلی بزرگتر شدیم

205
00:18:32,030 --> 00:18:35,800
هر دو خوب میدونستیم که مادر دیگه برنمیگرده

206
00:18:36,800 --> 00:18:39,100
و هیچکس در رو براش باز نمیکنه

207
00:18:41,170 --> 00:18:43,090
اما اون بازم میومد اینجا

208
00:18:48,700 --> 00:18:51,430
وانگ جی از بچگی همیشه سرسخت و یه دنده بود

209
00:18:51,430 --> 00:18:53,730
... بنابراین ارباب زاده وی

210
00:18:53,730 --> 00:18:58,140
اون موقع وقتی وانگ جی دید 
... جادوگری شیطانی تمرین میکنی

211
00:18:59,500 --> 00:19:02,180
... هرچند با دهان خودش نگفت اما میدونستم

212
00:19:02,950 --> 00:19:07,370
درد و سردرگمی درون قلبش شبیه همون 
موقعی بود که دیگه مادرمون رو ندید

214
00:19:59,470 --> 00:20:02,000
در گذشته سعی کردم وانگ جی رو نصیحت کنم

215
00:20:06,050 --> 00:20:09,970
... حالا که مسائل در سرم جا گرفتن

216
00:20:09,970 --> 00:20:11,710
بالاخره درک کردم

217
00:20:12,400 --> 00:20:16,150
گرفتن اون تصمیم خیلی سخت بوده

218
00:20:18,570 --> 00:20:22,700
برای سال ها فکر میکردم عمیقا از شخصیتش خبر دارم

219
00:20:23,360 --> 00:20:24,800
... اما

220
00:20:27,600 --> 00:20:29,860
... شاید قلب آدم ها در این دنیا

221
00:20:31,010 --> 00:20:33,750
... از جلو شبیه آتیش به نظر برسه

222
00:20:33,750 --> 00:20:36,310
اما از کنار که نگاه کنی شبیه یخ باشه
 <i>( هر کسی نوع نگاه خودش رو به مسائل داره )</i>

223
00:21:00,000 --> 00:21:20,000
اگر سریالو در آپارات،اینما،نماشا یا کانالای تلگرام میبینید 
: تیم ترجمه راضی نیست و باید از سایت زیر دانلود کنین 
KoreFa.ir

224
00:21:48,500 --> 00:21:50,060
لان ژان

225
00:21:57,860 --> 00:21:59,310
چیه ؟

226
00:22:02,890 --> 00:22:04,480
... من

227
00:22:08,100 --> 00:22:11,850
مرد ... بلند گفتنش واقعا خیلی سخته

228
00:22:16,920 --> 00:22:19,800
... میگم

229
00:22:23,450 --> 00:22:27,430
شوک خیلی بزرگی به برادرت وارد شد

230
00:22:27,430 --> 00:22:33,200
اما خوب دشمن ، برادر قسم 
خورده اش جین گوانگ یائوست

231
00:22:33,200 --> 00:22:35,860
... اگه من بودم

232
00:22:48,940 --> 00:22:52,560
از اونجایی که مدرک پیدا کرده 
این موضوع رو تحمل نمیکنه

233
00:22:58,360 --> 00:23:02,290
البته ... مهم نیست رابطه اش 
با جین گوانگ یائو چقدر نزدیکه

234
00:23:02,290 --> 00:23:07,890
اون برادرته و از فرقه ی گوسو لانه 
و اصول خاص خودش رو داره

235
00:23:13,660 --> 00:23:15,220
چی شده ؟

236
00:23:16,070 --> 00:23:17,910
تو بهش نگفتی ؟

237
00:23:18,740 --> 00:23:20,680
چی رو بهش میگفتم ؟

238
00:23:22,160 --> 00:23:27,070
در مسیر چیونگ چی ... فلوت

239
00:23:27,070 --> 00:23:28,900
تو میدونی ؟

240
00:23:30,600 --> 00:23:36,450
از ون نینگ پرسیدم . در مسیر 
چیونگ چی اون صدای فلوت رو شنید

241
00:23:42,500 --> 00:23:47,310
وقتی اون اتفاق افتاد فکر کردم اشتباه از من بوده

242
00:23:48,860 --> 00:23:53,590
تا اینکه در شهر آسمان بدون شب دوباره اون رو شنیدم

243
00:23:55,440 --> 00:23:59,210
فقط یه نت

244
00:23:59,210 --> 00:24:01,560
پریشون بودم

245
00:24:01,560 --> 00:24:04,430
نمیتونستم افکارم رو منسجم کنم

246
00:24:04,430 --> 00:24:07,260
کجاش رو اشتباه رفتم ؟

248
00:24:40,320 --> 00:24:46,160
... بعد از اینکه از رویا بیدار شدم

250
00:24:46,960 --> 00:24:52,610
مطمئن تر شدم . من اون صدای 
فلوت رو اشتباه نشنیده بودم

251
00:24:53,380 --> 00:24:57,960
بعد از امروز بیشتر و بیشتر بهش اعتقاد پیدا کردم

252
00:24:59,280 --> 00:25:01,910
... در مسیر چیونگ چی و در شهر آسمان بدون شب

253
00:25:01,910 --> 00:25:05,760
یه نفر داشت " مجموعه ی آشوب " رو مینواخت

254
00:25:05,760 --> 00:25:08,610
و دستورات چن چینگ رو عوض میکرد

255
00:25:08,610 --> 00:25:10,650
اون جین گوانگ یائو بود

256
00:25:12,640 --> 00:25:16,770
شاید اون بود ... شایدم اون نبود

257
00:25:19,410 --> 00:25:21,570
نمیخوای حقیقت رو بدونی ؟

258
00:25:23,290 --> 00:25:28,250
اولین باری که بیدار شدم واقعا 
.... میخواستم حقیقت رو بدونم

259
00:25:29,810 --> 00:25:31,850
... اما حالا

260
00:25:41,930 --> 00:25:48,160
حالا میخوام بگم ، هر چی که شد ، به جهنم

261
00:25:57,070 --> 00:26:01,600
... لان ژان ... فکر میکنم

262
00:26:01,600 --> 00:26:06,840
چه بدونم و چه ندونم دیگه برام مهم نیست

263
00:26:07,870 --> 00:26:13,560
به علاوه در ذهن مردم بنیانگذار 
ییلینگ بود که اون کارها رو انجام داد

264
00:26:13,560 --> 00:26:17,610
حتی اگه الان برم بیرون و صدها 
... بار بهشون بگم گناهکار نیستم

265
00:26:17,610 --> 00:26:20,140
هیچکس حرفم رو باور نمیکنه

266
00:26:22,250 --> 00:26:29,990
گاهی اوقات ... مردم فقط به یه بهانه یا یه هدف نیاز دارن

267
00:26:29,990 --> 00:26:32,790
یه هدف که همه ازش متنفر باشن

268
00:26:32,790 --> 00:26:39,420
با وجود من اونا یه دشمن مشترک 
دارن . اونها میتونن متظاهر باشن

269
00:26:41,030 --> 00:26:43,250
... بعدا این رو برای خودم روشن کردم

270
00:26:43,250 --> 00:26:48,870
حتی اگه جین گوانگ یائو نبود
... یا اگه صدای فلوت نبود

271
00:26:48,900 --> 00:26:53,630
آدمای دیگه ای بودن ... اتفاقات دیگه ای بودن

272
00:26:57,210 --> 00:27:01,380
نمیدونم ... نمیدونم

274
00:27:42,190 --> 00:27:46,440
<i>حالا که بهش فکر میکنم واقعا تنهام</i>

275
00:27:47,170 --> 00:27:50,530
<i>معدود آدمایی که بهم ایمان داشتن همه اشون مُردن</i>

276
00:27:50,530 --> 00:27:55,350
<i>ون نینگ ... خواهر ارشد</i>

277
00:28:00,460 --> 00:28:02,320
<i>... خوشبختانه</i>

278
00:28:04,330 --> 00:28:08,810
<i>در این دنیا هنوز یکی هست که بهت ایمان داره</i>

279
00:28:11,700 --> 00:28:15,340
<i>لان ژان ... به سلامتی تو</i>

280
00:28:15,980 --> 00:28:20,080
<i>داشتن همچین عزیزدلی ( معشوقی ) در زندگی کافیه</i>

281
00:28:29,380 --> 00:28:34,810
<i>هیچ چیز دیگه ای نیاز نیست
مسئله فقط وجدان روشنه</i>

282
00:28:38,360 --> 00:28:44,300
<i>تا وقتی وجدان روشن داشته باشم برام مهم 
نیست من رو بدنام کنن ... یا بهم تهمت بزنن</i>

284
00:28:52,250 --> 00:28:53,800
لان ژان

285
00:28:58,120 --> 00:28:59,920
متاسفم

286
00:29:05,120 --> 00:29:06,880
ممنونم

287
00:29:08,710 --> 00:29:14,990
♫ <i>در عزای مرگ یه مرد جوون یه کوزه از</i> ♫
♫ <i>شادی ها و غم های مرگ و زندگی حاضر شده</i> ♫

288
00:29:14,990 --> 00:29:19,660
♫ <i>ماه روشن هنوز مثل گذشته</i> ♫
♫ <i>پس نیازی به غم و اندوه نیست</i> ♫

289
00:29:19,660 --> 00:29:25,710
♫ <i>پس چرا با یه قلب بی خیال با </i> ♫
♫ <i>همه ی سختی ها رو در رو نمیشی ؟</i> ♫

290
00:29:25,710 --> 00:29:30,060
♫ <i>بیا هر جا هستیم یه صدای </i> ♫
♫ <i>دلنشین رو با هم شریک بشیم</i> ♫

291
00:29:30,060 --> 00:29:36,360
♫ <i>در عزای مرگ یه مرد جوون یه کوزه از</i> ♫
♫ <i>شادی ها و غم های مرگ و زندگی حاضر شده</i> ♫

292
00:29:36,360 --> 00:29:41,010
♫ <i>ماه روشن هنوز مثل گذشته</i> ♫
♫ <i>پس نیازی به غم و اندوه نیست</i> ♫

293
00:29:41,010 --> 00:29:47,010
♫ <i>پس چرا با یه قلب بی خیال با </i> ♫
♫ <i>همه ی سختی ها رو در رو نمیشی ؟</i> ♫

294
00:29:47,010 --> 00:29:53,400
♫ <i>بیا هر جا هستیم یه صدای </i> ♫
♫ <i>دلنشین رو با هم شریک بشیم</i> ♫

294
00:30:30,000 --> 00:30:50,000

تیم ترجمه کـره فـا تقدیم می کند
KoreFa.ir

295
00:31:30,500 --> 00:31:32,650
معنی این چیه ؟

296
00:31:32,650 --> 00:31:34,620
به برادر دوم برش میگردونم

297
00:31:35,440 --> 00:31:37,190
من قبلا این رو به تو دادم

298
00:31:37,190 --> 00:31:41,480
این نشان عبور هیچوقت من رو ناامید نکرده

299
00:31:41,480 --> 00:31:45,840
اما حالا شکست خورده . باید 
به صاحبش برگردونده بشه

300
00:31:48,260 --> 00:31:49,420
چرا اومدی اینجا ؟

301
00:31:49,420 --> 00:31:53,650
ما هنوز خبری از لرد هان گونگ و بنیانگذار ییلینگ نداریم

302
00:31:53,650 --> 00:31:55,890
من نذاشتم کسی عمارت ابر رو بگرده

303
00:31:55,890 --> 00:32:00,720
و خیلی از فرقه ها شک و اعتراض دارن

304
00:32:00,720 --> 00:32:05,000
برادر دوم ... هروقت برات میسر بود 
بهتره درها رو برای 2 ساعت باز بذاری

305
00:32:05,000 --> 00:32:09,560
بعدش من افرادم رو میارم تا یه نگاهی بندازن

306
00:32:16,690 --> 00:32:19,800
برادر دوم ... چی شده ؟

307
00:32:20,660 --> 00:32:21,620
هیچی

308
00:32:21,620 --> 00:32:25,560
برادر دوم اگه نگران وانگ جی 
هستی ، نیازی بهش نیست

309
00:32:25,560 --> 00:32:27,790
لرد هان گونگ صادق و درستکاره

310
00:32:27,790 --> 00:32:30,410
در طول سال ها همه ی فرقه ها این رو دیدن

311
00:32:30,410 --> 00:32:33,790
باید این کار رو کرده باشه چون بهش دروغ گفتن

312
00:32:33,790 --> 00:32:36,880
و اون هیچ کار غیر قابل بخششی انجام نداده

313
00:32:36,880 --> 00:32:39,380
وقتی زمانش برسه فقط باید خودش رو توضیح بده

314
00:32:39,380 --> 00:32:42,760
اجازه نمیدم مردم فرصت شایعه پراکنی داشته باشن

315
00:32:42,760 --> 00:32:45,510
وقتی زمانش برسه ؟ اون چه موقع ست ؟

316
00:32:45,510 --> 00:32:48,260
بعد از اینکه تپه های مدفن گاه رو پاک سازی کردیم

317
00:32:49,610 --> 00:32:50,800
تپه های مدفن گاه ؟

318
00:32:50,800 --> 00:32:56,860
از زمان درگیری در برج تک شاخ طلایی چیزای 
عجیبی در اطراف تپه های مدفن گاه اتفاق افتاده

319
00:32:58,000 --> 00:33:00,380
جنازه ها ظاهر شدن

320
00:33:00,380 --> 00:33:04,020
و اونا به سمت تپه های مدفن گاه پیش میرن

321
00:33:05,730 --> 00:33:07,520
این برای چیه ؟

322
00:33:07,520 --> 00:33:11,830
نمیدونم . حدس و گمان اینه که وی 
وو ژیان از یه ساختار استفاده کرده

323
00:33:11,830 --> 00:33:15,560
یا نشان ببر سیاه داره جنازه ها رو صدا میزنه

324
00:33:16,410 --> 00:33:21,390
در برج تک شاخ طلایی اون 
بوسیله ی جین لینگ شمشیر خورد

325
00:33:21,390 --> 00:33:23,060
هنوزم میتونه این کارها رو انجام بده ؟

326
00:33:23,060 --> 00:33:28,490
برادر دوم ... وقتی اون به فرقه ی یون منگ جیانگ 
... خیانت کرد و با رهبر قبیله جیانگ مبارزه کرد

327
00:33:28,490 --> 00:33:30,560
چقدر صدمه دیده بود ؟

328
00:33:30,560 --> 00:33:34,260
اون هنوزم برای فرماندهی جنازه ها به تپه های مدفن گاه رفت

329
00:33:34,260 --> 00:33:38,540
چی میتونه برای بنیانگذار ییلینگ سخت باشه ؟

330
00:33:39,480 --> 00:33:41,200
<i>تو خیلی من رو دست بالا میگیری</i>

331
00:33:41,200 --> 00:33:45,490
بنابراین تپه های مدفن گاه برای بار دوم محاصره میشه

332
00:33:45,490 --> 00:33:47,710
... من به بقیه ی خانواده ها خبر دادم

333
00:33:47,710 --> 00:33:50,180
تا برای گفتگو در این مورد به برج تک شاخ طلایی بیان

334
00:33:50,180 --> 00:33:54,190
برادر دوم ... تو هم میای ؟

335
00:34:00,880 --> 00:34:04,310
بسیار خوب ... لطفا فعلا بیرون منتظر بمون

336
00:34:04,310 --> 00:34:06,850
بعدا باهات میام

337
00:34:28,520 --> 00:34:32,800
برادر دوم ... میخوای برادر ارشد رو ببینی ؟

338
00:34:35,970 --> 00:34:38,780
من قصد دارم برادر ارشد رو دفن کنم

339
00:34:38,780 --> 00:34:43,620
برادر دوم ... میخوای برای بار آخر 
برادر ارشد رو بدرقه کنی ؟

340
00:35:11,960 --> 00:35:14,500
من میرم برج تک شاخ طلایی . شما 
دو تا برید به تپه های مدفن گاه

341
00:35:14,500 --> 00:35:15,990
بیاید تقسیم بشیم و عمل کنیم

342
00:35:15,990 --> 00:35:17,490
بله

343
00:35:21,500 --> 00:35:23,840
... اگه اون واقعا انگیزه های دیگه ای داشته باشه

344
00:35:25,370 --> 00:35:27,520
تحمل نمیکنم

345
00:35:30,000 --> 00:35:31,740
میدونم

346
00:35:44,390 --> 00:35:48,050
سیب کوچولو ... بیا بریم

347
00:35:48,050 --> 00:35:49,980
بیا بریم

348
00:36:26,170 --> 00:36:28,090
حتی واکنشم نشون نمیده

349
00:36:28,090 --> 00:36:32,020
ببین . اونا فقط تو رو دوست 
دارن . اونا یه ارباب قبول کردن

350
00:36:40,640 --> 00:36:42,330
به فرار کردن حتی فکرم نکن

351
00:36:42,330 --> 00:36:44,860
نمیتونی از دستم فرار کنی

352
00:36:44,860 --> 00:36:46,930
مطیع باش و همینجا بمون

353
00:36:48,680 --> 00:36:51,390
راستی لان ژان . این عجیبه

354
00:36:51,390 --> 00:36:54,620
... من خوب میدونم این سفر شرش از خیرش بیشتره

355
00:36:54,620 --> 00:36:56,900
اما از کوچیکترین چیزی نمیترسم

356
00:36:57,700 --> 00:37:01,010
فکر نمیکنی این عجیبه ؟ تو چی فکر میکنی ؟

357
00:37:01,500 --> 00:37:03,900
دیر شده . بیا بریم

358
00:37:04,480 --> 00:37:06,120
باشه

359
00:37:07,740 --> 00:37:10,860
خرگوش کوچولو ... ما داریم میریم

360
00:37:13,290 --> 00:37:15,260
بیا بریم سیب کوچولو

361
00:37:18,240 --> 00:37:20,770
بیا سیب کوچولو

362
00:37:28,560 --> 00:37:30,690
هیچ کدوم اشون تحمل دیدن رفتنت رو ندارن

363
00:37:30,690 --> 00:37:35,350
هیچوقت فکر نمیکردم لرد هان گونگ قلب این 
همه حیوون کوچیک رو به تسخیر خودش دربیاره

364
00:37:35,350 --> 00:37:37,480
اما من نمیتونم

365
00:37:38,280 --> 00:37:39,850
تو نمیتونی ؟

366
00:37:41,310 --> 00:37:45,230
نگاه کن . همه ی چیزایی که رو زمین 
راه میرن ، اونایی که تو آب شنا میکنن 
... و اونایی که در هوا پرواز میکنن

367
00:37:45,230 --> 00:37:46,960
وقتی من رو میبینن پا میذارن به فرار

368
00:37:46,960 --> 00:37:49,110
درست نمیگم سیب کوچولو ؟

369
00:37:50,530 --> 00:37:52,700
یه چیزی بگو . تو دوباره حرف نمیزنی

370
00:37:52,700 --> 00:37:54,700
... سیب کوچولو

371
00:37:54,700 --> 00:37:57,260
لرد هان گونگ صبر کن منم بیام

372
00:37:57,260 --> 00:38:01,710
ما داریم میریم سیب کوچولو ... صبر کن منم بیام

373
00:38:33,860 --> 00:38:37,530
آهنگ بعدی که باید بزنم چیه ؟

373
00:38:03,000 --> 00:38:23,000
اگه سریالو هنوز ازسایت های نماشا،آپارات؛اینما و کانالای 
تلگرام گرفتین و ادامه میدین خیلی بی وجدان و بی شرافتین
KoreFa.ir

374
00:39:48,880 --> 00:39:50,410
... لان ژان میتونم ازت بپرسم

375
00:39:50,410 --> 00:39:52,840
... اون سال در غار ژوان وو در کوهستان موژی

376
00:39:52,840 --> 00:39:55,080
... آهنگی که برام خوندی

377
00:39:55,080 --> 00:39:57,200
اسمش چیه ؟

378
00:39:58,530 --> 00:40:00,680
چرا یه دفعه داری درباره اش میپرسی ؟

379
00:40:00,680 --> 00:40:03,830
فقط بهم بگو . بهش چی میگن ؟

380
00:40:03,830 --> 00:40:07,660
فکر کنم میتونم حدس بزنم چطوری من رو شناختی

381
00:40:09,620 --> 00:40:11,940
بهم بگو . چه آهنگی بود ؟

382
00:40:11,940 --> 00:40:13,580
کی تصنیفش کرده ؟

383
00:40:14,460 --> 00:40:15,690
من

384
00:40:15,690 --> 00:40:17,460
تو تصنیفش کردی ؟

385
00:40:19,290 --> 00:40:21,680
پس بهش چی میگن ؟

386
00:40:21,680 --> 00:40:23,450
خودت چی فکر میکنی ؟

387
00:40:24,600 --> 00:40:26,650
داری ازم میپرسی نظرم چیه ؟
( یعنی ازم میخوای روش اسم بذارم )

388
00:40:28,820 --> 00:40:31,460
... پس چطوره

389
00:40:31,460 --> 00:40:33,930
تشنه ام . بیا یه کم آب بخوریم

390
00:41:02,130 --> 00:41:05,940
مالک ، خونه نیست . لرد هان گونگ
بیا به خودمون کمک کنیم

391
00:41:08,440 --> 00:41:10,830
<i>یادت باشه دفعه ی بعد هیچوقت تنهایی بیرون نری</i>

392
00:41:10,830 --> 00:41:12,510
یه نفر اینجاست

393
00:41:14,160 --> 00:41:15,590
<i>این خیلی خطرناکه</i>

394
00:41:15,590 --> 00:41:18,430
... مین مین ... چند بار بهت گفتم

395
00:41:18,430 --> 00:41:20,850
وقتی از خونه میری بیرون برای خودت دور نچرخ ؟

396
00:41:21,760 --> 00:41:23,750
اما بازم با خودت مسابقه میذاری

397
00:41:23,750 --> 00:41:26,940
... بگو . اگه این وسط واقعا به بنیانگذار ییلینگ

398
00:41:26,940 --> 00:41:29,660
و ژنرال شبحش بربخوری
اونها یه لقمه ی چپت میکنن

399
00:41:29,660 --> 00:41:33,330
بهم بگو من و مادرت چیکار باید بکنیم ؟

400
00:41:34,760 --> 00:41:36,310
من نمیترسم 

401
00:41:36,310 --> 00:41:41,170
مادر گفت اون داستان ها رو فقط سرهم کردن

402
00:41:41,170 --> 00:41:45,140
بنیانگذار ییلینگ برای آدمای خوب گردن کلفتی نمیکنه

403
00:41:45,950 --> 00:41:48,400
چینگ یانگ ... ببین . اون باز داره جواب پس میده

404
00:41:48,400 --> 00:41:50,520
باشه مین مین ... صاف وایستا 
و به حرف پدرت گوش بده

405
00:41:50,520 --> 00:41:52,190
مین مین ؟

406
00:41:53,520 --> 00:41:55,870
کی اونجاست ؟ بیا بیرون

407
00:41:57,760 --> 00:41:59,730
هیچکس

408
00:41:59,730 --> 00:42:01,180
بیا بیرون

409
00:42:10,490 --> 00:42:11,880
لرد هان گونگ ؟

410
00:42:11,880 --> 00:42:16,760
مهم نیست کیه . یه آدمه . یه وسیله نیست

411
00:42:18,840 --> 00:42:20,720
... شما وِی 

412
00:42:22,450 --> 00:42:24,690
<i>این بانو چطوری من رو میشناسه ؟</i>

413
00:42:24,690 --> 00:42:27,870
<i>باهاش کینه دارم ؟ قبلا اذیتش کردم ؟</i>

414
00:42:27,870 --> 00:42:32,520
<i>این درست نیست . من هیچ زنی 
به اسم چینگ یانگ نمیشناسم</i>

415
00:42:37,120 --> 00:42:40,240
مِین مِین ؟ تو مِین مِین هستی ؟

415
00:42:45,000 --> 00:43:05,000

تیم ترجمه کـره فـا تقدیم می کند
KoreFa.ir