﻿1
00:01:32,000 --> 00:01:52,000

تیم ترجمه کـره فـا تقدیم می کند
KoreFa.ir

2
00:01:56,420 --> 00:02:01,390
<i>رام نشده</i>

3
00:02:28,100 --> 00:02:31,730
<i>قسمت 46</i>

4
00:02:32,380 --> 00:02:35,240
اگه جین گوانگ یائو میخواست جای پای محکمی 
... در قبیله ی لان لینگ جین داشته باشه

5
00:02:35,240 --> 00:02:37,270
پس به چین کانگ یی نیاز داشت

6
00:02:37,270 --> 00:02:39,960
یه مرد با پایه ی محکم به 
عنوان پدر زنش تا ازش حمایت کنه

7
00:02:39,960 --> 00:02:42,290
چطور میتونست انتخاب کنه که باهاش ازدواج نکنه ؟

8
00:02:43,160 --> 00:02:45,660
اون جین گوانگ یائوی دیوونه ی منحرف

9
00:02:45,660 --> 00:02:49,390
اون قطعا در این دنیا لنگه نداره . هیچکس 
هیچوقت همچین کاری انجام نمیده

10
00:02:49,390 --> 00:02:51,640
درسته ... درسته

11
00:02:54,500 --> 00:02:57,790
جای تعجب نیست که در اتاق 
... مخفی به چین سو گفت

12
00:02:57,790 --> 00:03:00,180
" که " آه سونگ باید میمرد 

13
00:03:04,040 --> 00:03:06,600
ببینید ... ببینید . اشتباه نمیکردم

14
00:03:06,600 --> 00:03:08,630
... قبلا شایعاتی شنیده بودم که میگفتن پسرش

15
00:03:08,630 --> 00:03:10,680
بوسیله ی کس دیگه ای کشته نشد

16
00:03:10,680 --> 00:03:13,600
بلکه به دست پدر خودش کشته شد

17
00:03:16,920 --> 00:03:19,760
رهبر قبیله یائو ... منظورت چیه ؟

18
00:03:19,760 --> 00:03:23,620
همه میدونن بچه هایی که از 
... خواهر برادرها متولد میشن

19
00:03:23,620 --> 00:03:26,300
هشتاد تا نود درصدشون عقب افتاده میشن

20
00:03:26,300 --> 00:03:30,350
وقتی بچه هنوز کوچیکه دیگران 
ممکنه متوجه چیز اشتباهی نشن

21
00:03:30,350 --> 00:03:32,000
... اما وقتی بزرگ بشه

22
00:03:32,000 --> 00:03:36,040
این حقیقت که غیر طبیعیه روشن تر میشه

23
00:03:36,040 --> 00:03:39,000
... اگه اون واقعا یه بچه ی عقب افتاده داشت

24
00:03:39,000 --> 00:03:44,130
اونوقت غریبه ها با انگشت جین گوانگ یائو رو 
نشون میدادن و اینطرف و اونطرف نظر میدادن

25
00:03:44,130 --> 00:03:47,810
اونا حتی میگفتن دلیلش اینه که جین گوانگ یائو 
خون یه روسپی کثیف تو رگ هاشه

26
00:03:47,810 --> 00:03:51,860
همین باعث شده بچه اش غیرطبیعی باشه 
و از اینجور شایعات دیوانه وار دیگه

27
00:03:51,860 --> 00:03:55,030
درضمن همه در این مورد فکر کنین

28
00:03:55,030 --> 00:03:58,090
... اون موقع کسی که به جین روسونگ صدمه زد

29
00:03:58,090 --> 00:04:01,790
تصادفا رهبر قبیله ای بود که برای گرفتن 
مقام استاد جاویدان علیه اون بلند شده بود

30
00:04:01,790 --> 00:04:04,200
اما چطور ممکنه همچین تصادفاتی وجود داشته باشه ؟

31
00:04:04,200 --> 00:04:08,260
بنابراین تصمیم گرفت همراه با 
... نقشه اش برای کشتن جین روسونگ

32
00:04:08,260 --> 00:04:10,090
... برای رهبر قبیله ی مخالف پاپوش درست کنه

33
00:04:10,090 --> 00:04:12,620
.. و بعدش از بهانه ی گرفتن انتقام پسرش استفاده کرد

34
00:04:12,620 --> 00:04:16,770
تا اون رهبر قبیله ی مخالف رو 
در انظار عمومی مجازات کنه

35
00:04:16,770 --> 00:04:21,210
این ممکنه ظالمانه به نظر بیاد 
اما اون با یه تیر دو نشون زد

36
00:04:21,210 --> 00:04:26,200
لرد لیان فنگ واقعا یه مرد تاکتیکیه 

37
00:04:29,670 --> 00:04:34,050
تو بودی که در طول کنفرانس برج 
تک شاخ طلایی رفتی دیدن چین سو ؟

38
00:04:39,210 --> 00:04:40,520
... من

39
00:04:41,530 --> 00:04:46,670
اون شب چین سو و جین گوانگ یائو در 
تالار قصر عطر با هم بحث و جدل داشتن

40
00:04:46,670 --> 00:04:48,850
... اون گفت یه نفر رو ملاقات کرده

41
00:04:48,850 --> 00:04:51,010
... اون شخص یه چیزایی بهش گفته

42
00:04:51,010 --> 00:04:55,320
بعدش یه نامه بهش داده ، و اون 
گفت که این شخص بهش دروغ نمیگه

43
00:04:55,320 --> 00:04:57,140
اون شخص تو بودی ؟

44
00:04:59,600 --> 00:05:01,040
من بودم

45
00:05:01,040 --> 00:05:03,730
تو برای سال ها این راز رو نگه داشتی

46
00:05:03,730 --> 00:05:06,370
چرا یه دفعه تصمیم گرفتی بهش بگی ؟

47
00:05:06,370 --> 00:05:09,110
و چرا یه دفعه داری یه اطلاعیه ی عمومی براش میدی ؟

48
00:05:15,240 --> 00:05:19,350
به خاطر این بود ... به خاطر این بود 
... که میخواستم بانوی جوان بدونه

49
00:05:19,350 --> 00:05:22,400
شوهرش واقعا چطور آدمیه

50
00:05:23,910 --> 00:05:27,930
قصد نداشتم این رو اعلام عمومی کنم

51
00:05:28,650 --> 00:05:33,480
اما بانوی جوان یه دفعه خودش 
رو در برج تک شاخ طلایی کشت

52
00:05:33,480 --> 00:05:36,730
پس من باید چهره ی واقعی این هیولا رو افشا میکردم

53
00:05:36,730 --> 00:05:40,560
تا عدالت رو در حق بانو و بانوی جوان اجرا کنم

54
00:05:40,560 --> 00:05:42,650
تو واقعا نمیدونی ؟

55
00:05:42,650 --> 00:05:45,270
... تو راز رو بهش گفتی

56
00:05:45,270 --> 00:05:48,730
و باعث شدی خودش رو بکشه

57
00:05:48,730 --> 00:05:50,700
من با چیزی که میگی موافق نیستم

58
00:05:50,700 --> 00:05:53,970
یعنی به جاش مخفی کردن حقیقت درست بود ؟

59
00:06:03,900 --> 00:06:07,220
اوه ... تو چه النگوی خوشگلی داری

60
00:06:16,200 --> 00:06:20,360
... اما ... کسی که این دو تا رو فرستاده اینجا

61
00:06:20,360 --> 00:06:22,750
کی میتونه باشه ؟

62
00:06:22,750 --> 00:06:24,790
چرا نگران این موضوعی ؟

63
00:06:24,790 --> 00:06:28,160
یه چیزه که میتونیم ازش مطمئن 
" باشیم : " اون مردِ عدالته

64
00:06:28,160 --> 00:06:30,080
که قطعا طرف ماست
( از کجا میدونی ؟ علم غیب داری ؟ )

65
00:06:30,080 --> 00:06:33,630
درسته -
اون طرف ماست -

66
00:06:33,630 --> 00:06:35,630
خیلی نکات مشکوک هست

67
00:06:37,560 --> 00:06:39,100
و اون نکات چی هستن ؟

68
00:06:39,100 --> 00:06:40,780
اونا یه عالمه هستن

69
00:06:40,780 --> 00:06:44,220
... برای مثال جین گوانگ یائو که اینقدر بی رحمه

70
00:06:44,220 --> 00:06:46,690
... چرا باید بیشتر از 20 نفر رو میکشت

71
00:06:46,690 --> 00:06:49,780
اما از زندگی سی سی صرف نظر میکرد ؟

72
00:06:54,190 --> 00:06:57,460
حالا ما شاهد داریم اما مدرک واسه اثبات چی ؟

73
00:06:57,460 --> 00:07:01,560
همونطور که میگن تور آسمون سوراخ های بزرگی 
داره اما نمیذاره چیز ناخواسته ای ازش عبور کنه

74
00:07:03,060 --> 00:07:06,190
اون موقع جین گوانگ یائو داشت مجیز 
ارباب قله ی سرخ و لرد زی وو رو میگفت

75
00:07:06,190 --> 00:07:08,310
به این فکر بود که چطور میتونه در 
یه زمان با یه قدم به بالا صعود کنه

76
00:07:08,310 --> 00:07:10,390
... وگرنه چطور ممکن بود یه فاحشه زاده مثل اون

77
00:07:10,390 --> 00:07:12,560
در موقعیتی که الان داره باشه ؟

78
00:07:12,560 --> 00:07:15,200
چطور جرات کرد روی ارباب قله ی سرخ دست بذاره ؟

79
00:07:15,200 --> 00:07:16,930
همین الان لرد زی وو هنوزم پیش اونه

80
00:07:16,930 --> 00:07:20,240
بیاید امیدوار باشیم که اتفاقی براش نیفته

81
00:07:20,240 --> 00:07:25,140
نه تنها برادرهای قسم خورده اش
برادرهای خونی خودش بدتر بودن
.. یکی دو سال قبل از مرگ جین گوانگ شان

82
00:07:25,140 --> 00:07:27,460
دست به کار شد تا از شر بچه های 
نامشروع پدرش خلاص بشه

83
00:07:27,460 --> 00:07:29,860
میترسید یه دفعه سر و کله ی یه نفر 
پیدا بشه و سر مقامش باهاش بجنگه

84
00:07:29,860 --> 00:07:33,310
... حالا به نظر میاد اگه مو ژوان یو زندگی راحتی داشت

85
00:07:33,310 --> 00:07:35,110
... عقلش رو از دست نمیداد و بیرونش نمینداختن

86
00:07:35,110 --> 00:07:39,340
شاید آخر و عاقبتش مثل دیگران 
میشد و به دلیل یا دلایلی ناپدید میشد

87
00:07:39,340 --> 00:07:43,130
مرگ جین زی ژوانم باید یه ربطی بهش داشته باشه

88
00:07:49,250 --> 00:07:52,670
ژو یانگ رو فراموش نکن

89
00:07:52,670 --> 00:07:54,520
مگه ژو یانگ همون موقع فرار نکرد ؟

90
00:07:54,520 --> 00:07:56,760
اینم باید یه ربطی به جین گوانگ یائو داشته باشه

91
00:07:56,760 --> 00:08:00,590
درسته . مگه ژو یانگ نشان ببر سیاه رو که 
عروسک های شبح رو کنترل میکرد درست نکرد ؟

92
00:08:00,590 --> 00:08:03,220
... با قضاوت در این مورد ، اون شخص

93
00:08:03,220 --> 00:08:05,470
... پدرش ... برادرش ... پسرش

94
00:08:05,470 --> 00:08:07,070
استادش و دوستش رو کشته

95
00:08:07,070 --> 00:08:09,180
چقدر وحشتناک

96
00:08:09,180 --> 00:08:10,670
امروزم همینطوره

97
00:08:10,670 --> 00:08:13,290
... من فکر میکنم جین گوانگ یائو

98
00:08:13,290 --> 00:08:17,460
متوجه نیروهای در حال پیشرفت باقی فرقه هاش شد

99
00:08:17,460 --> 00:08:19,500
بنابراین ازش احساس خطر کرد

100
00:08:19,500 --> 00:08:23,790
برای همین ترسید آخر و عاقبت 
اونم مثل قبیله ی ون بشه ، درسته ؟

101
00:08:23,790 --> 00:08:25,630
بهش حمله بشه و سرنگون بشه

102
00:08:25,630 --> 00:08:28,160
.. اون احتمالا ذهنش رو سر و سامون داده بود

103
00:08:28,160 --> 00:08:32,190
تا ما رو به تله بندازه و از شر همه امون خلاص بشه

104
00:08:32,190 --> 00:08:37,760
از اونجایی که اینطوریه بیاید چیزی که 
بیشتر از همه ازش میترسه واقعی کنیم

105
00:08:37,760 --> 00:08:40,610
بیاید همه امون به برج تک شاخ طلایی حمله کنیم

106
00:08:40,610 --> 00:08:43,110
درسته . به برج تک شاخ طلایی حمله میکنیم

107
00:08:43,110 --> 00:08:47,740
جین گوانگ یائو رو زنده دستگیر میکنیم

108
00:08:47,740 --> 00:08:52,140
جین گوانگ یائو رو زنده دستگیر میکنیم

109
00:08:52,140 --> 00:08:57,660
جین گوانگ یائو رو زنده دستگیر میکنیم

110
00:08:57,660 --> 00:08:59,300
<i>... درست قبل از امروز</i>

111
00:08:59,300 --> 00:09:03,660
<i>این مرد ترسیده هنوز استاد عطر 
پنهان بود که همه ستایشش میکردن</i>

112
00:09:03,660 --> 00:09:08,840
<i>کی فکرش رو میکرد در عرض یه روز همه 
میخوان تا جایی که میخوره کتکش بزنن ؟</i>

113
00:09:08,840 --> 00:09:11,270
جین گوانگ یائو رو زنده دستگیر میکنیم

114
00:09:11,270 --> 00:09:15,100
جناب وی ... جناب وی

115
00:09:15,100 --> 00:09:19,990
جین گوانگ یائو نشان ببر سیاه رو تو دستش - 
داره . ما این قضیه رو به دست شما میسپاریم
ها ؟ -

116
00:09:21,530 --> 00:09:26,400
درسته . هیچکس در این روشِ تعلیم 
مقامش از بنیانگذار ییلینگ بالاتر نیست

117
00:09:26,400 --> 00:09:29,220
حالا همه چی برای جین گوانگ یائو بد میشه
( خوشم میاد مثل سگ میترسن و زبونشونم درازه )

118
00:09:29,220 --> 00:09:30,420
درسته

119
00:09:30,420 --> 00:09:33,390
اینطور به نظر میرسه

120
00:09:33,390 --> 00:09:35,090
بله . بله . بیاید جین گوانگ یائو رو زنده دستگیر کنیم

121
00:09:35,090 --> 00:09:38,020
ما باید استخون جین گوانگ یائو رو خورد 
کنیم و بعدش خاکسترش رو پراکنده کنیم

122
00:09:43,460 --> 00:09:45,570
لان ژان ... تو چی فکر میکنی ؟

123
00:09:45,570 --> 00:09:49,930
ما میدونیم کی نامه رو ارسال کرده 
اما نمیدونیم کی اون رو نوشته

124
00:09:50,930 --> 00:09:55,960
اون شخص سی سی رو نجات داد و ترغیبش 
کرد شاهد بشه . بعدش به بی سائو رشوه داد

125
00:09:55,960 --> 00:09:59,310
تا اون راز رو به چین سو بگه 
... بعدش زمان مناسب رو انتخاب کرد

126
00:09:59,310 --> 00:10:03,460
تا اون دو تا همه ی کارهای کثیف 
جین گوانگ یائو رو برای مردم افشا کنن

127
00:10:03,460 --> 00:10:07,500
هر قدمی که این شخص برداشته با 
برنامه ریزی دقیق و حساب شده ست

128
00:10:07,500 --> 00:10:10,790
میترسم اون شخص کمتر از جین گوانگ یائو نباشه

129
00:10:10,790 --> 00:10:15,940
اما حدس میزنم اون شخص کسیه که ما 
رو به سمت ارباب قله ی سرخ هدایت کرد

130
00:10:17,650 --> 00:10:19,380
هنوز مدرکی وجود نداره

131
00:10:21,730 --> 00:10:23,490
در حال حاضر ما نمیدونیم اون شخص دوسته یا دشمن

132
00:10:23,490 --> 00:10:26,650
اهدافش رو هم نمیتونیم حدس بزنیم

133
00:10:27,350 --> 00:10:29,130
اما شواهدی درباره ی جین گوانگ یائو وجود داره

134
00:10:29,130 --> 00:10:32,190
همه چی به اون میخ شده

135
00:10:33,670 --> 00:10:37,740
این اخبار رو برای برادرم میفرستم

136
00:10:55,000 --> 00:10:56,600
چی شده ؟

137
00:11:01,000 --> 00:11:05,630
هیچی . اونجا معبد اجدادی قبیله ی جیانگه

138
00:11:19,900 --> 00:11:21,540
میخوای بری داخل ؟

139
00:11:23,740 --> 00:11:25,200
نه

139
00:11:40,000 --> 00:12:00,000
اگر سریالو در آپارات،اینما،نماشا یا کانالای تلگرام میبینید 
: تیم ترجمه راضی نیست و باید از سایت زیر دانلود کنین 
KoreFa.ir

140
00:12:15,600 --> 00:12:20,000
عمو جیانگ ... بانو یو ... خواهر ارشد

141
00:12:20,800 --> 00:12:25,600
منم . اومدم مخل آسایش اتون بشم

142
00:12:25,600 --> 00:12:27,800
[ یو زی یوان ]

143
00:12:27,800 --> 00:12:29,800
[ جیانگ فنگ میان ]

144
00:12:31,860 --> 00:12:34,210
[ جیانگ یان لی ]

145
00:12:36,700 --> 00:12:41,200
من قبلا یه مدت طولانی اینجا مهمون بودم

146
00:12:41,200 --> 00:12:44,000
بانو یو تمام مدت تنبیهم میکرد

147
00:12:47,200 --> 00:12:49,000
چند موردش رو شنیدم

148
00:12:49,000 --> 00:12:51,200
... حتی اگه شما افراد گوسو میدونید

149
00:12:51,200 --> 00:12:53,800
چطور ممکنه فقط چند مورد باشه ؟

150
00:12:55,200 --> 00:12:57,600
... اما در تمام این سال ها 

151
00:12:57,600 --> 00:12:59,800
... هیچوقت زن دیگه ای رو ندیدم

152
00:12:59,800 --> 00:13:03,000
که اخلاقش به بدی بانو یو بوده باشه

153
00:13:03,000 --> 00:13:05,600
... مهم نیست موضوع چقدر کوچیک بود

154
00:13:05,600 --> 00:13:08,500
اون بهم میگفت بیام در معبد اجدادی زانو بزنم

155
00:13:11,700 --> 00:13:14,200
متاسفم ... متاسفم ... متاسفم

156
00:13:28,600 --> 00:13:30,900
فکر کردی به جیانگ چنگ بگی ؟

157
00:13:35,400 --> 00:13:37,400
نمیدونم

158
00:13:37,400 --> 00:13:39,800
حداقل در حال حاضر نمیخوام

159
00:13:39,800 --> 00:13:42,700
از همه چی گذشته شما دو تا برادر هستین

160
00:13:45,000 --> 00:13:48,200
کینه های بین من و جیانگ چنگ طولانی و عمیقه

161
00:13:48,200 --> 00:13:50,500
حل کردنش کار راحتی نیست

162
00:13:51,800 --> 00:13:57,200
به علاوه نشان ببر سیاه رو من خلق کردم

163
00:13:57,200 --> 00:14:02,000
درگیر شدن جین گوانگ یائو 
این حقیقت رو عوض نمیکنه

164
00:14:03,400 --> 00:14:05,200
وی وو ژیان

165
00:14:08,300 --> 00:14:10,800
تو واقعا خودت رو غریبه به حساب نمیاری

166
00:14:10,800 --> 00:14:13,000
هروقت دلت میخواد میای و میری

167
00:14:13,000 --> 00:14:14,800
هرکس رو دلت بخواد با خودت میاری

168
00:14:14,800 --> 00:14:16,800
یادت رفته اینجا خونه ی کیه ؟

169
00:14:16,800 --> 00:14:18,800
صاحبش کیه ؟

170
00:14:18,800 --> 00:14:22,800
من لرد هان گونگ رو به هیچ جای 
مخفیانه ی دیگه ی بندرگاه نیلوفر نبردم

171
00:14:22,800 --> 00:14:25,600
آوردم اینجا چند تا عود روشن کنه

172
00:14:25,600 --> 00:14:28,500
تا به عمو جیانگ و بانو یو ادای احترام کنه

173
00:14:29,300 --> 00:14:31,200
ما الان میریم

174
00:14:32,200 --> 00:14:34,400
... تو واقعا باید جلوی اونا زانو بزنی

175
00:14:34,400 --> 00:14:37,200
... منظره ی جلوی چشم اشون رو کثیف کنی 

176
00:14:37,200 --> 00:14:39,200
و آرامششون رو به هم بزنی

177
00:14:39,200 --> 00:14:42,100
رهبر قبیله جیانگ ... لطفا حواست به حرفات باشه

178
00:14:42,100 --> 00:14:43,800
حواسم به حرفام باشه ؟

179
00:14:43,800 --> 00:14:46,800
فکر میکنم کسای دیگه ان که 
باید حواسشون به خودشون باشه

180
00:14:46,800 --> 00:14:49,200
تو خیلی وقته از قبیله ی ما بیرون انداخته شدی

181
00:14:49,200 --> 00:14:52,000
با چه جراتی اومدی و با والدین من رو در رو شدی ؟

182
00:14:52,000 --> 00:14:53,600
با خواهرم رو در رو شدی ؟

183
00:14:53,600 --> 00:14:55,800
جیانگ وان یین -
لان ژان -

184
00:14:55,800 --> 00:14:58,300
لان ژان ... بیا بریم

185
00:14:59,200 --> 00:15:01,400
تا حد امکان دور شید

186
00:15:01,400 --> 00:15:03,600
... نذار ببینم شما آدمای دیوونه

187
00:15:03,600 --> 00:15:06,300
جلوی درگذشتگانم ظاهر میشید

188
00:15:13,600 --> 00:15:14,830
جیانگ چنگ

189
00:15:14,830 --> 00:15:18,000
میتونی سر من داد بزنی
پای دیگران رو وسط نکش

190
00:15:18,000 --> 00:15:20,200
باید بهش رو بدم ؟

191
00:15:20,200 --> 00:15:21,400
وی وو ژیان

192
00:15:21,400 --> 00:15:25,300
... حافظه ی تو خیلی بده . بذار من یادت بیارم

193
00:15:25,300 --> 00:15:27,800
... به خاطر اینکه تو قهرمان بازی درآوردی

194
00:15:27,800 --> 00:15:30,400
... و ارباب زاده لان رو نجات دادی

195
00:15:30,400 --> 00:15:33,400
بود که کل بندرگاه نیلوفر و پدر و 
مادر من به خاطرت به فنا رفتن

196
00:15:33,400 --> 00:15:37,000
همین کافی نبود ؟ حتی باید قبیله ی 
ون رو هم نجات میدادی ؟

197
00:15:37,000 --> 00:15:39,400
خواهرم رو با خودت بردی

198
00:15:39,400 --> 00:15:41,600
تو خیلی بخشنده ای

199
00:15:41,600 --> 00:15:45,400
... حتی بیشتر از اون اینکه

200
00:15:45,400 --> 00:15:47,600
این دو نفر رو به بندرگاه نیلوفر آوردی

201
00:15:47,600 --> 00:15:50,800
ژنرال شبحت جلوی دروازه های من قدم رو میره

202
00:15:50,800 --> 00:15:52,900
و اجازه میدی ارباب زاده لان 
بیاد داخل و عود بسوزونه

203
00:15:52,900 --> 00:15:56,600
تا باعث درد کشیدن من و اونا بشی

204
00:15:59,650 --> 00:16:03,990
ارباب زاده لان ... تو چشم هام رو باز کردی

205
00:16:04,000 --> 00:16:06,600
... یکی از دو تا یشم گوسو لان

206
00:16:06,600 --> 00:16:08,800
به اسم پاک و روشن قبیله ی لان اهمیت نمیده

207
00:16:08,800 --> 00:16:12,200
... همراه با بنیانگذار ییلینگ وی وو ژیان

208
00:16:12,200 --> 00:16:15,300
واقعا میذاری چهره ی عمو و برادرت بدرخشه

209
00:16:15,300 --> 00:16:17,200
جیانگ وان یین

210
00:16:18,800 --> 00:16:19,800
همین الان معذرت خواهی کن

211
00:16:19,800 --> 00:16:23,000
معذرت خواهی ؟ چرا باید معذرت خواهی کنم ؟

212
00:16:23,000 --> 00:16:26,200
میترسی دوستی صمیمانه اتون 
با همدیگه رو کثیف کنم ؟

213
00:16:26,200 --> 00:16:27,200
هنوز نمیخوای تمومش کنی ؟

214
00:16:27,200 --> 00:16:30,600
اگه میخوای دعوا کنی پس بیا همین الان 
انجامش بدیم . فکر کردی از شما دو تا میترسم ؟

215
00:16:48,600 --> 00:16:50,100
وی یینگ

216
00:16:51,000 --> 00:16:54,400
لان ژان ... بیا بریم

217
00:16:54,400 --> 00:16:56,100
باشه

218
00:17:10,800 --> 00:17:12,200
همونجا وایستا

219
00:17:14,000 --> 00:17:16,200
چیه ؟ قبلا خیلی مهاجم بودی

220
00:17:16,200 --> 00:17:19,400
مگه نمیخواستی بجنگیم ؟ بیا بجنگیم 

221
00:17:21,800 --> 00:17:23,500
ولش کن

222
00:17:34,600 --> 00:17:36,200
وی یینگ

223
00:17:50,100 --> 00:17:52,600
لان ژان .. بیا بریم

224
00:17:52,600 --> 00:17:54,100
باشه

225
00:17:55,600 --> 00:17:58,400
همونجا وایستا -
برو گم شو -

226
00:18:27,500 --> 00:18:29,800
کی گذاشت بیای داخل بندرگاه نیلوفر ؟

227
00:18:29,800 --> 00:18:31,800
چطور جرات کردی ؟

228
00:18:49,600 --> 00:18:51,400
چی میخوای ؟

229
00:18:56,800 --> 00:18:59,000
بکشش بیرون

230
00:18:59,000 --> 00:19:02,800
بهت هشدار میدم . اگه نمیخوای 
... دوباره به خاکستر تبدیل بشی

231
00:19:02,800 --> 00:19:07,200
پس فورا پات رو از خاک بندرگاه نیلوفر بذار بیرون

232
00:19:07,200 --> 00:19:09,000
برو بیرون

233
00:19:40,600 --> 00:19:43,400
انجامش بده . بکشش بیرون

234
00:19:43,400 --> 00:19:45,200
مثلا چی میشه اگه بکشمش بیرون ؟

235
00:20:11,000 --> 00:20:12,400
مهر و مومش برداشته شده ؟

236
00:20:12,400 --> 00:20:14,200
مهر و موم برداشته نشده

237
00:20:14,200 --> 00:20:17,600
حتی الانم هنوز مهر و موم شده ست

238
00:20:17,600 --> 00:20:20,800
اگه دوباره اون رو بذاری داخل غلافش و از 
... کس دیگه ای بخوای اون رو بکشه بیرون

239
00:20:20,800 --> 00:20:24,200
مهم نیست اون شخص کی باشه 
اونا نمیتونن بکشنش بیرون

240
00:20:24,200 --> 00:20:27,000
چرا ؟ پس چرا من میتونم بکشمش بیرون ؟

241
00:20:27,000 --> 00:20:30,200
چون این شمشیر تو رو به عنوان 
ارباب زاده وی به رسمیت شناخته

242
00:20:30,200 --> 00:20:32,200
منظورت از اینکه من رو به عنوان 
وی وو ژیان به رسمیت شناخته چیه ؟

243
00:20:32,200 --> 00:20:35,400
چطور این رو به رسمیت شناخت ؟ چرا من رو ؟

244
00:20:35,400 --> 00:20:37,800
... چون همین الان در بدن تو

245
00:20:37,800 --> 00:20:41,000
... هسته ی طلایی که انرژی معنوی دورش در گردشه

246
00:20:41,000 --> 00:20:42,800
مال اونه

247
00:20:48,800 --> 00:20:52,000
خواهر ... اون بیدار نمیشه ، درسته ؟

248
00:20:53,600 --> 00:20:55,400
نمیشه

249
00:21:08,580 --> 00:21:10,320
بیا بیرون

250
00:21:34,900 --> 00:21:36,600
بیا هسته رو انتقال بدیم

251
00:21:57,800 --> 00:21:59,600
داری درباره ی چه مزخرفاتی حرف میزنی ؟

252
00:21:59,600 --> 00:22:00,400
مزخرف نمیگم

253
00:22:00,400 --> 00:22:01,800
خفه شو

254
00:22:01,800 --> 00:22:03,800
... هسته ی طلایی من ... هسته ی طلایی من

255
00:22:03,800 --> 00:22:06,500
بوسیله ی بائو شان سان رن درست شد

256
00:22:06,500 --> 00:22:10,600
تو از کجا میدونستی ؟ حتی 
این رو هم بهت گفته بود ؟

257
00:22:10,600 --> 00:22:12,600
اون نگفت

258
00:22:12,600 --> 00:22:16,700
ارباب زاده وی هیچوقت در 
موردش با هیچکس حرف نزد

259
00:22:17,600 --> 00:22:18,800
من با چشمای خودم دیدم

260
00:22:18,800 --> 00:22:20,200
دروغگو

261
00:22:20,200 --> 00:22:23,000
تو اونجا بودی ؟ چطور میتونستی اونجا باشی ؟

262
00:22:23,000 --> 00:22:26,700
من تنها کسی بودم که از کوه بالا 
رفت . نمیتونستی دنبالم اومده باشی

263
00:22:26,700 --> 00:22:28,600
دنبالتون نکردم -
دروغگو -

264
00:22:28,600 --> 00:22:32,200
پس گوش کن و ببین دارم بهت دروغ میگم یا نه

265
00:22:32,200 --> 00:22:35,400
وقتی از کوه رفتی بالا با یه تیکه 
پارچه ی سیاه چشمات رو بسته بودی

266
00:22:35,400 --> 00:22:37,800
یه شاخه ی بلند دستت گرفته بودی

267
00:22:37,800 --> 00:22:41,400
وقتی داشتی به قله میرسیدی از 
یه بیشه ی سنگی عبور کردی

268
00:22:41,400 --> 00:22:43,600
و درست بعد از یه ساعت تونستی به اونجا برسی

269
00:22:43,600 --> 00:22:45,800
در همون زمان صدای ناقوس شنیدی

270
00:22:45,800 --> 00:22:48,000
صدای ناقوس یه دسته پرنده رو به پرواز درآورد

271
00:22:48,000 --> 00:22:50,400
تو شاخه رو محکم در دستت نگه داشتی

272
00:22:50,400 --> 00:22:52,600
درست انگار یه شمشیر رو نگه داشتی

273
00:22:53,800 --> 00:22:55,600
... وقتی نزدیک شدی

274
00:22:55,600 --> 00:22:58,600
یه شمشیر به قفسه ی سینه ات فشرده شد

275
00:22:58,600 --> 00:23:00,800
... صدای یه زن رو شنیدی

276
00:23:00,800 --> 00:23:03,800
که بهت گفت دیگه جلوتر نری

277
00:23:03,800 --> 00:23:06,600
تو کی هستی ؟ چرا اینجایی ؟

278
00:23:06,600 --> 00:23:11,000
من پسرِ کانگ سی سان رن
شاگرد بائو شان سان رن هستم

279
00:23:11,000 --> 00:23:13,600
وی یینگ . اینجام تا به بائو شان سان رن التماس کنم

280
00:23:13,600 --> 00:23:15,400
تو فورا از ادامه ی مسیرت دست کشیدی

281
00:23:15,400 --> 00:23:19,000
خیلی عصبی به نظر میومدی ، یه کم هیجان زده

282
00:23:19,000 --> 00:23:21,400
صدای اون زن خیلی آروم و پایین بود

283
00:23:21,400 --> 00:23:24,200
پرسید کی هستی و چرا اونجایی 

284
00:23:24,200 --> 00:23:26,000
... تو جواب دادی -
خفه شو -

285
00:23:26,000 --> 00:23:29,000
جواب دادی تو پسر کانگ سی سان رن هستی

286
00:23:29,000 --> 00:23:31,000
وی یینگ

287
00:23:31,000 --> 00:23:34,000
تو درباره ی تخریب فرقه ات و
فاجعه ی بندرگاه نیلوفر حرف زدی

288
00:23:34,000 --> 00:23:37,400
و اینکه دست هسته ذوب کن ، ون جولیو
هسته ی طلاییت رو از بین برد

289
00:23:37,400 --> 00:23:40,600
اون زن در مورد پدر و مادرتم ازت سوال کرد

290
00:23:40,600 --> 00:23:42,600
... وقتی به آخرین سوال جواب دادی

291
00:23:42,600 --> 00:23:44,380
یه بویی حس کردی

292
00:23:44,380 --> 00:23:47,200
بعدش هوشیاریت رو از دست دادی

293
00:23:47,200 --> 00:23:50,200
چطور میدونی ؟ چطور میدونی ؟

294
00:23:50,200 --> 00:23:53,600
مگه بهت نگفتم ؟ من اونجا بودم

295
00:23:53,600 --> 00:23:57,800
نه تنها من اونجا بودم ، ارباب زاده وی هم اونجا بود

296
00:23:59,950 --> 00:24:01,610
...نه فقط من و اون

297
00:24:01,610 --> 00:24:06,400
خواهرم ون چینگم اونجا بود

298
00:24:07,880 --> 00:24:10,720
... رهبر فرقه جیانگ ... واقعا فکر کردی 

299
00:24:10,720 --> 00:24:14,570
که اونجا اقامتگاه انزواطلبی بائو شان سان رن بود ؟

300
00:24:14,570 --> 00:24:18,590
اونجا فقط یه کوهستان متروکه در ییلینگ بود

301
00:24:18,590 --> 00:24:21,630
محاله . به هیچ وجه امکان نداره

302
00:24:21,630 --> 00:24:23,730
داری چرند میگی

303
00:24:23,730 --> 00:24:25,930
چرا داری دروغ میگی ؟ هسته ی طلاییم چی ؟

304
00:24:25,930 --> 00:24:27,920
پس چطوری هسته ی طلاییم احیا شد ؟

305
00:24:27,920 --> 00:24:31,450
هسته ی طلاییت هیچوقت احیا نشد -
نه -

306
00:24:31,450 --> 00:24:35,000
نه ... محاله

307
00:24:35,000 --> 00:24:37,530
رهبر قبیله جیانگ ... هنوز حدس نزدی ؟

308
00:24:37,530 --> 00:24:39,700
... دلیل اینکه فکر میکردی احیا شده

309
00:24:39,700 --> 00:24:41,980
به خاطر خواهرم بود

310
00:24:41,980 --> 00:24:46,540
بهترین دکتر قبیله ی ژی شان ون ... ون چینگ

311
00:24:52,360 --> 00:24:56,700
... اون هسته ی طلایی ارباب زاده وی رو بیرون کشید

312
00:24:57,310 --> 00:24:59,740
و اون رو به تو داد

313
00:25:13,570 --> 00:25:17,890
فکر کردی چرا دیگه هیچوقت 
از " سویی بی ین " استفاده نکرد ؟

314
00:25:17,890 --> 00:25:20,420
واقعا به خاطر اینکه جوون و سبک سر بود ؟

315
00:25:20,420 --> 00:25:23,510
... واقعا از اینکه دیگران جلوی رو و پشت سرش

316
00:25:23,510 --> 00:25:28,640
بهش اشاره میکردن و به پشتش 
سیخونک میزدن و بهش میگفتن " تو 
نه ادب داری ، نه تربیت " لذت میبرد ؟

317
00:25:28,640 --> 00:25:31,590
چون حتی اگه اون رو میاورد فایده ای نداشت

318
00:25:31,590 --> 00:25:35,140
اون هسته ی طلایی نداره . انرژی 
معنویش به هیچی متکی نیست

319
00:25:35,140 --> 00:25:39,460
وقتی شمشیرش رو بیرون میکشید 
نمیتونست مدت طولانی نگهش داره 

320
00:25:42,390 --> 00:25:44,040
<i>شمشیرت</i>

321
00:25:48,210 --> 00:25:51,680
<i>وی وو ژیان .. ما قبلا سویی بی ین رو برات 
پیدا کردیم . چرا امروز با خودت نیاوردیش ؟</i>

322
00:25:52,470 --> 00:25:54,210
<i>قبلا بهت گفتم که نمیخوام</i>

323
00:25:54,210 --> 00:25:57,240
<i>در آینده در این مراسمای بزرگ 
اجازه نداری بدون شمشیرت بیای</i>

324
00:25:57,240 --> 00:26:02,150
<i>در طول روز چند بار مجبوری شمشیرت رو تمیز کنی ؟</i>

325
00:26:02,150 --> 00:26:04,860
<i>شمشیر خودت کجاست ؟ چند وقت پیش تمیزش کردی ؟</i>

326
00:26:05,970 --> 00:26:08,380
همینطور در مورد تعلیم با جادوگری شیطانی

327
00:26:08,380 --> 00:26:12,770
فکر کردی چرا یه دفعه به روش پرورش 
درون جادوگری شیطانی رو آورد ؟

328
00:26:12,770 --> 00:26:15,150
بنیانگذار ییلینگی شد که 
همه فریاد میزدن کتکش بزنین ؟

329
00:26:15,150 --> 00:26:18,460
به خاطر این بود که دیگه هسته ی طلایی نداره

330
00:26:18,460 --> 00:26:21,380
دیگه هیچوقت نمیتونه به تعلیم شمشیرزنی قدم بذاره

331
00:26:21,380 --> 00:26:25,750
فقط به همین خاطر چاره ی دیگه ای نداشت

332
00:26:29,690 --> 00:26:33,040
<i>... جیانگ چنگ . اینقدر عصبانی نباش -
ازم دور شو -</i>

333
00:26:34,490 --> 00:26:37,860
<i>چی شده ؟ اونقدر نوشیدی که تمام 
انرژی معنویت رو از دست دادی ؟</i>

334
00:26:37,860 --> 00:26:42,610
<i> به خودت نگاه کن . تمام اون حرفایی
که درباره ی کمک کردن به من برای 
برگردوندن قدرت قبیله ی جیانگ زدی چی شد ؟</i>

335
00:26:42,610 --> 00:26:44,490
<i>نیا اینجا</i>

336
00:26:51,120 --> 00:26:54,440
<i>جیانگ چنگ .. تو همین یه فرصت رو داری</i>

337
00:26:54,440 --> 00:26:57,270
<i>دفعه ی بعد دوباره اینقدر بی ملاحظه نباش</i>

337
00:27:30,000 --> 00:27:50,000
اگه سریالو هنوز ازسایت های نماشا،آپارات؛اینما و کانالای 
تلگرام گرفتین و ادامه میدین خیلی بی وجدان و بی شرافتین
KoreFa.ir

338
00:28:27,860 --> 00:28:30,400
این شمشیر رو بگیر

339
00:28:30,400 --> 00:28:32,620
... در سالن ضیافت ... در زمین تمرین

340
00:28:32,620 --> 00:28:34,710
... در هر جایی از این دنیا

341
00:28:34,710 --> 00:28:38,700
هر کسی رو میخوای پیدا کن ... ازشون 
بخواه این شمشیر رو بیرون بکشن

342
00:28:38,700 --> 00:28:42,600
ببین هیچ کدوم اشون میتونن 
اون رو بیرون بکشن یا نه

343
00:28:43,120 --> 00:28:47,130
اونوقت میفهمی دروغ گفتم یا نه

344
00:28:53,150 --> 00:28:58,060
رهبر قبیله جیانگ ... تو آدم رقابتی هستی -
محاله -

345
00:28:58,600 --> 00:29:01,340
تمام زندگیت رو صرف رقابت با دیگران کردی

346
00:29:01,340 --> 00:29:04,720
... خودت از اول نمیدونستی

347
00:29:04,720 --> 00:29:07,520
که هیچوقت نمیتونی اون رو بزنی ؟ -
محاله -

348
00:29:08,730 --> 00:29:14,060
محاله ... محاله ... محاله

349
00:29:14,060 --> 00:29:17,390
همه اتون دارین بهم دروغ میگین . بهم دروغ میگین

350
00:29:34,590 --> 00:29:39,110
ارباب زاده لان ... بیاید سریعتر 
ارباب زاده وی رو از اینجا ببریم

351
00:30:02,560 --> 00:30:04,630
ارباب زاده لان

352
00:30:06,280 --> 00:30:12,880
چیه ؟ -
... میشه .. موقتا .. به ارباب زاده وی نگید -

353
00:30:12,880 --> 00:30:16,740
که من اتفاق مربوط به بیرون کشیدن 
هسته ی طلاییش رو برملا کردم ؟

354
00:30:16,740 --> 00:30:20,890
... چون قبلا بهم گفته بود

355
00:30:20,890 --> 00:30:23,390
بهم گفته بود هیچوقت به یه روح هم نگم

356
00:30:23,390 --> 00:30:27,270
... هرچند خودش یه روزی این رو میفهمه

357
00:30:27,270 --> 00:30:29,980
.. اما من -
نگران نباش -

358
00:30:34,800 --> 00:30:39,130
ممنونم که اون موقع در برج 
تک شاخ طلایی به نفع ما حرف زدین

359
00:30:39,130 --> 00:30:43,320
من همیشه به یاد دارم . ممنونم

360
00:30:43,320 --> 00:30:49,230
و واقعا ممنونم که این همه 
سال مراقب آه یوآن بودین

361
00:30:49,990 --> 00:30:55,580
واقعا فکر میکردم تمام اعضای خانواده ام مُردن

362
00:30:55,580 --> 00:30:57,850
دیگه کسی باقی نمونده

363
00:30:57,850 --> 00:31:01,670
هیچوقت فکر نمیکردم آه یوآن هنوز زنده باشه

364
00:31:01,670 --> 00:31:08,290
اون خیلی شبیه وقتیه که پسرعموم 20 ساله بود
( آه یوآن بچه ی پسرعموشه )

366
00:31:08,290 --> 00:31:12,420
اون روز قبیله ی ون به خاکستر تبدیل شدن

367
00:31:13,230 --> 00:31:17,110
من رفتم به تپه های مدفن گاه تا دنبال 
وی یینگ بگردم و آه یوآن رو پیدا کردم

368
00:31:36,810 --> 00:31:39,120
اون برای یه مدت طولانی داخل غار مخفی شده بود

369
00:31:39,120 --> 00:31:42,740
تب بالایی داشت و برای یه مدت مریض بود

370
00:31:42,740 --> 00:31:45,880
میدونستم که باید مریض شده باشه

371
00:31:45,880 --> 00:31:49,050
اون هیچی از گذشته به یاد نمیاره

372
00:31:49,050 --> 00:31:54,070
من یه زمان طولانی باهاش حرف زدم 
اون مرتب درباره ی شما حرف میزنه

373
00:31:54,070 --> 00:31:58,240
در گذشته اون درباره ی ارباب زاده وی حرف میزد

374
00:31:59,360 --> 00:32:03,190
به هرحال قبلا هیچوقت درباره ی من حرف نزده

375
00:32:04,870 --> 00:32:07,020
تو بهش نگفتی ؟

376
00:32:08,550 --> 00:32:11,270
دارید درباره ی تولدش حرف میزنین ؟

377
00:32:12,390 --> 00:32:15,100
اون الان اوضاعش خیلی خوبه

378
00:32:15,100 --> 00:32:17,330
... دونستن بیش از حد درباره ی چیزای دیگه

379
00:32:17,330 --> 00:32:20,340
به خاطر آوردن یه سری 
... خاطرات دفن شده ی سنگین

380
00:32:20,340 --> 00:32:24,590
اوضاع خوب الانش رو برعکس میکنه

381
00:32:24,590 --> 00:32:26,860
خودش دیر یا زود میفهمه

382
00:32:26,860 --> 00:32:31,610
درسته . خودش دیر یا زود میفهمه

383
00:32:31,610 --> 00:32:34,960
درست مثل ارباب زاده وی و رهبر قبیله جیانگ

384
00:32:34,960 --> 00:32:38,600
موضوع مربوط به انتقال هسته رو 
رهبر قبیله جیانگ دیر یا زود میفهمید

385
00:32:38,600 --> 00:32:42,490
نمیشد برای همیشه به مخفی نگه 
داشتنش از رهبر قبیله جیانگ ادامه داد

386
00:32:51,330 --> 00:32:53,010
درد داشت ؟

387
00:32:56,940 --> 00:32:59,000
چی ؟

388
00:32:59,000 --> 00:33:02,540
بیرون کشیدن هسته . درد داشت ؟

389
00:33:03,780 --> 00:33:06,590
... حتی اگه میگفتم درد نداشت

390
00:33:06,590 --> 00:33:13,420
شما حرفم رو باور نمیکردین ارباب زاده لان -
فکر کردم ون چینگ یه راهی سراغ داشته -

391
00:33:13,940 --> 00:33:19,450
قبل از اینکه از کوه بریم بالا خواهرم 
یه داروی بیهوشی کامل درست کرد

392
00:33:19,450 --> 00:33:22,530
میخواست به کمتر شدن درد 
بیرون کشیدن هسته کمک کنه

393
00:33:22,530 --> 00:33:27,150
اما بعدا فهمید اون داروی بیهوشی فایده ای نداره

394
00:33:27,150 --> 00:33:31,540
چون موقع بیرون کشیدن هسته ی طلایی 
... وقتی دارین از بدن جداش میکنین

395
00:33:31,540 --> 00:33:35,020
... اگه اون شخص تحت بی هوشی باشه

396
00:33:35,020 --> 00:33:38,070
اونوقت روی هسته ی طلایی تاثیر میذاره

397
00:33:39,060 --> 00:33:41,970
سخته که بشه مطمئن شد از هم نمیپاشه

398
00:33:41,970 --> 00:33:44,450
یا از بین نمیره

399
00:33:44,450 --> 00:33:45,880
بنابراین ؟

400
00:33:45,880 --> 00:33:51,310
بنابراین کسی که هسته اش داره بیرون 
کشیده میشه باید تمام مدت به هوش باشه

401
00:33:56,080 --> 00:34:02,420
باید در حالی که تماشا میکنه هسته ی 
طلاییش که به رگ هاش متصله از 
بدنش بیرون کشیده میشه بیدار باشه

403
00:34:02,420 --> 00:34:05,900
حس کنه انرژی معنوی که درونش موج 
... میزنه به آرومی فروکش میکنه

404
00:34:05,900 --> 00:34:09,590
ساکت میشه ... یه آدم عادی میشه

405
00:34:10,190 --> 00:34:15,230
تا وقتی تبدیل به یه آبگیر مُرده میشه 
که دیگه نمیتونه هیچ موجی داشته باشه

406
00:34:18,140 --> 00:34:20,310
تمام مدت بیدار بود ؟

407
00:34:21,760 --> 00:34:25,470
واسه یه شب و دو روز ... تمام مدت بیدار بود

408
00:34:29,340 --> 00:34:33,120
اون زمان شانس موفقیت کاره اتون چقدر بود ؟

409
00:34:33,120 --> 00:34:35,180
حدود پنجاه درصد یا بیشتر

410
00:34:36,570 --> 00:34:37,930
پنجاه درصد ؟

411
00:34:37,930 --> 00:34:42,760
از همه چی گذشته هیچکس تا حالا این تکنیک 
معاوضه ی هسته ی طلایی رو انجام نداده

412
00:34:42,760 --> 00:34:47,490
هیچکس هیچوقت حاضر نبوده هسته ی 
طلاییش رو برای یه نفر دیگه بیرون بکشه

413
00:34:47,490 --> 00:34:50,100
... چون با انجام این کار

414
00:34:50,100 --> 00:34:55,180
خودش رو به کسی تبدیل میکنه 
که هیچوقت به اوج نمیرسه

415
00:34:55,180 --> 00:34:57,650
کمابیش یه آدم بی مصرف میشه

416
00:34:57,650 --> 00:34:59,650
... بنابراین

417
00:35:00,450 --> 00:35:02,820
... وقتی ارباب زاده وی به خواهرم التماس کرد

418
00:35:02,820 --> 00:35:06,060
خواهرم اولش حاضر نبود انجامش بده

419
00:35:06,060 --> 00:35:08,680
اما ارباب زاده وی تمام مدت بیرحم بود

420
00:35:08,680 --> 00:35:11,880
گفت پنجاه درصد بازم خوبه . نصف به نصف

421
00:35:11,880 --> 00:35:15,000
... حتی اگه موفقیت آمیز نبود و هسته از بین رفت

422
00:35:15,000 --> 00:35:17,000
بازم نگران نیست که یه جاده ی 
پشتی برای قدم زدن نداشته باشه
( همیشه یه نقشه ی بی هست )

423
00:35:18,110 --> 00:35:23,150
اما رهبر قبیله جیانگ موضوع 
دیگه ای بود . اون خیلی پرتحرکه

424
00:35:23,150 --> 00:35:25,730
خیلی به سود و زیان مسائل اهمیت میده

425
00:35:25,730 --> 00:35:28,100
پرورش درون زندگیشه

426
00:35:28,100 --> 00:35:34,190
اگه رهبر فرقه جیانگ فقط بتونه یه آدم عادی 
... باشه ، در زندگیش نتونه به هیچ جا برسه

428
00:35:34,190 --> 00:35:38,200
اونوقت کل زندگی براش به اتمام میرسه

429
00:35:43,430 --> 00:35:46,520
<i>چرا از شمشیرزنی دست کشیدی 
و روش های دیگه رو تمرین کردی ؟</i>

430
00:35:46,520 --> 00:35:48,090
<i>سعی داری چیکار کنی ؟</i>

431
00:35:48,090 --> 00:35:51,500
<i>آخرش یه بهایی برای پرورش درون 
به روش شیطانی وجود داره</i>

432
00:35:51,500 --> 00:35:54,360
<i>از زمان قدیم هیچ استثنایی وجود نداشته</i>

433
00:35:54,360 --> 00:35:57,630
<i>این میسر به بدن صدمه میزنه . حتی
بیشتر از اون به طبیعت قلب صدمه میزنه</i>

434
00:35:57,630 --> 00:36:01,260
<i>از همه چی گذشته غریبه ها از کجا 
طبیعت قلب من رو میدونن ؟</i>

435
00:36:01,260 --> 00:36:03,230
<i>وی وو ژیان</i>

436
00:36:37,500 --> 00:36:41,630
لان ژان ... چطوری اومدیم بیرون ؟

437
00:36:45,090 --> 00:36:47,010
جنگیدیم

438
00:36:49,590 --> 00:36:54,420
میدونستم . جیانگ چنگ به این 
راحتی دست از سرم برنمیداره

439
00:36:56,400 --> 00:36:59,390
... اون بچه ی لوس

440
00:36:59,390 --> 00:37:02,170
غیرقابل باوره

441
00:37:12,280 --> 00:37:16,280
... لان ژان ... چیزایی که جیانگ چنگ گفت

442
00:37:16,280 --> 00:37:19,090
بهشون فکر نکن

443
00:37:19,090 --> 00:37:21,650
اون جوونک لوس از وقتی 
بچه بود همینجوری بوده

444
00:37:21,650 --> 00:37:25,960
وقتی عصبانیه هر چی از دهنش درمیاد 
میگه . مهم نیست چقدر بد باشه

445
00:37:25,960 --> 00:37:29,960
ادب و تربیت رو کلا گذاشته کنار

446
00:37:29,960 --> 00:37:32,530
... تا وقتی طرفش رو اذیت میکنه

447
00:37:32,530 --> 00:37:34,990
هر چقدر که طول بکشه حرفاش رو ادامه میده

448
00:37:38,640 --> 00:37:42,980
در این سال ها اوضاعش بهتر نشده

449
00:37:44,000 --> 00:37:48,560
پس لطفا به دل نگیر

450
00:38:00,000 --> 00:38:01,760
... ما

451
00:38:01,760 --> 00:38:06,170
ارباب زاده ... ما اومدیم به دریاچه ی نیلوفر

452
00:38:06,170 --> 00:38:07,870
میدونم

453
00:38:07,870 --> 00:38:11,960
وقتی بچه بودم با خواهر ارشد میومدم اینجا بازی کنم

454
00:38:13,260 --> 00:38:19,420
آه ژیان ... بیا بریم بازی کنیم

455
00:38:25,180 --> 00:38:26,960
خواهر ارشد

456
00:38:32,470 --> 00:38:34,200
ارباب زاده وی 

457
00:38:35,520 --> 00:38:37,000
ارباب زاده

458
00:38:50,400 --> 00:38:55,000
<i>ما سه تا از همه به هم نزدیکتریم</i>

459
00:39:04,400 --> 00:39:06,180
<i>خواهر ارشد</i>

460
00:39:09,630 --> 00:39:11,200
<i>گرسنمه</i>

461
00:39:11,200 --> 00:39:13,960
<i>تو درست مثل یه بچه ی سه ساله ای</i>

462
00:39:15,280 --> 00:39:17,960
ارباب زاده ... چی شده ؟

463
00:39:22,600 --> 00:39:24,390
گرسنمه

464
00:39:35,630 --> 00:39:37,190
لان ژان

465
00:39:38,000 --> 00:39:39,420
ون نینگ

466
00:39:40,860 --> 00:39:43,560
این درست به موقع ست

467
00:39:46,470 --> 00:39:48,060
وی یینگ

468
00:39:48,060 --> 00:39:49,320
چیه ؟

469
00:39:49,320 --> 00:39:52,760
این دریاچه صاحب داره ؟

470
00:39:53,510 --> 00:39:55,390
معلومه که نه

471
00:40:00,430 --> 00:40:04,160
من شنیدم دریاچه های نیلوفر اطراف اینجا مالک دارن

472
00:40:10,080 --> 00:40:15,330
لرد هان گونگ تو خیلی چیزا شنیدی
حتی منم این رو نمیدونستم

473
00:40:19,470 --> 00:40:21,330
باشه ... باشه

474
00:40:22,040 --> 00:40:25,150
ون نینگ ... بیا بریم

475
00:40:52,100 --> 00:40:53,880
دفعه ی دیگه ای وجود نداره
( به سلامتی الان دزدی هم میکنه )

475
00:40:08,000 --> 00:40:28,000

تیم ترجمه کـره فـا تقدیم می کند
KoreFa.ir

476
00:41:43,160 --> 00:41:45,990
پیام رسونِ فرقه ی جین

477
00:41:53,000 --> 00:41:55,580
چی شده ؟ چی میگه ؟

478
00:41:56,980 --> 00:41:58,590
جین گوانگ یائو در یون منگه

479
00:41:58,590 --> 00:42:02,730
مگه الان در فرقه ی لان لینگ جین در حال 
درمان نیست ؟ چرا اومده یون منگ ؟

480
00:42:03,630 --> 00:42:05,840
برادر برنگشته

481
00:42:06,880 --> 00:42:11,160
نگرانی جین گوانگ یائو بیچاره و ناامید باشه
( یعنی از ناامیدی یه بلایی سر لرد زی وو بیاره )

482
00:42:17,390 --> 00:42:20,830
... اما حرکات جین گوانگ یائو رو

483
00:42:20,830 --> 00:42:23,190
اصلا درک نمیکنم

484
00:42:30,200 --> 00:42:32,470
[ سند ]

485
00:42:32,470 --> 00:42:34,310
[ یون منگ ... شهر یون پینگ ]

486
00:42:34,310 --> 00:42:37,910
یون منگ ... شهر یون پینگ

487
00:42:41,390 --> 00:42:43,080
میدونم

488
00:42:43,850 --> 00:42:46,340
لان ژان ... من میدونم

489
00:42:46,340 --> 00:42:48,480
چی رو میدونی ؟

490
00:42:48,480 --> 00:42:50,370
میدونم جین گوانگ یائو کجا رفته ؟

491
00:42:50,370 --> 00:42:52,480
کجا ؟ -
شهر یون پینگ -

492
00:42:52,480 --> 00:42:54,230
شهر یون پینگ ؟ -
درسته -

493
00:42:54,230 --> 00:42:58,280
... لان ژان یادته یه بار بهت گفتم

494
00:42:58,280 --> 00:43:02,080
در قصر عطر یه اتاق مخفی هست . در 
اونجا سر ارباب قله ی سرخ قرار داشت

495
00:43:02,080 --> 00:43:05,620
به جز " مجموعه ی آشوب " ، یه سند اونجا بود

496
00:43:05,620 --> 00:43:08,970
و اون محل در شهر یون پینگه

497
00:43:08,970 --> 00:43:10,800
اون محل کجاست ؟

498
00:43:11,470 --> 00:43:13,490
نمیدونم

499
00:43:13,490 --> 00:43:17,580
اما آدرس رو میدونم . فرقه ی 
لان لینگ جین به دردسر افتاده

500
00:43:17,580 --> 00:43:21,220
اگه این محل بوسیله ی جین 
... گوانگ یائو انتخاب نشده باشه

501
00:43:21,220 --> 00:43:25,630
اونوقت قطعا سر ارباب قله ی سرخ رو اونجا قرار نمیده

502
00:43:26,610 --> 00:43:29,990
برای همین فکر میکنم اگه جین 
... گوانگ یائو به یون منگ اومده

503
00:43:29,990 --> 00:43:33,260
پس باید به شهر یون پینگ رفته باشه

504
00:43:35,330 --> 00:43:38,330
ون نینگ ... شهر یون پینگ

505
00:44:03,690 --> 00:44:07,060
خانم ... میتونم بپرسم اینجا شهر یون پینگه یا نه ؟

506
00:44:07,060 --> 00:44:09,260
اینجا شهر یون پینگه

507
00:44:09,260 --> 00:44:11,330
ممنونم -
قابلی نداشت -

508
00:44:11,330 --> 00:44:15,590
لان ژان ... ما اینجاییم . بیا 
بریم داخل و یه نگاهی بندازیم

509
00:44:31,880 --> 00:44:33,520
ارباب زاده ... ارباب زاده

510
00:44:34,940 --> 00:44:37,120
ردش کن اینور -
ارباب زاده -

511
00:44:37,950 --> 00:44:39,520
ارباب زاده

512
00:44:41,700 --> 00:44:43,540
اذیتش نکنین

513
00:44:45,410 --> 00:44:46,990
ارباب زاده

514
00:44:50,950 --> 00:44:54,600
لان ژان ... این رو نگه داشتی ؟

515
00:44:57,560 --> 00:44:59,160
ارباب زاده

516
00:45:04,870 --> 00:45:08,250
زود باش ... نگاه کن ... یه عالمه پروانه

517
00:45:09,170 --> 00:45:10,950
پروانه

518
00:45:12,130 --> 00:45:14,190
یه عالمه پروانه

519
00:45:15,630 --> 00:45:17,780
پروانه -
بازم هست -

520
00:45:25,000 --> 00:45:45,000

تیم ترجمه کـره فـا تقدیم می کند
KoreFa.ir