﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:36,200
<b>༺༻༺༻ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ༺༻༺༻
 ༺༻ ProMovie.ir ༺༻</b>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#fffc3c">*عشق کهکشانی*</font>

3
00:01:43,140 --> 00:01:46,900
<font color="#fffc3c">قسمت پنجاهم</font>

4
00:01:49,430 --> 00:01:50,870
سریع‌تر بِکِشینش بالا

5
00:01:51,590 --> 00:01:52,590
بِکِشین

6
00:01:53,680 --> 00:01:54,560
بِکِشین

7
00:01:55,710 --> 00:01:56,710
بِکِشین

8
00:01:57,710 --> 00:01:58,710
بِکِشین

9
00:02:00,000 --> 00:02:01,040
بِکِشین

10
00:02:02,040 --> 00:02:03,200
بِکِشین

11
00:02:03,640 --> 00:02:04,560
بِکِشین

12
00:02:05,480 --> 00:02:06,280
برو کنار

13
00:02:06,640 --> 00:02:08,080
خسته‌ای؟
خودم انجامش میدم

14
00:02:09,470 --> 00:02:10,190
بِکِشین

15
00:02:11,400 --> 00:02:12,080
بِکِشین

16
00:02:13,000 --> 00:02:13,590
بِکِشین

17
00:02:14,840 --> 00:02:15,430
بِکِشین

18
00:02:16,680 --> 00:02:17,400
بِکِشین

19
00:02:18,520 --> 00:02:19,240
بِکِشین

20
00:02:20,280 --> 00:02:20,960
بِکِشین

21
00:02:22,470 --> 00:02:23,150
ژنرال زو

22
00:02:23,150 --> 00:02:24,520
میخوای لینگ بویی رو بکشی؟

23
00:02:25,030 --> 00:02:26,520
اعلیحضرت دستور دادن جونش رو نجات بدیم

24
00:02:26,520 --> 00:02:27,870
چطور جرات کردی به این فکر کنی که
بهش آسیب بزنی

25
00:02:29,630 --> 00:02:30,310
بگیریدش

26
00:02:39,870 --> 00:02:40,680
چیه؟

27
00:02:41,310 --> 00:02:42,960
هنوز منتظری کسی برای نجاتت بیاد؟

28
00:02:43,630 --> 00:02:44,560
متاسفانه

29
00:02:44,910 --> 00:02:46,710
خیلی دیره

30
00:02:48,240 --> 00:02:50,000
بندازیدش زندان

31
00:02:50,430 --> 00:02:52,750
زنده یا مُرده فقط شکنجه‌ش کنین

32
00:02:52,750 --> 00:02:53,520
اطاعت

33
00:02:53,680 --> 00:02:54,280
زود باش

34
00:02:57,800 --> 00:02:58,680
نجاتشون دادیم

35
00:02:58,680 --> 00:03:00,030
ژنرال لینگ رو نجات دادیم

36
00:03:20,470 --> 00:03:21,630
دستتون رو شل کنین

37
00:03:22,190 --> 00:03:23,080
ژنرال

38
00:03:23,080 --> 00:03:24,590
چرا دستشون رو شل نمیکنن؟

39
00:03:26,630 --> 00:03:27,470
ژنرال

40
00:03:27,960 --> 00:03:28,870
آروم باشین

41
00:03:30,710 --> 00:03:31,840
شل کنین

42
00:03:35,000 --> 00:03:36,470
دستتون رو شل کنین، ژنرال

43
00:03:40,910 --> 00:03:41,750
ژنرال

44
00:03:42,840 --> 00:03:43,750
دوباره سعی کن

45
00:03:48,120 --> 00:03:49,000
آروم باشین

46
00:03:50,000 --> 00:03:50,960
دستتون رو شل کنین

47
00:03:55,630 --> 00:03:56,870
همتون به‌درد نخورین

48
00:03:57,120 --> 00:03:58,190
چند ساعت گذشته

49
00:03:58,430 --> 00:03:59,680
چرا هنوز به هوش نیومده؟

50
00:03:59,680 --> 00:04:00,870
شل کنین

51
00:04:01,240 --> 00:04:02,080
اعلیحضرت

52
00:04:02,590 --> 00:04:04,750
ژنرال لینگ نخ دور مچ دستشون رو
محکم گرفتن

53
00:04:05,080 --> 00:04:05,870
نخ

54
00:04:05,870 --> 00:04:07,430
توی گوشتشون فرو رفته

55
00:04:07,910 --> 00:04:09,560
میخوایم بازش کنیم

56
00:04:09,680 --> 00:04:11,150
ولی نمیخوان دستشون رو شل کنن

57
00:04:11,430 --> 00:04:12,590
اگه دستشون رو شل نکنن

58
00:04:12,840 --> 00:04:14,960
نمیتونیم زخمشون رو درمان کنیم

59
00:04:15,680 --> 00:04:16,630
نخ چی؟

60
00:04:16,630 --> 00:04:17,800
نخ شائو شانگه

61
00:04:18,190 --> 00:04:20,040
زی شنگ حتی وقتی بیهوشه

62
00:04:20,560 --> 00:04:22,000
به کسی اجازه نمیده به اون نخ
دست بزنه

63
00:04:25,390 --> 00:04:26,600
شائو شانگ

64
00:04:27,040 --> 00:04:28,310
پس بانو چنگ کجاس؟

65
00:04:28,310 --> 00:04:30,240
مگه دستور ندادم بیاریدش اینجا؟

66
00:04:31,600 --> 00:04:32,800
اعلیحضرت

67
00:04:33,240 --> 00:04:34,920
بانو چنگ بیرون وایسادن

68
00:04:34,920 --> 00:04:35,950
بیرونه؟

69
00:04:36,070 --> 00:04:37,680
پس چرا نیومده تو؟

70
00:04:37,870 --> 00:04:38,680
اعلیحضرت

71
00:04:38,680 --> 00:04:39,830
بانو چنگ گفتن

72
00:04:40,270 --> 00:04:41,160
که

73
00:04:41,600 --> 00:04:44,000
همه چیز بین ایشون و ژنرال لینگ
تموم شده

74
00:04:44,000 --> 00:04:45,000
و بهتره که ایشون رو نبینن

75
00:04:45,000 --> 00:04:46,040
تموم شده؟

76
00:04:46,310 --> 00:04:47,870
مگه من اجازه همچین چیزی رو دادم؟

77
00:04:48,560 --> 00:04:49,430
بیاریدش تو

78
00:04:49,630 --> 00:04:51,240
اگه قبول نکرد
با زور بیاریدش

79
00:04:51,720 --> 00:04:52,480
اطاعت

80
00:04:52,480 --> 00:04:54,800
اعلیحضرت
زخم‌های ژنرال لینگ خیلی جدیَن

81
00:04:54,800 --> 00:04:55,720
توی جای خیلی سردی هم بودن

82
00:04:55,800 --> 00:04:56,600
امشب

83
00:04:57,000 --> 00:04:58,920
چون شانس نجات پیدا کردنشون به این
بستگی داره، خیلی شب بحرانی‌ایه

84
00:04:58,920 --> 00:05:01,240
ولی ژنرال لینگ
اجازه نمیدن بهشون دست بزنیم

85
00:05:01,360 --> 00:05:03,360
حتی نتونستیم بهشون دوا بدیم بخورن

86
00:05:05,000 --> 00:05:06,720
میرم چنگ شائو شانگ رو بیارم تو

87
00:05:48,070 --> 00:05:49,070
(ژنرال لینگ)

88
00:05:53,270 --> 00:05:54,190
(درد دارین؟)

89
00:06:02,390 --> 00:06:03,560
(زود برگرد)

90
00:06:05,390 --> 00:06:07,270
توی پایتخت)
(منتظر برگشتت میمونم

91
00:06:20,830 --> 00:06:22,240
منتظرت میمونم تا باهم ازدواج کنیم

92
00:06:35,120 --> 00:06:36,390
(از الان به بعد)

93
00:06:38,120 --> 00:06:39,480
(تا وقتی که بهم دروغ نگی)

94
00:06:40,830 --> 00:06:43,160
ناامیدت نمیکنم

95
00:07:03,680 --> 00:07:05,120
به نشونه‌ی عهدی که باهم بستیم)
(روی دست همدیگه گاز زدیم

96
00:07:05,870 --> 00:07:07,160
(این زخم به قلبمون وصله)

97
00:07:09,800 --> 00:07:11,480
(دوباره ازت میپرسم)

98
00:07:12,950 --> 00:07:14,600
چیزی برای گفتن نداری؟

99
00:07:16,870 --> 00:07:18,070
(تو دقیقا کی هستی؟)

100
00:07:20,600 --> 00:07:21,480
(لینگ بویی هستی)

101
00:07:24,800 --> 00:07:26,070
(یا هو ووشانگ؟)

102
00:07:29,160 --> 00:07:30,270
(لینگ بویی)

103
00:07:33,070 --> 00:07:35,390
اگه امروز هم جرات اینو داشته باشی که)
(بهم دروغ بگی و رهام کنی

104
00:07:37,160 --> 00:07:39,360
من، چنگ شائو شانگ
به خدا قسم میخورم که

105
00:07:40,070 --> 00:07:42,240
هیچوقت نمی‌بخشمت

106
00:07:50,160 --> 00:07:51,430
(کل عمرم هیچوقت)

107
00:07:53,270 --> 00:07:54,680
(نمی‌بخشمت)

108
00:07:55,160 --> 00:07:57,390
لینگ بویی

109
00:07:57,680 --> 00:07:58,720
(شائو شانگ)

110
00:08:00,430 --> 00:08:02,160
ولم کنین

111
00:08:28,240 --> 00:08:29,070
(در آینده)

112
00:08:29,310 --> 00:08:30,600
(میتونیم توی اندرونی)

113
00:08:30,830 --> 00:08:31,870
(یه باغ درست کنیم)

114
00:08:32,870 --> 00:08:35,030
تو گوچین میزنی)
(منم فلوت میزنم

115
00:08:35,870 --> 00:08:36,910
(از الان به بعد)

116
00:08:37,960 --> 00:08:39,440
(باهمدیگه پیر میشیم)

117
00:08:40,630 --> 00:08:42,080
(تا وقتی که مرگ ما رو از هم جدا کنه)

118
00:09:07,600 --> 00:09:09,240
دستشون رو شل کردن

119
00:09:09,240 --> 00:09:10,720
حالا میتونیم زخمشون رو درمان کنیم
اعلیحضرت

120
00:09:10,840 --> 00:09:12,360
عجله کنین و زخمش رو درمان کنین

121
00:09:12,360 --> 00:09:13,240
عجله کنین

122
00:09:13,240 --> 00:09:14,120
چشم

123
00:09:14,320 --> 00:09:15,080
خداروشکر

124
00:09:15,630 --> 00:09:16,550
ژنرال لینگ

125
00:09:17,910 --> 00:09:19,080
عالیه

126
00:09:44,630 --> 00:09:46,200
تب ژنرال لینگ پایین اومد

127
00:09:46,200 --> 00:09:47,390
الان دیگه حالشون خوبه

128
00:10:47,750 --> 00:10:49,550
اون تازه هوشیاریش رو بدست آورده

129
00:10:50,510 --> 00:10:53,120
ولی حالا تو مریض شدی

130
00:10:57,600 --> 00:10:59,480
عذر میخوام که نگرانتون کردم
علیاحضرت

131
00:11:01,360 --> 00:11:03,000
اگه میدونی نگران میشم

132
00:11:03,630 --> 00:11:05,870
پس باید خوب از خودت مراقبت میکردی

133
00:11:06,150 --> 00:11:07,360
اگه زی شنگ بیدار بشه

134
00:11:07,360 --> 00:11:09,000
و حالِ الانت رو ببینه

135
00:11:09,510 --> 00:11:10,630
غصه میخوره

136
00:11:13,870 --> 00:11:15,030
همه چیز بین ما

137
00:11:19,030 --> 00:11:20,200
دیگه تموم شده

138
00:11:29,550 --> 00:11:30,910
بخاطر اینکه
قضیه‌ی شهر گو رو

139
00:11:31,390 --> 00:11:33,320
ازت مخفی کرد
ازش عصبانی‌ای؟

140
00:11:37,200 --> 00:11:38,360
عدالت و درستکاریِ کشور

141
00:11:39,240 --> 00:11:40,390
و جنگجویان شهر گو

142
00:11:42,360 --> 00:11:43,630
و ظلمی که در حق مردم شد

143
00:11:46,030 --> 00:11:47,720
در مقایسه با

144
00:11:49,390 --> 00:11:50,440
رابطه‌ی ما

145
00:11:51,150 --> 00:11:52,240
خیلی مهم‌ترن

146
00:11:53,510 --> 00:11:55,120
اگه منم جای اون بودم

147
00:11:56,630 --> 00:11:58,200
همین تصمیم رو میگرفتم

148
00:12:00,600 --> 00:12:01,670
سرزنشش نمیکنم

149
00:12:02,240 --> 00:12:04,320
خوبه که تونستی درکش کنی

150
00:12:06,150 --> 00:12:08,630
پس داری برای اینکه جون خودش رو
فقط برای کشتن لینگ یی

151
00:12:08,910 --> 00:12:11,080
به خطر انداخت
سرزنشش میکنی؟

152
00:12:30,440 --> 00:12:32,200
اصلا نمیدونم کِی باهام صادقه

153
00:12:33,670 --> 00:12:34,790
و کِی داره فریبم میده

154
00:12:35,840 --> 00:12:39,320
فکر کردم از نگرانیِ من استفاده کرده تا
ولیعهد رو نجات بده تا مهر ببر رو بگیره

155
00:12:41,150 --> 00:12:43,870
آخرشم
پای هردوی شما رو کشیدم وسط

156
00:12:45,840 --> 00:12:47,030
حتی جلوی اعلیحضرت

157
00:12:47,030 --> 00:12:48,720
براش شهادت دادم

158
00:12:51,120 --> 00:12:52,720
واقعا معذرت میخوام

159
00:12:54,750 --> 00:12:57,630
زن‌ها هیچوقت نمیتونن

160
00:12:58,240 --> 00:13:00,270
جلوی کارایی رو که مردها انجام میدن
بگیرن

161
00:13:03,720 --> 00:13:05,870
حال و وضعیتت رو درک میکنم

162
00:13:07,440 --> 00:13:09,320
سرزنشت نمیکنم

163
00:13:10,510 --> 00:13:11,840
علیاحضرت، شما مهربون

164
00:13:13,080 --> 00:13:14,360
و

165
00:13:14,720 --> 00:13:15,910
صبورین

166
00:13:17,960 --> 00:13:19,480
من دقیقا برعکس شمام

167
00:13:21,440 --> 00:13:24,240
نمیتونم کارهاش رو تحمل کنم

168
00:13:26,630 --> 00:13:28,150
اگه میخواد دشمن‌ها رو بکشه

169
00:13:29,750 --> 00:13:31,120
میتونه بهم خبر بده

170
00:13:32,600 --> 00:13:34,030
منم حاضرم باهاش برم

171
00:13:35,440 --> 00:13:38,030
حتی اگه خطرناک باشه

172
00:13:38,550 --> 00:13:39,790
بازم باهاش میرم

173
00:13:43,510 --> 00:13:45,870
ولی هیچوقت نمیتونم بخاطر اینکه
بهم دروغ گفت و رهام کرد، ببخشمش

174
00:13:47,870 --> 00:13:50,000
گفت بخاطر خودمه

175
00:13:55,240 --> 00:13:57,360
وقتی بچه بودم
پدر و مادرم هم رهام کردن

176
00:14:00,080 --> 00:14:01,960
حالا اونم منو رها کرده

177
00:14:11,550 --> 00:14:12,960
اعلیحضرت و شما

178
00:14:13,910 --> 00:14:14,910
بهم یاد دادین که

179
00:14:15,550 --> 00:14:17,240
یه زوج مزدوج باید برای همدیگه
از جون و دلشون مایه بذارن

180
00:14:18,440 --> 00:14:19,270
مگه نه؟

181
00:14:22,000 --> 00:14:23,750
من براش هرکاری از دستم برمیومد
انجام دادم

182
00:14:25,080 --> 00:14:26,750
ولی اون خیلی چیزا رو ازم
مخفی میکنه

183
00:14:28,870 --> 00:14:29,960
اون هیچوقت از جون و دلش

184
00:14:32,630 --> 00:14:34,200
برام مایه نذاشته

185
00:14:43,080 --> 00:14:44,440
مطمئنی؟

186
00:14:49,270 --> 00:14:50,440
بله مطمئنم

187
00:14:52,720 --> 00:14:54,150
پس تصمیم گرفتی که

188
00:14:55,120 --> 00:14:57,000
حقیقت رو پیدا کنی؟

189
00:14:57,480 --> 00:14:58,320
بله

190
00:15:00,840 --> 00:15:02,120
میخوام از واقعیتِ اون موقع سر دربیارم

191
00:15:03,750 --> 00:15:05,600
اون موقع چه اتفاقی افتاده بود؟

192
00:15:08,270 --> 00:15:09,510
بعد از اینکه حقیقت رو فهمیدم

193
00:15:11,510 --> 00:15:12,670
میخوام کنار بِکِشم

194
00:15:17,080 --> 00:15:18,720
اگه میخوای حقیقت رو بفهمی

195
00:15:19,750 --> 00:15:21,150
برو و تحقیق کن

196
00:15:22,440 --> 00:15:23,910
به هرچی هم که پی ببری

197
00:15:24,480 --> 00:15:25,790
هر تصمیمی هم که بگیری

198
00:15:27,440 --> 00:15:29,000
همیشه ازت حمایت میکنم

199
00:15:43,630 --> 00:15:45,600
علیاحضرت
چرا انقدر باهام خوب رفتار میکنین؟

200
00:15:46,720 --> 00:15:48,030
من نمیتونم

201
00:15:49,150 --> 00:15:50,270
هیچوقت

202
00:15:51,440 --> 00:15:52,720
هیچوقتِ هیچوقت

203
00:15:54,030 --> 00:15:55,910
مهربونیتون رو جبران کنم

204
00:15:59,200 --> 00:16:01,030
من زندگیِ خوب و خوشحال‌کننده‌ای ندارم

205
00:16:02,120 --> 00:16:03,270
امیدوارم

206
00:16:04,120 --> 00:16:06,270
زندگی تو خوب باشه

207
00:16:08,550 --> 00:16:09,790
باید

208
00:16:10,840 --> 00:16:12,320
بخاطر منم که شده
زندگی خوبی داشته باشی

209
00:16:25,720 --> 00:16:27,550
(باید از تو یاد بگیرم که)

210
00:16:28,240 --> 00:16:31,720
(شجاع و جویای حقیقت باشم)

211
00:17:33,880 --> 00:17:34,960
بذارین برم

212
00:17:35,160 --> 00:17:36,000
برو عقب

213
00:17:41,160 --> 00:17:42,400
بهت گفتم که نیای

214
00:17:42,640 --> 00:17:43,640
ولی اصرار کردی که بیای

215
00:17:44,550 --> 00:17:45,440
آزادم کنین

216
00:17:48,240 --> 00:17:49,310
بذارین بیام بیرون

217
00:17:54,270 --> 00:17:55,160
از روزی که

218
00:17:55,160 --> 00:17:57,790
بانو چون یو با چشمای خودش قتل عام توی
عمارت مرزبان چنگ یانگ رو دید

219
00:17:58,400 --> 00:18:00,440
دیوونه شده

220
00:18:00,920 --> 00:18:03,030
هرکی رو میبینه
میپره بهش و گازش میگیره

221
00:18:03,680 --> 00:18:05,070
هیچ اطلاعاتی بهمون نداده

222
00:18:06,510 --> 00:18:07,480
دیوونه شده؟

223
00:18:09,880 --> 00:18:10,960
چه تصادفی

224
00:18:13,240 --> 00:18:14,200
امروز اومدم اینجا

225
00:18:14,550 --> 00:18:16,070
تا شَک‌هام رو برطرف کنم

226
00:18:17,310 --> 00:18:19,240
دیده بودم که بانو چون یو و لینگ یی
چجوری باهم رفتار میکردن

227
00:18:19,550 --> 00:18:20,960
یه زوج عاشق و معشوق نبودن

228
00:18:21,350 --> 00:18:22,310
اگه زوج عاشق نبودن

229
00:18:22,310 --> 00:18:24,750
چرا لینگ یی اعتبار و آبروش رو به خطر انداخت
تا با بانو چون یو ازدواج کنه؟

230
00:18:27,310 --> 00:18:28,550
منظورت اینه که

231
00:18:29,310 --> 00:18:31,480
بانو چون یو
از لینگ یی آتو داشته؟

232
00:18:32,510 --> 00:18:34,350
بخاطر همینم مجبور شده
باهاش ازدواج کنه؟

233
00:18:34,881 --> 00:18:56,181
<b>༺༻༺༻ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ༺༻༺༻
 ༺༻ ProMovie.ir ༺༻</b>

234
00:18:57,160 --> 00:18:58,070
بانو چون یو

235
00:18:58,790 --> 00:18:59,830
لینگ یی مُرده

236
00:19:00,200 --> 00:19:01,590
اگه باهامون صادق باشی

237
00:19:02,240 --> 00:19:03,920
اعلیحضرت ممکنه رحم کنن

238
00:19:04,310 --> 00:19:05,440
و اجازه بدن بری

239
00:19:08,680 --> 00:19:09,720
مُرده؟

240
00:19:15,350 --> 00:19:16,440
اون مُرده؟

241
00:19:22,440 --> 00:19:23,640
واقعا مُرده؟

242
00:19:29,880 --> 00:19:30,880
مُرده

243
00:19:32,270 --> 00:19:33,310
گردن زده شده

244
00:19:34,400 --> 00:19:35,350
اعلیحضرت دستور دادن

245
00:19:35,790 --> 00:19:37,000
توی یه قبر بی‌نشون
از شر جسدش خلاص بشن

246
00:19:37,550 --> 00:19:38,550
هیچکس برای مرگش سوگواری نکرد

247
00:19:39,550 --> 00:19:40,400
تو چطور؟

248
00:19:42,110 --> 00:19:43,110
میخوای زنده بمونی؟

249
00:19:44,030 --> 00:19:45,310
...من

250
00:19:47,270 --> 00:19:49,310
من نمیخوام بمیرم

251
00:19:52,200 --> 00:19:53,400
دیوونه‌س

252
00:20:02,440 --> 00:20:03,310
در رو باز کن

253
00:20:04,880 --> 00:20:05,750
عقلش سرجاش نیست

254
00:20:05,750 --> 00:20:07,030
در رو باز کن

255
00:20:10,070 --> 00:20:10,920
در رو باز کن

256
00:20:11,240 --> 00:20:11,880
اطاعت

257
00:20:42,000 --> 00:20:43,790
میدونی چرا اون موقع
بچه‌ت افتاد؟

258
00:20:46,640 --> 00:20:48,350
از پیشخدمتت پرسیدیم

259
00:20:48,720 --> 00:20:49,750
بهمون گفت که لینگ یی

260
00:20:50,200 --> 00:20:52,160
یه چیزی به غذات اضافه میکرد

261
00:20:52,790 --> 00:20:54,310
که بعد از چند سال خوردنش

262
00:20:55,960 --> 00:20:57,200
باعث میشد نازا بشی

263
00:20:58,510 --> 00:21:00,400
فکر کردی اگه مدرک تبانی کردنش
با پنگ کون رو

264
00:21:00,400 --> 00:21:01,640
مخفی کنی

265
00:21:03,030 --> 00:21:04,110
میتونی بدون هیچ نگرانی‌ای

266
00:21:04,110 --> 00:21:05,680
بانوی عمارت چنگ یانگ باشی؟

267
00:21:06,440 --> 00:21:08,030
آدمِ دغل‌بازی مثل لینگ یی

268
00:21:09,200 --> 00:21:10,830
هیچوقت به آسونی تهدید نمیشد

269
00:21:14,720 --> 00:21:16,000
اون بیشتر از هرکسی

270
00:21:17,891 --> 00:21:19,070
امیدوار بود

271
00:21:20,350 --> 00:21:21,790
تا آخر عمرت

272
00:21:23,750 --> 00:21:24,790
تنها زندگی کنی

273
00:21:26,110 --> 00:21:27,240
اینجوری

274
00:21:29,000 --> 00:21:30,830
میتونست بهتر تو رو توی دستش بگیره

275
00:21:31,720 --> 00:21:33,270
و اونطوری دیگه دل و جیگر اینو نداشتی که
تهدیدش کنی

276
00:21:41,510 --> 00:21:42,310
ولش کن اصلا

277
00:21:43,310 --> 00:21:44,590
حالا که دیوونه شدی

278
00:21:47,270 --> 00:21:48,550
فایده‌ای نداره این چیزا رو
بهت بگم

279
00:21:50,200 --> 00:21:51,440
اصلا خوبه که دیوونه‌ای

280
00:21:53,510 --> 00:21:54,880
اینطوری وقتی حقیقت رو بفهمی

281
00:21:56,750 --> 00:21:58,110
عذاب نمیکشی

282
00:22:03,480 --> 00:22:05,960
میتونین به عنوان پدر و پسر)
(باهمدیگه بمونین

283
00:22:07,510 --> 00:22:09,310
(من برای خودم)

284
00:22:09,960 --> 00:22:11,750
(یه راه فرار دیگه پیدا میکنم)

285
00:22:15,110 --> 00:22:17,000
این مجسمه رو بفرست برای

286
00:22:17,240 --> 00:22:20,070
بانو رویانگ توی معبد سن سای

287
00:22:20,720 --> 00:22:22,110
بهش بگو که

288
00:22:23,920 --> 00:22:26,270
این مجسمه رو خودم درستش کردم

289
00:22:28,200 --> 00:22:29,400
مرزبان

290
00:22:29,920 --> 00:22:31,680
بزودی تولد 50 سالگیش رو میگیره

291
00:22:33,240 --> 00:22:34,590
امیدوارم که همسر بزرگ

292
00:22:35,720 --> 00:22:37,240
برای این مجسمه
پیشکش‌هایی بدن

293
00:22:38,640 --> 00:22:40,160
تا برای مرزبان دعا کنن

294
00:22:42,240 --> 00:22:43,590
نووایِ

295
00:22:44,350 --> 00:22:46,000
معبد سن سای

296
00:22:48,640 --> 00:22:50,400
منو مورد لطف و مرحمت قرار بدین

297
00:22:52,240 --> 00:22:53,590
منو مورد لطف و مرحمت قرار بدین

298
00:22:54,270 --> 00:22:55,550
تا بتونم یه پسر به دنیا بیارم

299
00:22:58,400 --> 00:23:00,440
نذارین که تا آخر عمرم

300
00:23:00,720 --> 00:23:02,830
تنها زندگی کنم

301
00:23:04,200 --> 00:23:06,160
نووایِ

302
00:23:06,790 --> 00:23:08,590
معبد سن سای

303
00:23:14,440 --> 00:23:16,400
نووا

304
00:23:38,000 --> 00:23:38,830
خب

305
00:23:40,000 --> 00:23:41,350
اون واقعا دیوونه‌س

306
00:23:42,070 --> 00:23:42,960
یا فقط داره نقش بازی میکنه؟

307
00:23:42,960 --> 00:23:43,960
صرف نظر از اون

308
00:23:44,200 --> 00:23:45,480
اگه نخواد بمیره

309
00:23:46,750 --> 00:23:48,000
باید هم دیوونه بشه

310
00:23:50,240 --> 00:23:51,750
داره همون عذاب‌هایی رو تجربه میکنه که

311
00:23:52,590 --> 00:23:54,030
بانو هو قبلا پشت سر گذاشت

312
00:23:54,880 --> 00:23:56,400
کارما همینه

313
00:23:57,590 --> 00:23:58,830
هرکاری کرده داره بهش برمیگرده

314
00:24:02,110 --> 00:24:03,160
حالا قراره چیکار کنیم؟

315
00:24:03,830 --> 00:24:04,960
بریم معبد سن سای

316
00:24:05,590 --> 00:24:07,510
بانو چون یو حتما مدرک رو
اونجا مخفی کرده

317
00:24:08,590 --> 00:24:09,550
حتما اخیرا

318
00:24:11,110 --> 00:24:12,720
یه هدیه برای بانو رویانگ فرستاده بوده

319
00:24:40,960 --> 00:24:42,680
دارن دوای ژنرال لینگ رو توی
تالار چونگ‌دِه

320
00:24:42,790 --> 00:24:44,270
درست میکنن

321
00:24:44,590 --> 00:24:46,030
این کار ناشایستی نیست؟

322
00:24:46,270 --> 00:24:47,350
این کار نظر من بوده

323
00:24:47,750 --> 00:24:49,030
مشکلی

324
00:24:49,480 --> 00:24:50,510
داری؟

325
00:24:50,880 --> 00:24:51,830
جسارت نمیکنم

326
00:24:52,960 --> 00:24:55,160
از اونجایی که امروز
تمام وزرا حضور دارن

327
00:24:55,960 --> 00:24:57,310
میخوایم بدونیم که

328
00:24:57,440 --> 00:24:58,400
اون موقع

329
00:24:58,720 --> 00:25:01,480
توی شهر گو چه اتفاقی افتاده بوده

330
00:25:11,270 --> 00:25:12,110
ژنرال لینگ

331
00:25:13,590 --> 00:25:14,480
ژنرال لینگ

332
00:25:14,750 --> 00:25:16,110
فامیلی من هوئه

333
00:25:17,680 --> 00:25:19,000
نه لینگ

334
00:25:27,510 --> 00:25:28,720
هنوزم یادمه که

335
00:25:32,880 --> 00:25:34,680
موقع چیدن میوه‌های زردآلو بود

336
00:25:36,830 --> 00:25:38,070
(از بچگی پر جنب و جوش بودم)

337
00:25:39,310 --> 00:25:40,720
(لی ضعیف بود)

338
00:25:41,550 --> 00:25:42,790
(ولی عاشق زردآلو خوردن بود)

339
00:25:44,960 --> 00:25:46,510
(ازم خواست چندتا زردآلو براش بچینم)

340
00:25:46,680 --> 00:25:48,070
مراقب باش

341
00:25:52,590 --> 00:25:53,350
ای وای

342
00:25:53,440 --> 00:25:54,400
مادرم همین امروز صبح

343
00:25:54,400 --> 00:25:56,000
این لباس‌ها رو برام آماده کرد

344
00:25:56,160 --> 00:25:58,400
اگه بفهمه که فقط توی یه روز
داغونش کردم

345
00:25:58,400 --> 00:25:59,680
مطمئنا تنبیه‌م میکنه

346
00:26:00,440 --> 00:26:01,400
بذار ببینم

347
00:26:05,000 --> 00:26:05,720
اشکال نداره

348
00:26:05,920 --> 00:26:07,550
میتونیم لباس‌هامون رو باهم عوض کنیم

349
00:26:07,790 --> 00:26:09,350
میتونی بگی که نظر من بوده

350
00:26:10,030 --> 00:26:11,960
میخواستم لباس‌هات رو توی
منطقه آموزش نظامیان بپوشم

351
00:26:11,960 --> 00:26:13,200
تا به شوهرعمه نشون بدم

352
00:26:13,350 --> 00:26:14,720
و ببینم میتونه ما رو از هم تشخیص بده یا نه

353
00:26:15,200 --> 00:26:16,070
وقتی برگشتیم

354
00:26:16,070 --> 00:26:18,160
میتونی بگی که من لباست رو داغون کردم

355
00:26:18,350 --> 00:26:20,110
عمه دلش نمیاد منو دعوا کنه

356
00:26:20,110 --> 00:26:22,160
پدر و مادرم دعوات نمیکنن

357
00:26:22,270 --> 00:26:24,070
ولی مادرت زود جوش میاره

358
00:26:24,200 --> 00:26:26,110
نمیذاره قسر دربری

359
00:26:35,750 --> 00:26:37,350
من به زردآلو حساسیت دارم

360
00:26:37,750 --> 00:26:38,960
اینا برای تو نیستن که

361
00:26:38,960 --> 00:26:40,680
برای عمه و شوهرعمه‌اس

362
00:26:40,680 --> 00:26:41,830
وقتی ازم زردآلو بگیرن

363
00:26:41,830 --> 00:26:43,920
میرن و ازم تعریف میکنن

364
00:26:44,030 --> 00:26:45,790
اگه مادرم بخواد تنبیه‌م کنه

365
00:26:45,790 --> 00:26:47,110
میتونن جلوش رو بگیرن

366
00:26:52,680 --> 00:26:54,510
(لباسای لی رو تنم کردم)

367
00:26:55,720 --> 00:26:57,550
(و مخفیانه رفتم توی چادر نظامیِ پدرم)

368
00:26:58,960 --> 00:27:00,960
به این فکر میکردم که زردآلوها رو)
(بذارم اونجا و برم

369
00:27:08,480 --> 00:27:09,720
میخوام با ژنرال

370
00:27:09,920 --> 00:27:12,000
تنها صحبت کنم

371
00:27:12,270 --> 00:27:13,350
کسی چه میدونه؟

372
00:27:17,070 --> 00:27:19,160
من اون اتفاق رو با چشمای خودم دیدم

373
00:27:22,180 --> 00:27:26,220
(هو چونگ)

374
00:27:41,030 --> 00:27:42,880
نیروهای کمکیِ خاندان ون
هیچ‌جا پیداشون نیست

375
00:27:43,590 --> 00:27:45,110
فکر کنم نمیان

376
00:27:45,680 --> 00:27:47,920
امپراطور لی درحال حاضر
به بیشتر از نصف امپراطوری حکومت میکنن

377
00:27:48,480 --> 00:27:49,310
خاندان ون

378
00:27:50,070 --> 00:27:51,510
زیاد دووم نمیارن

379
00:27:52,030 --> 00:27:53,270
گفتنش سخته که

380
00:27:53,680 --> 00:27:54,920
آخرش کی برنده میشه

381
00:27:56,030 --> 00:27:57,510
ما هردوتامون به خاندان ون
خدمت میکنیم

382
00:27:58,400 --> 00:27:59,590
ارزشش رو داره؟

383
00:28:01,480 --> 00:28:03,680
حالا که خاندان ون
به امنیت ما اعتنایی نمیکنن

384
00:28:05,590 --> 00:28:06,510
چرا باید

385
00:28:07,000 --> 00:28:08,480
بخاطر اونا
توی شهر گو

386
00:28:08,830 --> 00:28:10,400
ایستادگی کنی و موضعت رو حفظ کنی؟

387
00:28:12,880 --> 00:28:13,880
شنیدم که امپراطور لی

388
00:28:14,550 --> 00:28:16,200
بیشتر از 200 هزار نیروی کمکی
فرستادن

389
00:28:18,270 --> 00:28:19,510
نمیتونیم جلوشون مقاومت کنیم

390
00:28:21,400 --> 00:28:22,240
بیا

391
00:28:23,200 --> 00:28:24,030
عقب‌نشینی کنیم

392
00:28:31,200 --> 00:28:33,310
این حرفت رو نشنیده میگیرم

393
00:28:34,640 --> 00:28:36,510
فقط چون شوهرِ خواهرمی

394
00:28:38,310 --> 00:28:40,070
اگه دوباره حرفی از رها کردنِ شهر
بزنی

395
00:28:41,200 --> 00:28:42,440
میکشمت

396
00:28:55,880 --> 00:28:56,720
هو چونگ

397
00:28:57,350 --> 00:28:58,640
نمیخواستم بکشمت

398
00:28:59,510 --> 00:29:00,680
خودت مجبورم کردی

399
00:29:02,110 --> 00:29:04,160
پس واقعا با دشمن همکاری کردی

400
00:29:09,550 --> 00:29:10,790
چرا شهر رو ول نکردی؟

401
00:29:11,160 --> 00:29:12,550
چرا شکست رو قبول نکردی؟

402
00:29:14,400 --> 00:29:15,750
داری سعی میکنی هممون باهم بمیرم

403
00:29:16,400 --> 00:29:18,590
فقط بخاطر اینکه به رویای قهرمان شدنت
برسی؟

404
00:29:21,640 --> 00:29:24,070
ارتش 200 هزار نفریِ امپراطور لی
بیرونِ شهره

405
00:29:24,590 --> 00:29:25,920
قطعا میمیریم

406
00:29:26,960 --> 00:29:28,070
هیچ نیروی کمکی‌ای نداریم

407
00:29:29,070 --> 00:29:31,640
فکر کردی خاندان شوآن
برای نجاتت میان؟

408
00:29:32,550 --> 00:29:33,590
نه نمیان

409
00:29:34,440 --> 00:29:35,680
پس خاندان یوئه میان؟

410
00:29:36,640 --> 00:29:37,680
نه

411
00:29:38,790 --> 00:29:40,240
نمیتونن بیان

412
00:29:43,830 --> 00:29:45,030
هیچ نیروی کمکی‌ای نداریم

413
00:29:46,160 --> 00:29:47,240
هیچی

414
00:29:48,830 --> 00:29:50,350
مجبورم این کارو کنم

415
00:29:51,590 --> 00:29:52,880
دارم بخاطر همه
این کارو میکنم

416
00:29:55,680 --> 00:29:56,640
منو مقصر ندون

417
00:30:07,960 --> 00:30:08,920
آدم پست

418
00:30:10,350 --> 00:30:11,550
لینگ یی

419
00:30:11,550 --> 00:30:13,240
همیشه بزدل بود

420
00:30:13,680 --> 00:30:16,240
هو، کسی بود که محافظت از انبار
رو سپرد به اون

421
00:30:16,510 --> 00:30:18,350
که لازم نباشه بره میدون جنگ

422
00:30:19,240 --> 00:30:20,510
اگه بخاطر هو نبود

423
00:30:20,960 --> 00:30:21,920
حتی نمیتونست

424
00:30:22,830 --> 00:30:24,160
وارد ارتش بشه

425
00:30:27,480 --> 00:30:29,510
لینگ یی از همون اولش
با یه نفر دیگه تبانی کرده بود

426
00:30:31,350 --> 00:30:33,270
ولی نمیدونستم با کی

427
00:30:35,400 --> 00:30:37,590
البته تا وقتی که
شوچون رو پیدا کردم

428
00:30:39,070 --> 00:30:41,920
و تونستم بفهمم که
کسی که با اون باعث فاجعه‌ی شهر گو شد

429
00:30:43,270 --> 00:30:44,590
پنگ کون بوده

430
00:31:08,830 --> 00:31:10,270
مگه ازت نخواستم فقط متقاعدش کنی که
تسلیم بشه؟

431
00:31:11,240 --> 00:31:12,400
چرا کشتیش؟

432
00:31:14,240 --> 00:31:15,720
هو چونگ خیلی لجبازه

433
00:31:16,590 --> 00:31:17,720
هیچوقت تسلیم نمیشد

434
00:31:18,920 --> 00:31:20,160
اگه نمیکشتمش

435
00:31:20,680 --> 00:31:21,480
یه روز

436
00:31:22,400 --> 00:31:23,680
اون منو میکشت

437
00:31:25,720 --> 00:31:27,110
حالا من کشتمش

438
00:31:29,750 --> 00:31:31,310
میشه بذاری من و خانواده‌م بریم؟

439
00:31:32,200 --> 00:31:33,590
من کِی این حرفو زدم؟

440
00:31:34,920 --> 00:31:36,070
مرگ هو چونگ

441
00:31:36,400 --> 00:31:38,200
فرصت خوبی برای ماس که
حمله کنیم

442
00:31:38,590 --> 00:31:39,790
شهر گو کلا نیست ‌و نابود میشه

443
00:31:40,270 --> 00:31:42,590
شکست امپراطور ون
به این بستگی داره

444
00:31:43,030 --> 00:31:43,790
دنبالم بیا

445
00:31:44,030 --> 00:31:45,510
تا از ورود ارباب به شهر
استقبال کنیم

446
00:31:45,960 --> 00:31:47,000
بهم دروغ گفتی

447
00:31:49,400 --> 00:31:50,590
مگه به توافق نرسیدیم که

448
00:31:52,200 --> 00:31:53,830
بذاری خانواده‌م برن؟

449
00:31:54,640 --> 00:31:56,070
من موافقت کردم که از تو
محافظت کنم

450
00:31:56,350 --> 00:31:57,400
نه از خانواده‌ت

451
00:31:59,480 --> 00:32:00,920
اگه فقط یه نفر از خاندان هو
زنده بمونه

452
00:32:01,550 --> 00:32:04,070
میاد و انتقام هو چونگ رو میگیره

453
00:32:04,680 --> 00:32:05,960
برای موفق شدن

454
00:32:06,790 --> 00:32:08,640
باید بیرحم باشی

455
00:32:09,960 --> 00:32:12,720
وقتی مقام مرزبانی بهت داده بشه

456
00:32:13,200 --> 00:32:14,680
هرچندتا زن که بخوای
میتونی داشته باشی

457
00:32:15,920 --> 00:32:17,640
ازت نمیخوام که خودت شخصا
اونا رو بکشی

458
00:32:17,960 --> 00:32:20,070
ارتش این کار رو واست انجام میدن

459
00:32:21,110 --> 00:32:22,070
انقدر بهش فکر نکن

460
00:32:22,070 --> 00:32:22,830
بریم

461
00:32:33,960 --> 00:32:35,550
با سقوط شهر گو

462
00:32:38,270 --> 00:32:39,750
هیچکس

463
00:32:41,160 --> 00:32:42,750
زنده نموند

464
00:32:45,920 --> 00:32:47,680
آدم‌های پست

465
00:32:49,350 --> 00:32:50,640
از اونجایی که لینگ یی

466
00:32:50,880 --> 00:32:52,750
به امپراطور لی کمک کرد تا
تمام مردم شهر رو نیست‌ونابود کنه

467
00:32:53,590 --> 00:32:55,640
چطوری تو و هو جون هوآ

468
00:32:55,880 --> 00:32:57,920
نجات پیدا کردین؟

469
00:33:06,350 --> 00:33:07,720
(خونه رو آتیش زدن)

470
00:33:10,480 --> 00:33:12,310
(بخاطر دود، از حال رفتم)

471
00:33:14,830 --> 00:33:16,310
(خیلی خوش شانس بودم)

472
00:33:18,200 --> 00:33:19,440
(شهر دونگ‌یه)
(اون روز)

473
00:33:19,440 --> 00:33:20,240
(شهر دونگ‌یه)

474
00:33:20,240 --> 00:33:21,680
(شهر دونگ‌یه)
(توی شهر گو بارون شدیدی میومد)

475
00:33:21,680 --> 00:33:24,110
(شهر دونگ‌یه)

476
00:33:24,110 --> 00:33:25,400
(شهر دونگ‌یه)
(وقتی به هوش اومدم)

477
00:33:26,880 --> 00:33:28,200
(هوا دیگه تاریک شده بود)

478
00:33:29,880 --> 00:33:31,550
(همه جا جسد افتاده بود)

479
00:33:58,960 --> 00:33:59,720
عمه

480
00:34:00,160 --> 00:34:01,070
عمه

481
00:34:01,590 --> 00:34:02,640
هیس

482
00:34:03,000 --> 00:34:04,350
نذار کسی صدات رو بشنوه

483
00:34:08,030 --> 00:34:09,440
وگرنه دوباره برمیگردن

484
00:34:11,230 --> 00:34:12,710
برمیگردن

485
00:34:45,320 --> 00:34:47,030
(لباسام رو با لی عوض کرده بودم)

486
00:34:49,030 --> 00:34:50,670
(اون بخاطر من مُرد)

487
00:34:53,280 --> 00:34:54,670
لی

488
00:34:55,190 --> 00:34:57,000
میترسیدیم که)
(چندتا از سربازهای ارتش شورشی اون اطراف باشن

489
00:34:58,070 --> 00:35:00,710
(دو روز بین جسدها قایم شدیم)

490
00:35:01,510 --> 00:35:02,710
(بدون اینکه آب و غذایی بخوریم)

491
00:35:03,630 --> 00:35:05,280
بعدش تمام جراتمون رو جمع کردیم)
(تا از شهر فرار کنیم

492
00:35:06,480 --> 00:35:07,630
(...از اون روز به بعد)

493
00:35:16,150 --> 00:35:16,960
زی شنگ

494
00:35:17,480 --> 00:35:18,440
عمه‌م

495
00:35:19,320 --> 00:35:20,510
بعضی موقع‌ها دیوونه میشد

496
00:35:22,400 --> 00:35:23,800
و بعضی موقع‌ها بی‌منطق میشد

497
00:35:28,110 --> 00:35:30,480
ولی بازم همش اسم لی رو
صدا میزد

498
00:35:32,880 --> 00:35:34,230
"برگردیم پایتخت"

499
00:35:35,840 --> 00:35:37,230
"برگردیم پایتخت"

500
00:35:38,670 --> 00:35:39,840
توی راه

501
00:35:41,150 --> 00:35:42,320
گدا و بیچاره شده بودیم

502
00:35:43,280 --> 00:35:44,590
غذاهایی رو که دور ریخته بودن
میخوردیم

503
00:35:47,400 --> 00:35:49,480
و چندبار مردیم و زنده شدیم

504
00:35:52,110 --> 00:35:53,360
دو سال طاقت آوردیم

505
00:35:54,840 --> 00:35:56,710
تا اینکه تونستیم به پایتخت
برگردیم

506
00:35:59,190 --> 00:36:00,550
و اعلیحضرت رو ملاقات کنیم

507
00:36:38,030 --> 00:36:39,000
پسرم

508
00:36:40,440 --> 00:36:41,440
بگو ببینم

509
00:36:42,480 --> 00:36:43,510
تو کی هستی؟

510
00:36:46,030 --> 00:36:47,880
(عمه منو لی صدا میکرد)

511
00:36:48,400 --> 00:36:50,760
چون میخواست از من)
(مقابل لینگ یی محافظت کنه

512
00:36:51,360 --> 00:36:52,800
(عمه دیوونه شده بود)

513
00:36:53,480 --> 00:36:54,960
(درحالی که منم خیلی بچه بودم)

514
00:36:55,880 --> 00:36:57,550
(نمیتونستیم باهاش بجنگیم)

515
00:36:59,510 --> 00:37:00,440
اسم من

516
00:37:04,030 --> 00:37:06,590
لینگ بوییه

517
00:37:31,800 --> 00:37:32,630
اعلیحضرت

518
00:37:33,190 --> 00:37:34,110
اینا همشون فقط

519
00:37:34,110 --> 00:37:35,960
اظهارات یه طرفه‌ی لینگ بوییه
تا از کارهای اشتباهش قسر در بره

520
00:37:35,960 --> 00:37:37,070
خفه شو

521
00:37:37,280 --> 00:37:38,670
میخوام به حرفاش گوش بدم

522
00:37:43,400 --> 00:37:45,550
حتی الان این حرفا رو بزنم

523
00:37:47,510 --> 00:37:49,190
هیچکس حرفام رو باور نمیکنه

524
00:37:50,360 --> 00:37:52,800
چه برسه به اون موقع که
فقط یه بچه بودم

525
00:37:53,800 --> 00:37:55,150
اون وقت همه فکر میکردن که

526
00:37:58,510 --> 00:38:01,110
عمه‌م به زن جدید لینگ یی
حسودی میکرده

527
00:38:02,110 --> 00:38:04,360
و این دروغ‌ها رو بهم یاد داده

528
00:38:07,070 --> 00:38:08,960
اگه میخواستم انتقام بگیرم

529
00:38:10,190 --> 00:38:12,480
فقط میتونستم هویتم رو
با لی عوض کنم

530
00:38:14,920 --> 00:38:16,440
و پدر صداش بزنم

531
00:38:18,800 --> 00:38:20,280
هویتم رو مخفی کردم

532
00:38:23,440 --> 00:38:25,800
فقط برای اینکه انتقام پدرم رو
بگیرم

533
00:38:29,920 --> 00:38:31,320
ولی باز راضی نشدم

534
00:38:32,280 --> 00:38:34,480
نمیخواستم فقط بُکشمش

535
00:38:37,000 --> 00:38:38,320
میخواستم انتقام بگیرم

536
00:38:41,480 --> 00:38:43,230
میخواستم انتقام پدرم رو بگیرم

537
00:38:46,000 --> 00:38:48,030
میخواستم انتقام خاندان هو رو بگیرم

538
00:38:50,440 --> 00:38:52,510
میخواستم انتقام مردم شهر گو رو بگیرم

539
00:38:55,960 --> 00:38:56,920
مطمئن شدم که

540
00:38:56,920 --> 00:38:58,550
هرکی که به قضیه‌ی شهر گو
ربط داره

541
00:38:58,550 --> 00:39:00,190
تقاص کارهاش رو پس بده

542
00:39:10,110 --> 00:39:12,190
تقریبا انجامش هم دادم

543
00:39:16,510 --> 00:39:17,710
برگشتم پایتخت

544
00:39:19,510 --> 00:39:20,960
و شروع کردم به مخفیانه تحقیق کردن

545
00:39:22,360 --> 00:39:24,280
از طرف دیگه، لینگ یی شروع کرد به

546
00:39:25,030 --> 00:39:26,510
سرپوش گذاشتن روی اشتباهاتش

547
00:39:32,150 --> 00:39:33,590
هرچند، آخرش

548
00:39:41,880 --> 00:39:43,550
من باختم

549
00:39:48,320 --> 00:39:50,590
اون هرکی که به اون قضیه مربوط بود
از جمله پنگ کون رو

550
00:39:52,320 --> 00:39:54,280
کُشت

551
00:39:56,320 --> 00:39:58,150
عمه‌م هم بیمار شد

552
00:39:59,760 --> 00:40:01,440
و نافرجام

553
00:40:03,800 --> 00:40:05,150
از دنیا رفت

554
00:40:07,400 --> 00:40:08,510
هیچ

555
00:40:09,670 --> 00:40:11,150
شاهدی نداشتیم

556
00:40:12,000 --> 00:40:13,510
سرخورده و داغون بودم

557
00:40:15,150 --> 00:40:18,110
هیچ راه قانونی دیگه‌ای وجود نداشت که
اونو به سزای اعمالش برسونیم

558
00:40:19,230 --> 00:40:20,960
فقط میتونستم خودم انجامش بدم

559
00:40:22,400 --> 00:40:23,960
و خشونتش رو
با خشونت جواب بدم

560
00:40:39,670 --> 00:40:40,550
بچم

561
00:40:42,320 --> 00:40:44,480
با زبون خودت بهم بگو

562
00:40:46,960 --> 00:40:48,590
اسمت چیه؟

563
00:40:51,320 --> 00:40:52,110
اسم من

564
00:40:57,710 --> 00:40:59,670
لینگ بوییه

565
00:41:09,070 --> 00:41:10,150
اسم من

566
00:41:17,670 --> 00:41:18,800
هو

567
00:41:21,670 --> 00:41:22,670
وو

568
00:41:25,110 --> 00:41:26,320
شانگ عه

569
00:41:28,492 --> 00:43:24,087
<b>༺༻༺༻ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ༺༻༺༻
 ༺༻ ProMovie.ir ༺༻</b>

570
00:43:24,806 --> 00:43:31,845
<font color="#cfff4a">آتش هشدار از لابلای♪
♪برف سفید رخ نمایانده</font>

571
00:43:33,646 --> 00:43:40,845
<font color="#cfff4a">به آرومی زخم های♪
♪گذشته رو نوازش میکنم</font>

572
00:43:42,406 --> 00:43:49,726
<font color="#cfff4a">تو پشتت به سمت نوره ♪
♪ و کهکشان توی چشماته</font>

573
00:43:51,165 --> 00:43:58,326
<font color="#cfff4a">من مثل خورشید زمزمه میکنم♪
♪و ماه جوابمو با غرغر میده</font>

574
00:43:59,286 --> 00:44:03,045
<font color="#cfff4a">♪نور بین ابروهات♪</font>

575
00:44:03,646 --> 00:44:07,525
<font color="#cfff4a">توسط جهان غیرروحانی♪
♪خاموش شد و دوباره شعله ور شد</font>

576
00:44:08,306 --> 00:44:15,646
<font color="#cfff4a">آسمان و کوه و اقیانوس♪
♪به خاطر کی اونا رو از هم جدا کنم؟</font>

577
00:44:17,646 --> 00:44:25,926
<font color="#cfff4a">درحالیکه از دریای آبی برمیخیزم♪
♪ستون های سنگی همچون رشته کوهی برافراشته میشن</font>

578
00:44:26,206 --> 00:44:34,646
<font color="#cfff4a">زیر فانوس، انتقادات پدیدار شدن♪
♪در باریک نتونست احساساتم رو مهار کنه</font>

579
00:44:35,245 --> 00:44:43,366
<font color="#cfff4a">لذت ها و غصه های این زندگی فانی♪
♪همینطور که رویای آینده رو میبینیم صحبت میکنیم</font>

580
00:44:43,926 --> 00:44:47,605
<font color="#cfff4a">♪هر دوی ما♪</font>

581
00:44:47,965 --> 00:44:58,825
<font color="#cfff4a">توی دریایی از ستاره ها خواهیم بود♪
♪و با صدافتمون به روشنی میدرخشیم</font>

582
00:45:01,165 --> 00:45:07,466
<font color="#cfff4a">♪به روشنی میدرخشیم♪</font>

