﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:35,800
<b>༺༻༺༻ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ༺༻༺༻
 ༺༻ ProMovie.ir ༺༻</b>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#fff55d">*عشق کهکشانی*</font>

3
00:01:43,480 --> 00:01:46,760
<font color="#fff55d">قسمت بیست و سوم</font>

4
00:01:47,680 --> 00:02:00,200
(عمارت لینگ)

5
00:02:09,560 --> 00:02:18,000
(عمارت لینگ)

6
00:02:30,142 --> 00:02:31,303
لطفا همینجا منتظر بمونین

7
00:02:39,662 --> 00:02:41,142
چرا ما رو اینجا منتظر گذاشتن؟

8
00:02:41,542 --> 00:02:43,022
همشون خیلی بی‌رحم به‌نظر میرسن

9
00:02:43,662 --> 00:02:45,183
حتی یه کاسه سوپ داغ هم
بهمون تعارف نکردن

10
00:02:46,743 --> 00:02:47,582
پدر

11
00:02:48,423 --> 00:02:50,423
لینگ بویی آدم سرد و خشکیه

12
00:02:50,863 --> 00:02:51,942
ولی انتظار نداشتم که

13
00:02:52,423 --> 00:02:54,743
عمارتش انقدر سرد و بی‌روح و دلگیر
باشه

14
00:02:55,622 --> 00:02:56,982
اصلا شبیه عمارت نیست

15
00:02:57,863 --> 00:02:58,863
بیشتر شبیه سربازخونه‌س

16
00:03:01,622 --> 00:03:03,863
ولی چرا یه دونه خدمتکار دختر هم
اینجا نیست؟

17
00:03:04,662 --> 00:03:05,703
شما خودتون یه بانویین، درست نمیگم؟

18
00:03:12,062 --> 00:03:13,102
از ترس سکته‌م داد

19
00:03:14,263 --> 00:03:15,582
همین که فقط شما اینجا باشین
کافیه

20
00:03:18,062 --> 00:03:20,102
ژنرال لینگ، زخمی شدین

21
00:03:20,982 --> 00:03:22,823
لازم نبود بیاین بیرون و به ما خوش‌آمد بگین

22
00:03:23,142 --> 00:03:24,423
باید بشینین و استراحت کنین

23
00:03:25,303 --> 00:03:27,183
از اینکه کل مدت دراز بکشم
احساس محبوس بودن میکردم

24
00:03:28,183 --> 00:03:29,383
بخاطر همین اومدم بیرون تا یه نفسی تازه کنم

25
00:03:31,462 --> 00:03:32,662
میشه بدونم

26
00:03:33,982 --> 00:03:35,142
چی شما رو به اینجا کشونده، ژنرال چنگ؟

27
00:03:36,703 --> 00:03:39,263
شما جون دخترم رو نجات دادین

28
00:03:39,263 --> 00:03:40,863
پس باید میومدم تا ازتون تشکر کنم

29
00:03:51,783 --> 00:03:52,662
بانو چنگ چهارم

30
00:03:54,022 --> 00:03:54,903
لطفا بشینین

31
00:03:56,502 --> 00:03:57,223
نمیخوام بشینم

32
00:03:57,462 --> 00:03:59,303
نشینیم، پدر
عجله کنین

33
00:04:01,502 --> 00:04:03,343
باید بابت نجات دادنش ازتون تشکر کنم

34
00:04:04,462 --> 00:04:06,863
وگرنه دخترم از پرتگاه میفتاد پایین

35
00:04:07,102 --> 00:04:09,223
شائو شانگ
باید از ژنرال لینگ تشکر کنی

36
00:04:09,462 --> 00:04:10,622
سپاسگزارم، ژنرال لینگ

37
00:04:10,823 --> 00:04:12,942
امیدوارم مراقب خودتون باشین

38
00:04:12,942 --> 00:04:14,383
اگه میخواستم مراقب خودم باشم

39
00:04:15,383 --> 00:04:16,542
شما رو نجات نمیدادم

40
00:04:18,383 --> 00:04:21,383
(چرا ژنرال لینگ انقدر بی‌نزاکته؟)

41
00:04:21,982 --> 00:04:23,423
(شما اصرار کردین که بیایم)

42
00:04:24,223 --> 00:04:25,903
بریم، پدر)
(باید بریم دیگه

43
00:04:27,462 --> 00:04:28,223
(خیلی خب)

44
00:04:30,823 --> 00:04:31,823
ژنرال لینگ

45
00:04:31,982 --> 00:04:32,982
از اونجایی که صدمه دیدین

46
00:04:33,343 --> 00:04:34,502
باید بیشتر استراحت کنین

47
00:04:34,823 --> 00:04:36,502
ما، مادر و دختر
دیگه مزاحمتون نمیشیم

48
00:04:36,502 --> 00:04:37,343
پدر و دختره

49
00:04:38,622 --> 00:04:39,783
اشتباه گفتم؟

50
00:04:41,142 --> 00:04:43,703
همسرم و من یه هدیه هم به نشونه‌ی قدردانی
آماده کردیم

51
00:04:43,823 --> 00:04:45,502
و اینجا تحویلش دادم

52
00:04:46,343 --> 00:04:47,142
حالا دیگه از خدمتتون مرخص میشیم

53
00:05:06,423 --> 00:05:08,662
نمیدونم توهم زدم یا نه

54
00:05:09,142 --> 00:05:11,183
حس میکنم امروز لینگ بویی

55
00:05:11,303 --> 00:05:12,542
زیاد از دیدنم خوشحال نبود

56
00:05:12,662 --> 00:05:14,263
هر کلمه‌ای که میگفت
جوری منو اذیت میکرد که

57
00:05:14,622 --> 00:05:16,462
انگار نمیتونست صبر کنه تا منو زنده زنده
قورت بده

58
00:05:16,462 --> 00:05:17,582
توهم نزده بودین

59
00:05:17,903 --> 00:05:19,102
از همون لحظه‌ای که شما رو دید

60
00:05:19,383 --> 00:05:20,743
انگار کلا حالی به حالی شد و
ترشرو شد

61
00:05:20,863 --> 00:05:22,223
حرفاشم نیش‌دار بودن

62
00:05:22,542 --> 00:05:23,303
پدر

63
00:05:23,502 --> 00:05:25,263
کِی دلخورش کردین؟

64
00:05:25,982 --> 00:05:27,582
یه حرفی هست که میگه
محقق‌ها از همدیگه نفرت دارن

65
00:05:28,303 --> 00:05:29,863
کی میدونست که سربازها هم همچین حسی
به همدیگه دارن؟

66
00:05:30,062 --> 00:05:31,183
تقصیر منه که

67
00:05:31,423 --> 00:05:32,502
انقدر سرشناس و فوق‌العاده‌م

68
00:05:32,502 --> 00:05:33,622
حتی اونم به من حسودی میکنه

69
00:05:35,022 --> 00:05:35,942
فهمیدم

70
00:05:36,102 --> 00:05:37,743
پدر، دیگه باید برگردیم

71
00:05:37,743 --> 00:05:39,062
پاهام دیگه از ترس دارن میلرزن

72
00:05:39,303 --> 00:05:41,622
بانو چنگ، ژنرال چنگ
لطفا بایستین

73
00:05:49,142 --> 00:05:51,783
ارباب جوان همین الان نصفی از یه آویز یشم رو
پیدا کردن

74
00:05:52,062 --> 00:05:54,062
فکر میکنن حتما شما اتفاقی انداخته باشیدش

75
00:05:54,542 --> 00:05:56,823
ولی هرچقدر گشتن
نتونستن نصف دیگه‌ش رو پیدا کنن

76
00:05:57,062 --> 00:05:57,823
پس

77
00:05:57,942 --> 00:06:00,263
ازتون خواستن برگردین و دنبالش بگردین

78
00:06:01,343 --> 00:06:02,383
الان میرم تا پیداش کنم

79
00:06:08,062 --> 00:06:10,423
شنیدیم شما توانایی زیادی دارین

80
00:06:10,423 --> 00:06:12,263
و اینکه میتونین همزمان با ده نفر
بجنگین

81
00:06:12,423 --> 00:06:13,223
همه‌ی ما میخوایم

82
00:06:13,223 --> 00:06:15,343
ازتون درخواست کنیم تا درمورد این موضوع
بهمون چندتا توصیه کنین

83
00:06:16,783 --> 00:06:17,823
ژنرال لیانگ

84
00:06:18,462 --> 00:06:19,903
یه سری مسائل هست که باید توی خونه
بهشون رسیدگی کنم

85
00:06:20,183 --> 00:06:20,903
بیاین یه روز دیگه رو براش بذاریم

86
00:06:21,062 --> 00:06:21,903
یه روز دیگه انجامش میدیم

87
00:06:23,423 --> 00:06:24,263
نیائو نیائو

88
00:06:24,383 --> 00:06:25,823
خیلی مراقب خودت باش

89
00:06:27,863 --> 00:06:28,783
از پسش برمیای

90
00:06:42,863 --> 00:06:44,502
شما منو با آویز یشم تهدید کردین

91
00:06:45,102 --> 00:06:46,183
ژنرال لینگ، یه مرد نجیب

92
00:06:46,383 --> 00:06:47,823
اینطوری رفتار نمیکنه

93
00:06:52,823 --> 00:06:54,183
یعنی واقعا انقدر از من میترسین؟

94
00:06:55,142 --> 00:06:56,223
مجبور بودین پدرتون رو با خودتون بیارین

95
00:06:56,823 --> 00:06:58,423
تا برای دیدن من
شجاعتتون رو بالا ببرین؟

96
00:07:02,542 --> 00:07:04,022
زخم قدیمی من بخاطر شما
 دوباره سر باز کرده

97
00:07:05,183 --> 00:07:06,982
بازم برای اومدن و دیدن من
بی‌میل هستین

98
00:07:08,982 --> 00:07:10,823
ژنرال لینگ
زخمتون هنوز درد میکنه؟

99
00:07:11,383 --> 00:07:12,662
فقط میپرسین درد میکنه یا نه

100
00:07:14,102 --> 00:07:16,062
نمیخواین بپرسین که روی تیراندازی و اسب‌سواریم
تاثیری داشته یا نه؟

101
00:07:17,343 --> 00:07:18,343
همین که درد نکنه خیلی خوبه

102
00:07:18,942 --> 00:07:20,383
سوار اسب شدن و

103
00:07:20,703 --> 00:07:21,942
کشیدن زه کمان مگه مهمه؟

104
00:07:22,783 --> 00:07:23,903
وقتی توی شهرستان هوآ بودیم

105
00:07:25,102 --> 00:07:26,383
فقط میپرسیدین که

106
00:07:27,183 --> 00:07:28,263
درد دارم یا نه

107
00:07:31,062 --> 00:07:32,582
واقعا آدم خاصی هستین

108
00:07:35,783 --> 00:07:36,542
ارباب جوان

109
00:07:41,383 --> 00:07:42,183
ارباب جوان

110
00:07:42,183 --> 00:07:43,542
ولیعهد دارن شاهدخت یوچانگ رو
به اینجا میارن

111
00:07:43,542 --> 00:07:44,743
تا شما رو ببینن

112
00:07:45,982 --> 00:07:47,102
شاهدخت یوچانگ؟

113
00:07:51,783 --> 00:07:53,223
چرا داره میاد اینجا؟

114
00:07:54,582 --> 00:07:55,622
من که باهاش صمیمی نیستم

115
00:07:57,383 --> 00:07:59,542
مگه بیشتر وقتا نمیان اینجا؟

116
00:07:59,783 --> 00:08:01,383
همه توی پایتخت میدونن که

117
00:08:01,383 --> 00:08:02,502
ایشون به شما علاقه دارن

118
00:08:10,423 --> 00:08:11,142
اونقدرا هم

119
00:08:12,343 --> 00:08:13,863
زیاد نمیان اینجا

120
00:08:27,823 --> 00:08:28,703
ژنرال لینگ

121
00:08:28,942 --> 00:08:30,102
حالا که مهمون دارین

122
00:08:30,343 --> 00:08:31,383
من دیگه باید برم

123
00:08:31,542 --> 00:08:32,502
...درمورد آویز یشمم

124
00:08:32,502 --> 00:08:33,863
عالیجناب
ولیعهد تشریف آوردن

125
00:08:34,062 --> 00:08:34,823
زی شنگ

126
00:08:44,183 --> 00:08:46,062
سلام عرض میکنم، ولیعهد

127
00:08:46,622 --> 00:08:47,662
زی شنگ، میتونی این تشریفات رو بذاری کنار

128
00:08:48,022 --> 00:08:49,542
شان جیان گفت بدجور صدمه دیدی

129
00:08:49,542 --> 00:08:50,662
بخاطر همین اومدم بهت سر بزنم

130
00:08:53,383 --> 00:08:55,343
شائو شانگ رو دیدم که خیلی مضطرب بود

131
00:08:55,343 --> 00:08:56,903
بخاطر همین فکر کردم بدجور صدمه دیدین

132
00:08:57,982 --> 00:08:58,903
ژنرال لینگ

133
00:08:59,263 --> 00:09:00,703
امیدوارم مزاحمتون نشده باشم

134
00:09:01,502 --> 00:09:02,662
اگه بگم مزاحمین

135
00:09:03,423 --> 00:09:04,622
دیگه نمیاین؟

136
00:09:05,102 --> 00:09:06,823
شان جیان فقط نگرانتون بود

137
00:09:07,183 --> 00:09:09,183
راستش هممون نگرانت بودیم

138
00:09:09,383 --> 00:09:10,502
مخصوصا یوچانگ

139
00:09:10,502 --> 00:09:12,022
از نگرانی نمیتونست بخوابه

140
00:09:18,462 --> 00:09:19,783
این بانوی جوان کی هستن؟

141
00:09:21,662 --> 00:09:23,703
من دختر مرزبان چولینگ هستم
و اسمم چنگ شائو شانگه

142
00:09:23,942 --> 00:09:24,942
سلام عرض میکنم، ولیعهد

143
00:09:26,582 --> 00:09:27,383
اون بانو چنگ چهارمه که

144
00:09:27,383 --> 00:09:29,903
وصلتش با خاندان لو رو به هم زد

145
00:09:33,542 --> 00:09:34,582
شائو شانگ

146
00:09:34,783 --> 00:09:35,863
بعد از اینکه ازدواجت به هم خورد

147
00:09:35,863 --> 00:09:37,263
هرروز نگرانت بودم

148
00:09:37,542 --> 00:09:38,743
اومدی زی شنگ رو ببینی

149
00:09:39,022 --> 00:09:41,022
چون یه انگیزه‌ی درونی داشتی؟

150
00:09:41,022 --> 00:09:42,383
امروز اومدم دیدن ژنرال لینگ

151
00:09:42,863 --> 00:09:44,462
تا ازشون برای نجات جونم تشکر کنم

152
00:09:44,783 --> 00:09:45,703
اگه حرفمو باور نداری

153
00:09:46,223 --> 00:09:47,383
میتونی از خودشون بپرسی

154
00:09:48,383 --> 00:09:49,223
درست میگن

155
00:09:51,343 --> 00:09:52,582
بخاطر ایشون زخمی شدم

156
00:09:56,303 --> 00:09:58,343
میترسم یه نفر تشکر رو بهونه کرده باشه

157
00:09:58,343 --> 00:09:59,622
تا بی‌شرمانه خودش رو نزدیک کنه

158
00:09:59,902 --> 00:10:01,822
و خودشو بندازه به یه نفر

159
00:10:01,822 --> 00:10:04,103
کی باعث شد پل بریزه
فقط بخاطر اینکه ژنرال لینگ رو ببینن

160
00:10:04,103 --> 00:10:05,143
ولی آخرشم افتادن توی دریاچه

161
00:10:05,943 --> 00:10:06,983
کی داره خودشو میندازه به کسی؟

162
00:10:07,263 --> 00:10:08,103
کی اینجا بی‌شرمه؟

163
00:10:12,702 --> 00:10:14,822
من امروز بانو چنگ رو به عمارتم
دعوت کردم

164
00:10:15,622 --> 00:10:16,782
مشکلیه؟

165
00:10:23,143 --> 00:10:24,023
ولی اونم

166
00:10:24,023 --> 00:10:26,183
با مردهای دیگه ملاقات‌های مخفیانه داشته

167
00:10:27,143 --> 00:10:28,263
ندیمه‌م توی یه جای خلوت

168
00:10:28,423 --> 00:10:31,383
کنار دکه‌ی چنگ
دیدشون

169
00:10:31,742 --> 00:10:33,902
میگفت ظاهر و اندامش مثل لو یائو یا پدرت

170
00:10:34,303 --> 00:10:35,183
نبود

171
00:10:35,183 --> 00:10:36,183
داری پرت و پلا میگی

172
00:10:48,862 --> 00:10:49,742
بانو وانگ

173
00:10:50,383 --> 00:10:52,782
اون مرد حتما من بودم

174
00:10:55,183 --> 00:10:56,742
بانو چنگ سوم هم اونجا بودن

175
00:10:57,183 --> 00:10:58,502
ولی نیومدن چون کار داشتن

176
00:10:59,303 --> 00:11:01,103
یه پیامی رو از طرف استادم میخواستم برسونم

177
00:11:01,263 --> 00:11:03,303
بخاطر همین از شائو شانگ خواستم بهم
یه لطفی کنه

178
00:11:03,943 --> 00:11:04,983
مشکلی داره؟

179
00:11:06,662 --> 00:11:07,702
بعضی آدما فکر میکنن

180
00:11:08,383 --> 00:11:10,023
همه‌ی مردها و زن‌ها
 رفتارهاشون غیراخلاقیه

181
00:11:10,702 --> 00:11:11,862
کافر همه را به کیش خود پندارد

182
00:11:12,462 --> 00:11:13,582
اگه چیز شرم‌آوری

183
00:11:13,782 --> 00:11:15,008
بین من و جناب یوآن باشه

184
00:11:15,033 --> 00:11:17,063
ترجیح میدم لحظه‌ای که میرم بیرون
یه کجاوه بزنه بهم و بمیرم

185
00:11:21,383 --> 00:11:22,263
ژنرال لینگ

186
00:11:22,542 --> 00:11:24,303
مراقب خودتون باشین
من دیگه میرم

187
00:11:29,542 --> 00:11:32,023
این مسئله مربوط به آبروی طایفه یوآنه

188
00:11:32,542 --> 00:11:33,274
یه روزی رو انتخاب میکنم تا

189
00:11:33,299 --> 00:11:35,223
ژنرال ارتش سواره نظام رو ببینم و
ازشون توضیح بخوام

190
00:11:35,582 --> 00:11:36,383
خدا نگهدار

191
00:11:41,183 --> 00:11:42,502
بانو وانگ، شما به
مهمونِ متشخص من

192
00:11:42,502 --> 00:11:43,742
توی عمارت من
توهین کردین

193
00:11:44,143 --> 00:11:45,502
قصد دارین

194
00:11:45,742 --> 00:11:47,103
از الان به بعد اون روی منو ببینین؟

195
00:11:47,702 --> 00:11:48,303
...من

196
00:11:48,502 --> 00:11:50,542
زی شنگ، فقط سوءتفاهم پیش اومده

197
00:11:50,902 --> 00:11:51,702
زی شنگ

198
00:11:51,702 --> 00:11:53,582
از طبیب سون خواستی زخم‌هات رو معاینه کنه؟

199
00:11:53,582 --> 00:11:54,383
لازم نیست

200
00:11:55,622 --> 00:11:57,183
اینکه من آسیب ببینم، مهم نیست

201
00:11:57,622 --> 00:11:58,742
ولیعهد، به نظرم شما

202
00:11:58,742 --> 00:11:59,943
باید از طبیب سون بخواین

203
00:11:59,943 --> 00:12:01,423
وضعیت بانو وانگ رو بررسی کنن

204
00:12:02,063 --> 00:12:03,542
ازشون بخواین از نظر نابینایی

205
00:12:03,943 --> 00:12:05,183
چشماشون رو معاینه کنن

206
00:12:05,502 --> 00:12:06,742
اگه درمانشون نکنن
نابینا میشن

207
00:12:08,023 --> 00:12:08,862
نگهبان

208
00:12:09,702 --> 00:12:10,542
مهمون‌ها رو ببرید بیرون

209
00:12:10,662 --> 00:12:11,423
...شما

210
00:12:20,943 --> 00:12:22,742
نباید این کارو کنی

211
00:12:22,902 --> 00:12:25,103
همشون از اقوامن
نباید ناراحت بشی

212
00:12:25,343 --> 00:12:26,183
...تو

213
00:12:27,183 --> 00:12:28,143
...زی شنگ، من

214
00:12:42,360 --> 00:12:46,360
(عمارت لینگ)

215
00:12:46,822 --> 00:12:48,383
کجا دارین میرید، برادر بزرگ؟

216
00:12:48,383 --> 00:12:49,782
چی شده؟

217
00:12:49,983 --> 00:12:52,702
آشفته به نظر میرسین و
انگار بی اعصابین

218
00:12:53,143 --> 00:12:54,662
یوچانگ از دست زی شنگ
دلش شکست

219
00:12:54,782 --> 00:12:55,902
میترسم کار احمقانه‌ای کنه

220
00:12:56,343 --> 00:12:57,343
تو اول برو تو

221
00:12:57,383 --> 00:12:58,303
من میرم دنبالش

222
00:13:10,240 --> 00:13:12,080
(عمارت لینگ)

223
00:13:14,103 --> 00:13:15,902
حالا که چی پسر بزرگتره؟

224
00:13:16,542 --> 00:13:19,622
حتی وقتی لباس سلطنتی هم میپوشه
بازم بهش نمیخوره ولیعهد باشه

225
00:13:36,383 --> 00:13:38,622
عالیجناب
ارباب جوان همین الان برای استراحت رفتن

226
00:13:38,742 --> 00:13:40,263
لطفا اجازه بدین اومدنتون رو بهشون اطلاع بدم

227
00:13:41,622 --> 00:13:42,702
حالا که تازه رفته استراحت کنه

228
00:13:42,902 --> 00:13:44,183
پس نمیریم دیدنش

229
00:13:44,622 --> 00:13:46,702
عمو مقداری گیاه داروییِ باکیفیت
گرفتن

230
00:13:46,702 --> 00:13:48,462
لطفا بجوشونیدش
و بدید زی شنگ معجونش رو بخوره

231
00:13:48,862 --> 00:13:49,622
اطاعت

232
00:14:28,983 --> 00:14:30,662
بالاخره برگشتی

233
00:14:33,423 --> 00:14:35,023
پونزده سال دیر کردی

234
00:14:41,542 --> 00:14:42,782
من

235
00:14:43,343 --> 00:14:45,862
فرستاده ارتش خاندان هو، هان وو

236
00:14:46,782 --> 00:14:49,343
به ارباب جوان ادای احترام میکنم

237
00:14:51,023 --> 00:14:52,263
وقتی زنده بودی

238
00:14:53,462 --> 00:14:55,023
چرا خودتو نشون ندادی؟

239
00:14:55,742 --> 00:14:57,303
حتی صبر کردی تا ما دنبالت بگردیم

240
00:14:57,742 --> 00:14:59,303
جرم فرار از ارتش هو رو

241
00:14:59,662 --> 00:15:00,862
میدونی؟

242
00:15:01,943 --> 00:15:03,383
بله، میدونم

243
00:15:04,582 --> 00:15:06,542
ژنرال لینگ، هر مجازاتی رو که

244
00:15:06,542 --> 00:15:08,023
برای من درنظر بگیرین، اطاعت میکنم

245
00:15:08,542 --> 00:15:11,423
هیچوقت نمیخواستم کاری کنم که
شما دنبالم بگردین

246
00:15:11,742 --> 00:15:13,862
وقتی اون سال به شهر گو حمله شد

247
00:15:14,462 --> 00:15:16,462
تونستم جون سالم به در ببرم

248
00:15:16,943 --> 00:15:19,023
قصد داشتم به سربازهامون
دسترسی پیدا کنم

249
00:15:19,343 --> 00:15:21,902
و برم پایتخت و
همه چیز رو به اعلیحضرت گزارش کنم

250
00:15:22,383 --> 00:15:24,383
ولی هر سری هویتم رو فاش میکردم

251
00:15:24,383 --> 00:15:26,983
تمام سربازهایی که باهاشون ارتباط برقرار کرده بودم
کشته میشدن

252
00:15:27,183 --> 00:15:30,502
فقط میتونستم هویتم رو مخفی کنم و
توی بازار پرسه بزنم و خودمو قاطی مردم کنم

253
00:15:31,023 --> 00:15:33,702
تا وقتی که ژنرال لیانگ پیدام کردن

254
00:15:36,023 --> 00:15:37,782
ژنرال لینگ

255
00:15:39,902 --> 00:15:42,303
شما صحیح و سالمین

256
00:15:53,143 --> 00:15:54,023
بگو ببینم

257
00:15:55,103 --> 00:15:56,702
روزی که شهر گو شکست خورد

258
00:15:57,143 --> 00:15:59,103
و ارتش هو نابود شد

259
00:16:00,502 --> 00:16:01,662
کجا بودی؟

260
00:16:02,143 --> 00:16:04,263
اون موقع توی شهر نبودم

261
00:16:04,742 --> 00:16:06,822
ژنرال منو فرستادن دنبال نیروی کمکی

262
00:16:07,943 --> 00:16:09,582
ژنرال لینگ، شما خبر نداشتین

263
00:16:09,862 --> 00:16:11,063
اون سال یه نفر

264
00:16:11,143 --> 00:16:12,343
تسلیحات دژ شهر گو رو

265
00:16:12,782 --> 00:16:14,383
با تسلیحات کیفیت‌پایین
معاوضه کرده بود

266
00:16:14,383 --> 00:16:15,542
مقاومت جلوی حمله‌ی دشمن
سخت بود

267
00:16:15,742 --> 00:16:17,542
ژنرال هو چاره‌ای نداشتن جز اینکه
من و

268
00:16:17,542 --> 00:16:18,662
یکی دیگه از سربازها رو بفرستن

269
00:16:18,662 --> 00:16:21,183
تا از نظامیان طایفه‌ی یوئه که
همون نزدیکیا مستقر بودن و

270
00:16:21,183 --> 00:16:23,542
از ارتش حاکم چیان‌آن
نیروی کمکی بخوایم

271
00:16:25,223 --> 00:16:26,343
ولی کی فکرشو میکرد

272
00:16:26,782 --> 00:16:28,423
که قبل از رسیدن نیروی کمکی

273
00:16:30,582 --> 00:16:32,622
شهر گو سقوط کنه

274
00:16:38,702 --> 00:16:40,862
اون روز بیرون شهر گو
یه هاله خیلی بدی توی هوا بود

275
00:16:41,822 --> 00:16:44,622
ارتش یوئه و حاکم چیان‌آن نتونستن
از مه عبور کنن و رد بشن

276
00:16:46,742 --> 00:16:47,782
بخاطر همین

277
00:16:49,742 --> 00:16:51,502
نیروی کمکی 3 روز دیر کرد

278
00:16:51,702 --> 00:16:53,143
شنیدم

279
00:16:53,582 --> 00:16:54,862
اون سال مرزبان یوئه

280
00:16:54,943 --> 00:16:57,183
یه گروه سرباز اعزام کردن
تا درمورد اون بخار بدبو تحقیق کنن

281
00:16:57,183 --> 00:16:58,822
ولی همشون مُردن

282
00:16:59,423 --> 00:17:00,742
ولی بعدش یه نفر دید که

283
00:17:01,702 --> 00:17:03,423
اسب‌هایی که اون روز اعزام شده بودن

284
00:17:03,902 --> 00:17:06,383
توی سربازخونه سروکله‌شون پیدا شد

285
00:17:07,782 --> 00:17:09,423
اگه اون بخار بدبو سمی بوده

286
00:17:09,423 --> 00:17:13,183
چرا اسب‌ها جون سالم به در بردن
درحالی که اون افراد مُردن؟

287
00:17:18,902 --> 00:17:19,943
داری میگی که

288
00:17:22,183 --> 00:17:23,943
اون بخار بدبو سمی نبوده؟

289
00:17:25,582 --> 00:17:26,542
الان نمیتونم با قاطعیت جواب بدم

290
00:17:26,782 --> 00:17:28,423
فقط به نظرم مشکوکه

291
00:17:30,023 --> 00:17:32,143
یه چیز دیگه هست که به نظرم حتی
مشکوک‌تر از اونه

292
00:17:33,063 --> 00:17:34,502
بعد از اینکه اون بخار بدبو پخش شد

293
00:17:34,702 --> 00:17:35,702
طبیب‌های ارتش

294
00:17:35,862 --> 00:17:38,023
رفتن جنگل تا جسدها رو بررسی کنن
و گزارش بدن

295
00:17:38,423 --> 00:17:39,622
اما

296
00:17:40,902 --> 00:17:42,423
بعدش اون طبیب‌های ارتش

297
00:17:43,303 --> 00:17:44,822
ناپدید شدن

298
00:17:47,983 --> 00:17:48,902
ژنرال لینگ

299
00:17:49,103 --> 00:17:51,423
میخوام بفهمم چه اتفاقی برای این
طبیب‌ها افتاد

300
00:17:51,983 --> 00:17:53,822
اگه زنده باشن

301
00:17:54,103 --> 00:17:56,023
شاید بتونیم چندتا سرنخ پیدا کنیم

302
00:17:57,462 --> 00:17:58,303
بسیار خب

303
00:17:59,902 --> 00:18:01,862
ممنونم، ارباب جوان

304
00:18:11,983 --> 00:18:13,902
یه داستان عاشقونه درمورد

305
00:18:14,343 --> 00:18:17,063
یه زن و مردی که فقط جلوی

306
00:18:17,063 --> 00:18:19,183
ورودی دکه‌ی چنگ وایساده بودن
ساخته شده

307
00:18:20,063 --> 00:18:22,983
ولی زی شنگ ما یه دختر رو نجات داده

308
00:18:23,263 --> 00:18:24,742
و زخم قدیمیش دوباره عود کرده

309
00:18:25,103 --> 00:18:26,862
پس چرا این آدمای خبرچین

310
00:18:27,023 --> 00:18:29,902
این داستان قهرمانانه‌ش رو
دهن به دهن پخش نکردن بین همه؟

311
00:18:30,502 --> 00:18:31,782
...در غیر این صورت، چرا

312
00:18:31,782 --> 00:18:33,343
این حرفایی که سر زبون‌ها میفتن

313
00:18:33,662 --> 00:18:35,983
اکثرا شایعات بی‌اساسن

314
00:18:37,303 --> 00:18:39,423
ولی بدونِ این شایعات بی‌اساس

315
00:18:40,023 --> 00:18:42,862
چطوری میتونم از موقعیت استفاده کنم و
کاری کنم ازدواج کنن؟

316
00:18:43,502 --> 00:18:45,103
خیلی ساله که
ازدواج زی شنگ رو

317
00:18:45,462 --> 00:18:46,943
عقب انداختیم

318
00:18:47,103 --> 00:18:47,943
اعلیحضرت

319
00:18:50,383 --> 00:18:52,822
زی شنگ خودش برای خودش فکرایی داره

320
00:18:53,143 --> 00:18:54,782
لازم نیست شما نگران باشین

321
00:18:55,263 --> 00:18:57,063
ولی شاهدخت پنجم کل روز فقط داره میگه

322
00:18:57,183 --> 00:19:00,223
میخواد مثل زی شنگ ازدواج نکنه و
آزاد و راحت

323
00:19:00,223 --> 00:19:01,983
زندگی کنه

324
00:19:02,502 --> 00:19:03,383
مسخره‌س

325
00:19:05,063 --> 00:19:05,943
یه مرد جوون

326
00:19:06,183 --> 00:19:08,622
قبل از اینکه خانواده تشکیل بده
روی کارش تمرکز میکنه

327
00:19:09,023 --> 00:19:10,343
یه بانوی جوون چرا باید

328
00:19:10,343 --> 00:19:12,023
از ازدواج کردن طفره بره؟

329
00:19:12,223 --> 00:19:13,183
اگه سنش بره بالاتر

330
00:19:13,822 --> 00:19:14,943
شایعاتی که می‌پیچه

331
00:19:14,943 --> 00:19:16,983
انقدر بَدن که اصلا نمیشه شنیدشون

332
00:19:16,983 --> 00:19:17,862
درست میگین

333
00:19:18,143 --> 00:19:19,103
اصلا اون به کنار

334
00:19:19,263 --> 00:19:20,782
دختر خاندان چنگ رو ببین

335
00:19:21,183 --> 00:19:23,263
اون وصلتش با خاندان لو رو
محض خاطر وفاداری

336
00:19:23,702 --> 00:19:25,263
به هم زد

337
00:19:25,462 --> 00:19:27,063
!ولی بقیه فقط براش شایعه پخش میکنن

338
00:19:27,423 --> 00:19:29,702
اگه شاهدخت پنجم ازدواج نکنه

339
00:19:30,143 --> 00:19:31,902
مردم درموردش

340
00:19:31,943 --> 00:19:33,303
چی میگن؟

341
00:19:34,782 --> 00:19:36,183
من فقط بخاطر خودش

342
00:19:36,183 --> 00:19:37,502
دستور دادم ازدواج کنه

343
00:19:38,343 --> 00:19:39,502
حیف که بیشتر بچه‌ها

344
00:19:39,983 --> 00:19:42,702
نمیدونن توی دل پدر و مادراشون چی میگذره

345
00:19:45,502 --> 00:19:46,502
توی این دنیا

346
00:19:47,143 --> 00:19:48,383
همیشه بدگویی‌ها

347
00:19:48,662 --> 00:19:49,702
درمورد زن‌ها

348
00:19:50,343 --> 00:19:51,782
تندتر و زننده‌تره

349
00:19:53,462 --> 00:19:54,782
ازش نمیخوام ازدواج کنه
 و بره یه جای دور

350
00:19:55,223 --> 00:19:56,742
اتحاد با ازدواج

351
00:19:57,023 --> 00:19:58,423
بین طایفه یوئه و شوآن

352
00:19:58,542 --> 00:20:00,622
با طایفه وون مرتبطه

353
00:20:00,862 --> 00:20:02,502
هرچقدرم ناسازگاری‌ها بد باشن

354
00:20:02,502 --> 00:20:03,662
ما بازم خانواده‌ایم

355
00:20:03,782 --> 00:20:06,902
کجای این انقدر بده که
با جانشین مرزبان یوئه ازدواج کنه؟

356
00:20:07,423 --> 00:20:10,303
همیشه با زی شنگ با صبوری رفتار میکنین

357
00:20:10,943 --> 00:20:12,143
شاهدخت پنجم لجبازه

358
00:20:12,622 --> 00:20:13,343
اعلیحضرت

359
00:20:13,622 --> 00:20:16,143
باید با مهربونی متقاعدش کنین

360
00:20:16,782 --> 00:20:18,063
چون مدیون هو هستم

361
00:20:18,742 --> 00:20:20,983
مراقب زی شنگم

362
00:20:21,582 --> 00:20:23,263
ولی اون دختر خودمه

363
00:20:23,782 --> 00:20:24,782
چطور میتونن یکی باشن؟

364
00:20:27,183 --> 00:20:28,303
فقط اینکه

365
00:20:28,423 --> 00:20:31,542
بعد این همه سال زی‌شنگ 
چشمش یه دختر رو گرفته

366
00:20:31,822 --> 00:20:34,542
معلومه که باید تلاش کنم تا
اونا رو به همدیگه برسونم

367
00:20:35,343 --> 00:20:38,063
برنامه‌تون برای به هم رسوندنشون
چیه؟

368
00:20:50,622 --> 00:20:51,423
باید

369
00:20:52,063 --> 00:20:53,423
بانو چنگ رو دعوت کنم

370
00:20:54,063 --> 00:20:55,822
بیاد قصر

371
00:20:57,572 --> 00:21:37,172
<b>༺༻༺༻ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ༺༻༺༻
 ༺༻ ProMovie.ir ༺༻</b>

372
00:21:39,983 --> 00:21:41,263
هنوز برای خوردن اشتها داری

373
00:21:43,902 --> 00:21:46,542
این وقت صبح فرمان رو دریافت کردیم و
با عجله حرکت کردیم تا بریم قصر

374
00:21:46,983 --> 00:21:48,782
حتی صبحونه‌م هم نخوردم

375
00:21:49,063 --> 00:21:50,223
چرا اشتهام رو از دست بدم آخه؟

376
00:21:54,582 --> 00:21:55,502
بگو ببینم

377
00:21:56,023 --> 00:21:57,902
وقتی اون روز رفتی دیدن لینگ بویی

378
00:21:58,183 --> 00:22:00,143
اشتباهی ازت سر زد؟

379
00:22:01,223 --> 00:22:02,782
نه، هیچ اشتباهی نکردم

380
00:22:03,662 --> 00:22:04,822
پدر هم باهام بودن

381
00:22:05,462 --> 00:22:06,343
من که

382
00:22:06,622 --> 00:22:09,103
توی نیمه‌ی دوم باهات نبودم
پس از کجا بدونم؟

383
00:22:10,582 --> 00:22:11,902
فقط متوجه شدم که

384
00:22:11,902 --> 00:22:14,303
لینگ بویی اون روز زیاد خوشحال
به نظر نمیرسید

385
00:22:15,263 --> 00:22:16,143
...یعنی ممکنه که

386
00:22:17,782 --> 00:22:19,223
موندم فرمان اعلیحضرت

387
00:22:20,303 --> 00:22:22,103
چیز خوبیه یا بده

388
00:22:23,902 --> 00:22:25,383
به هرحال اگه بد هم باشه
نمیتونیم فرار کنیم

389
00:22:25,502 --> 00:22:26,782
نگرانی چه فایده‌ای داره؟

390
00:22:27,343 --> 00:22:29,383
اول باید چندتا قانون نجات‌بخش
بهت یاد بدم

391
00:22:29,943 --> 00:22:32,023
بعد از اینکه وارد قصر شدیم و
خاندان سلطنتی رو دیدی

392
00:22:32,023 --> 00:22:33,263
باید زانو بزنی و بهشون درود بفرستی

393
00:22:33,662 --> 00:22:35,462
برای اعلیحضرت آرزوی یه زندگی طولانی

394
00:22:35,902 --> 00:22:37,622
و برای علیاحضرت آرزوی سلامتی کن

395
00:22:37,902 --> 00:22:39,983
اول باید اسم و مقام پدرت رو بگی

396
00:22:40,223 --> 00:22:41,943
بعدش اسم خودت رو بگی

397
00:22:44,502 --> 00:22:45,902
فهمیدی؟

398
00:22:53,742 --> 00:22:56,103
(اگه الان بهم یاد بدین، یادم نمیمونه که)

399
00:22:56,343 --> 00:22:57,662
(چرا زودتر بهم یاد ندادین؟)

400
00:22:57,943 --> 00:22:58,702
(الان پشیمونی دیگه دیره)

401
00:23:22,702 --> 00:23:24,702
انقدر اطراف رو دید نزن

402
00:23:28,223 --> 00:23:30,423
توی خونه میتونی نافرمانی کنی

403
00:23:30,702 --> 00:23:33,462
وقتی توی قصری
نباید اینطوری رفتار کنی

404
00:23:33,902 --> 00:23:35,983
وگرنه خاندان چنگ رو هم درگیر این کارهات میکنی و

405
00:23:37,702 --> 00:23:39,462
زندگی همه رو به خطر میندازی

406
00:23:40,143 --> 00:23:41,462
میفهمی؟

407
00:24:02,383 --> 00:24:03,263
میتونیم پیاده بشیم

408
00:24:19,822 --> 00:24:21,742
بانوان خاندان چنگ لازم نیست از کجاوه
پیاده بشن

409
00:24:21,862 --> 00:24:23,423
اعلیحضرت فرمودن

410
00:24:23,423 --> 00:24:24,622
بانوان تند راه نمیرن

411
00:24:24,622 --> 00:24:26,502
و خیلی طول میکشه تا به تالار شوآن مینگ برسن

412
00:24:27,183 --> 00:24:29,383
پس میتونن کل مسیر تا تالار شوآن مینگ رو
با کجاوه بیان

413
00:24:30,822 --> 00:24:31,742
اینطوری بهتر شد

414
00:24:32,383 --> 00:24:33,502
با کجاوه بریم؟

415
00:24:34,423 --> 00:24:35,265
اونم کل راه؟

416
00:24:35,290 --> 00:24:39,679
<font color="#ff3b31">با کجاوه توی قصر رفتن فقط نصیب
فامیلای درجه 1 امپراطوری یا نورچشمیها میشه</font>

417
00:25:27,742 --> 00:25:28,462
این حقیر

418
00:25:28,542 --> 00:25:29,502
همسر این حقیر

419
00:25:32,502 --> 00:25:33,303
دختر این حقیر

420
00:25:33,902 --> 00:25:36,702
به اعلیحضرت و علیاحضرت درود میفرستم-
به اعلیحضرت و علیاحضرت درود میفرستم-

421
00:25:36,702 --> 00:25:39,303
برای اعلیحضرت عمری طولانی آرزومندم-
برای اعلیحضرت عمری طولانی آرزومندم-

422
00:25:39,303 --> 00:25:41,742
برای علیاحضرت سلامتی آرزومندم-
برای علیاحضرت سلامتی آرزومندم-

423
00:25:50,343 --> 00:25:51,183
بلند بشید

424
00:25:51,702 --> 00:25:52,582
میتونین بشینین

425
00:25:54,782 --> 00:25:56,542
سپاسگزارم، اعلیحضرت-
سپاسگزارم، اعلیحضرت-

426
00:26:03,223 --> 00:26:04,263
داری به چی نگاه میکنی؟

427
00:26:06,383 --> 00:26:07,902
این چراغ خیلی بزرگه

428
00:26:08,983 --> 00:26:09,702
هیچوقت

429
00:26:09,702 --> 00:26:11,343
خونه‌ای که انقدر خوب ساخته شده باشه
ندیده بودم

430
00:26:11,343 --> 00:26:12,383
اولین بارمه که میبینم

431
00:26:12,582 --> 00:26:13,822
بخاطر همین سختمه
 که دوستش نداشته باشم

432
00:26:20,383 --> 00:26:21,223
بشین

433
00:26:29,983 --> 00:26:31,782
برای من و خانواده‌م باعث افتخاره که

434
00:26:32,023 --> 00:26:34,063
به حضور شما فراخونده شدیم

435
00:26:34,983 --> 00:26:36,742
افسر چنگ
میتونی این تشریفات رو بذاری کنار

436
00:26:37,782 --> 00:26:38,662
اخیرا

437
00:26:38,782 --> 00:26:39,902
مجبور شدی محض خاطر همه
با خاندان لو

438
00:26:40,462 --> 00:26:42,502
به توافق برسین
 و وصلت رو به هم بزنین

439
00:26:42,902 --> 00:26:43,662
من

440
00:26:43,902 --> 00:26:45,622
هنوز برای این کار از شما و

441
00:26:46,023 --> 00:26:47,303
خانواده‌تون تمجید نکردم

442
00:26:47,782 --> 00:26:50,943
ژنرال هه و خاندانش در راه کشور
جونشون رو از دست دادن

443
00:26:51,143 --> 00:26:54,423
خاندان من از این اخلاق نیکوشون
کاملا تحت تاثیر قرار گرفتیم

444
00:26:54,662 --> 00:26:57,622
پس تصمیم گرفتیم آرزوی لحظه‌ی مرگ ژنرال هه رو
برآورده کنیم

445
00:26:57,822 --> 00:26:59,343
لازم نبود باهم به توافق برسیم

446
00:26:59,542 --> 00:27:01,023
خیلی متواضعی، افسر چنگ

447
00:27:01,263 --> 00:27:02,183
بازم

448
00:27:02,662 --> 00:27:04,862
باید بهتون پاداش بدم

449
00:27:06,423 --> 00:27:07,303
ایشون

450
00:27:07,782 --> 00:27:09,143
باید دخترت باشن، درسته؟

451
00:27:12,143 --> 00:27:12,862
بله

452
00:27:14,822 --> 00:27:15,822
بیا نزدیکتر

453
00:27:16,423 --> 00:27:19,183
بذار من و علیاحضرت
از نزدیک ببینیمت

454
00:27:30,423 --> 00:27:31,702
دارم ازت میخوام بیای نزدیکتر بشینی

455
00:27:31,702 --> 00:27:32,822
اگه خیلی دور نشسته باشی

456
00:27:33,223 --> 00:27:34,383
چطوری میتونیم صحبت کنیم؟

457
00:27:38,742 --> 00:27:39,782
تکون نخور

458
00:27:46,983 --> 00:27:48,423
بذارش زمین
بذارش زمین

459
00:28:13,983 --> 00:28:15,303
بانو چنگ

460
00:28:16,303 --> 00:28:17,742
...اسمت

461
00:28:19,383 --> 00:28:20,143
...من

462
00:28:26,983 --> 00:28:28,943
اسم این حقیر چنگ شائو شانگه

463
00:28:29,223 --> 00:28:30,502
اسمم رو از نخ گوچین گرفتن

464
00:28:30,943 --> 00:28:32,662
نخ شائو شانگ

465
00:28:33,902 --> 00:28:34,943
شائو شانگ

466
00:28:35,622 --> 00:28:37,103
اسم خیلی خوبیه

467
00:28:38,303 --> 00:28:40,303
امسال چند سالت شد؟

468
00:28:42,702 --> 00:28:45,542
چند ماهه که 15 سالم شده

469
00:28:45,782 --> 00:28:46,822
بگو ببینم

470
00:28:46,983 --> 00:28:48,502
بعد از اینکه وصلتت با

471
00:28:49,143 --> 00:28:50,183
پسر طایفه لو رو به هم زدین

472
00:28:50,582 --> 00:28:51,782
احساس ناراحتی میکنی؟

473
00:28:52,343 --> 00:28:53,343
اعلیحضرت

474
00:28:54,103 --> 00:28:55,423
احساس ناراحتی میکنم

475
00:28:55,822 --> 00:28:57,742
ولی خانواده‌م هیچوقت نمیخواستن
وصلت رو به هم بزنن

476
00:28:57,983 --> 00:29:00,383
ولی میدونیم چاره‌ای جز این کار
نداشتیم

477
00:29:00,662 --> 00:29:01,742
چرا همچین حرفی میزنی؟

478
00:29:02,822 --> 00:29:03,902
یه جمله‌ای از

479
00:29:03,983 --> 00:29:06,622
یه کتاب خوندم

480
00:29:08,103 --> 00:29:09,542
آسمون و زمین بی‌رحمن

481
00:29:09,943 --> 00:29:11,742
با همه چیز مثل چیزای دور انداختنی
رفتار میکنن

482
00:29:12,383 --> 00:29:13,303
چند ماه قبل

483
00:29:13,303 --> 00:29:15,143
بعد از بحرانی که توی شهرستان هوآ
اتفاق افتاد

484
00:29:15,343 --> 00:29:17,263
و عَموم به روی کار اومد
شاهد عذاب کشیدن‌های مردم بودم

485
00:29:17,502 --> 00:29:18,822
بخاطر همین فکر میکنم

486
00:29:18,983 --> 00:29:20,983
این اتفاق بخاطر این افتاده که
زمین و آسمون

487
00:29:21,223 --> 00:29:22,702
نسبت به جهان
بی‌رحم و بی‌تفاوتن

488
00:29:22,862 --> 00:29:24,423
پس وقتی که به عنوان یه انسان
به دنیا میایم

489
00:29:24,423 --> 00:29:25,902
باید برای کمک کردن به همدیگه

490
00:29:25,902 --> 00:29:27,383
مهربون و درستکار باشیم

491
00:29:27,702 --> 00:29:29,742
اگه بخاطر غرورمون زندگی کنیم

492
00:29:29,902 --> 00:29:31,343
و اشک‌های مردم رو نادیده بگیریم

493
00:29:31,662 --> 00:29:34,143
حیوونی بیش نیستیم

494
00:29:40,263 --> 00:29:43,303
میدونی کدوم حکیم این رو گفته؟

495
00:29:48,542 --> 00:29:49,902
کنفوسیوس درمورد رفتار عادلانه
صحبت کرده

496
00:29:50,183 --> 00:29:51,423
منشیوس درمورد فدا کردن خودمون برای عدالت
صحبت کرده

497
00:29:51,822 --> 00:29:54,063
شون زی میگه طبیعت انسان‌ها شیطانیه

498
00:29:54,423 --> 00:29:56,103
پس این جمله

499
00:29:56,103 --> 00:29:57,462
از این سه نفر نبوده

500
00:29:58,143 --> 00:29:59,502
قانون‌گراها درمورد خوبی‌ها 
و بدی‌ها صحبت کردن

501
00:29:59,502 --> 00:30:00,742
درحالی که یگانه‌گراها
درمورد عشق جهانی صحبت میکنن

502
00:30:00,742 --> 00:30:01,582
اولی فقط

503
00:30:01,742 --> 00:30:03,702
به فواید دنیا اهمیت میداد و

504
00:30:03,983 --> 00:30:05,902
و اهمیتی نمیداد که جهان نیکخواهه یا نه

505
00:30:06,183 --> 00:30:06,902
طرز فکر دومی این بود

506
00:30:07,343 --> 00:30:08,983
که دنیا خیلی خیرخواه و مهربونه

507
00:30:09,423 --> 00:30:10,662
با این حال

508
00:30:10,662 --> 00:30:12,263
مردم باید بیشتر همدیگه رو گرامی
 و عزیز بدونن

509
00:30:12,542 --> 00:30:13,582
پس اونا هم

510
00:30:14,183 --> 00:30:16,183
این جمله رو نگفتن

511
00:30:16,622 --> 00:30:19,423
آخری فیلسوف تائوعه

512
00:30:20,542 --> 00:30:22,023
پس لائوتسه باید کسی باشه که

513
00:30:23,023 --> 00:30:24,383
این جمله رو گفته

514
00:30:24,702 --> 00:30:26,303
چرا به نظرت ژوآنگ زی نگفته؟

515
00:30:28,063 --> 00:30:30,143
هیچوقت طومارهایی که درمورد ژوآنگ زی بود
و مادرم بهم داد

516
00:30:30,143 --> 00:30:31,183
رو نخوندم

517
00:30:32,622 --> 00:30:34,183
بخاطر همین نمیدونم 
چی توش نوشته شده

518
00:30:35,862 --> 00:30:37,383
درست حدس زدی

519
00:30:37,782 --> 00:30:39,263
ولی تفسیرت اشتباه بود

520
00:30:40,023 --> 00:30:41,223
آسمون و زمین بی‌رحمن"

521
00:30:41,423 --> 00:30:42,943
با همه چیز مثل چیزای دور انداختنی
"رفتار میکنن

522
00:30:43,143 --> 00:30:45,015
این معنیش این نیست که بی‌تفاوتن و

523
00:30:45,040 --> 00:30:46,542
با همه چیز مثل چیزای دورانداختنی
رفتار میکنن

524
00:30:47,343 --> 00:30:48,423
بلکه معنیش اینه که

525
00:30:48,622 --> 00:30:51,582
آسمون و زمین با همه چیز
یکسان رفتار میکنن

526
00:30:51,782 --> 00:30:53,943
و کارها روال طبیعی خودش رو طی میکنه

527
00:30:55,582 --> 00:30:57,822
پس معنیش این میشه

528
00:30:57,822 --> 00:30:58,622
منم نمیدونستم

529
00:30:58,622 --> 00:30:59,462
افسر چنگ

530
00:31:00,862 --> 00:31:01,662
تحسین برانگیزه

531
00:31:01,983 --> 00:31:02,782
خیلی خوب

532
00:31:03,063 --> 00:31:04,343
به دخترت آموزش دادی

533
00:31:05,742 --> 00:31:06,902
نه اصلا، اعلیحضرت

534
00:31:07,343 --> 00:31:08,943
همسرم خوب بهش آموزش داده

535
00:31:13,622 --> 00:31:14,423
اعلیحضرت

536
00:31:15,023 --> 00:31:16,502
بخاطر لشکرکشی‌های جنگی

537
00:31:16,502 --> 00:31:18,063
بیشتر از 10 ساله که
خونه نبودیم

538
00:31:18,662 --> 00:31:20,943
بخاطر همین ژنرال و من
نتونستیم به خوبی بهش آموزش بدیم

539
00:31:21,662 --> 00:31:23,862
اعلیحضرت، امیدوارم ما رو ببخشین

540
00:31:26,063 --> 00:31:26,943
شائو شانگ

541
00:31:27,462 --> 00:31:30,662
پدر و مادرت به خاطر کشور
درس خوندنت رو به تاخیر انداختن

542
00:31:30,902 --> 00:31:32,983
میتونم ببینم که چقدر باهوشی

543
00:31:33,742 --> 00:31:35,462
ژنرال چنگ و بانو چنگ

544
00:31:35,582 --> 00:31:37,343
فقط باید یه کوچولو تلاش کنن

545
00:31:37,662 --> 00:31:39,103
مطمئنم خیلی خوب بهت آموزش میدن

546
00:31:42,103 --> 00:31:43,702
از تعریفتون ممنونم، علیاحضرت

547
00:31:46,223 --> 00:31:48,063
علیاحضرت، شما خیلی خوشگلین

548
00:31:53,023 --> 00:31:54,462
نیائو نیائو، با بی‌فکری حرف نزن

549
00:31:56,542 --> 00:31:57,782
حالا نوبت منه که ازت بپرسم

550
00:31:58,343 --> 00:32:00,542
مادرت زیباتره یا

551
00:32:00,902 --> 00:32:02,303
ملکه؟

552
00:32:06,063 --> 00:32:07,103
علیاحضرت

553
00:32:13,542 --> 00:32:14,343
اعلیحضرت

554
00:32:15,622 --> 00:32:17,023
اون قوانین رو نمیدونه

555
00:32:17,343 --> 00:32:19,662
توی اولین دیدارش
باعث رنجش علیاحضرت شد

556
00:32:20,303 --> 00:32:21,622
لطفا ببخشیدش، اعلیحضرت

557
00:32:22,383 --> 00:32:23,423
لطفا اونو عفو کنین، علیاحضرت

558
00:32:23,782 --> 00:32:24,862
اشکالی نداره

559
00:32:25,143 --> 00:32:26,502
به نظرم این بچه

560
00:32:27,622 --> 00:32:29,223
صادقه
اونم خیلی

561
00:32:29,782 --> 00:32:31,103
بچه‌ی جالبیه

562
00:32:35,183 --> 00:32:35,943
حالا که حرفش شد

563
00:32:36,103 --> 00:32:38,303
صبح زود فرمان به دستتون رسید

564
00:32:38,742 --> 00:32:40,542
مطمئنم صبحانه نخوردین

565
00:32:42,983 --> 00:32:44,542
پدر و مادر صبحانه نخوردن

566
00:32:45,622 --> 00:32:46,662
ولی من خوردم

567
00:32:47,542 --> 00:32:49,263
همین الان توی کجاوه یه کیک تابه‌ای
خوردم

568
00:32:49,462 --> 00:32:50,782
ولی الان گرسنمه

569
00:32:50,943 --> 00:32:52,143
اوه، کیک تابه‌ای خوردی؟

570
00:32:52,423 --> 00:32:53,742
خوبه
بسیار خب

571
00:32:54,063 --> 00:32:55,902
پس همتون میتونین بمونین

572
00:32:55,902 --> 00:32:57,943
و با من ناهار بخورین

573
00:32:58,023 --> 00:32:58,822
نظرتون چیه؟

574
00:33:00,822 --> 00:33:01,702
به نظر منکه مشکلی نیست

575
00:33:01,822 --> 00:33:02,822
بنظر تو مشکلی نیست؟

576
00:33:04,423 --> 00:33:05,462
خوبه

577
00:33:09,502 --> 00:33:12,622
اعلیحضرت
ژنرال وان وارد قصر شدن

578
00:33:12,702 --> 00:33:14,502
درحال حاضر توی تالار چونگ‌دِه منتظرن

579
00:33:14,502 --> 00:33:15,303
جناب وانه

580
00:33:15,462 --> 00:33:16,223
بسیار خب

581
00:33:16,462 --> 00:33:17,462
الان میام

582
00:33:17,822 --> 00:33:18,782
افسر چنگ، بانو چنگ

583
00:33:19,023 --> 00:33:21,702
به من و افسر وان برای یه گفتگو
ملحق بشین

584
00:33:22,303 --> 00:33:22,983
چشم

585
00:33:22,983 --> 00:33:23,862
بانو ژای

586
00:33:23,862 --> 00:33:25,462
بانوی جوان چنگ رو ببر

587
00:33:25,582 --> 00:33:28,103
تالار کناریِ قصر چانگ چیو
تا استراحت کنه

588
00:33:28,303 --> 00:33:31,103
بیاین بعدا یه ضیافت خانوادگی بگیریم

589
00:33:59,622 --> 00:34:01,782
من میرم به علیاحضرت کمک کنم لباسشون رو
عوض کنن

590
00:34:02,223 --> 00:34:03,782
بانوی جوان چنگ، لطفا بشینین

591
00:34:38,423 --> 00:34:40,343
(درواقع از چوب درخت نارون درست شده)

592
00:34:40,983 --> 00:34:42,143
(چه صرفه‌جو)

593
00:34:56,143 --> 00:34:58,223
(ارتفاع این تالار بیشتر از 10 متره)

594
00:34:58,983 --> 00:35:00,622
(ولی دونفر میتونن این ستون رو بغل کنن)

595
00:35:01,143 --> 00:35:04,023
مشخصه که برای استحکام به ستون و تیرآهن)
(نیاز نداره

596
00:35:05,343 --> 00:35:08,223
(این با خونه‌های آدم‌های عادی فرق میکنه)

597
00:35:08,822 --> 00:35:10,263
(کنجکاوم از چه روشی برای ساختن این تالار)

598
00:35:10,263 --> 00:35:11,183
(استفاده کردن)

599
00:35:16,143 --> 00:35:16,943
مادر

600
00:35:17,183 --> 00:35:18,902
شاهدخت پنجم
علیاحضرت دارن لباساشون رو عوض میکنن

601
00:35:19,143 --> 00:35:20,303
شاهدخت
شاهدخت

602
00:35:20,303 --> 00:35:21,103
مادر

603
00:35:21,983 --> 00:35:24,502
گفتن شما و پدر یه چیزی مهمی
برای صحبت کردن دارین

604
00:35:25,622 --> 00:35:27,582
و نذاشتن بیام تو

605
00:35:28,462 --> 00:35:30,383
پدرت قطعا یه کار مهمی داره که
باید بهش رسیدگی کنه

606
00:35:30,582 --> 00:35:32,023
چرا باید بهت دروغ بگم؟

607
00:35:32,862 --> 00:35:35,542
به عنوان یه شاهدخت از خاندان سلطنتی

608
00:35:35,822 --> 00:35:37,263
با قوانین قصر آشنایی

609
00:35:37,702 --> 00:35:39,582
چطور میتونی وقتی میخوای بیای تو
غوغا به پا کنی؟

610
00:35:39,902 --> 00:35:41,462
اگه پدرت صدات رو بشنوه

611
00:35:41,943 --> 00:35:43,502
دوباره تنبیهت میکنه

612
00:35:43,502 --> 00:35:45,143
پدر اصلا منصف نیست

613
00:35:45,462 --> 00:35:46,782
به عنوان یه شاهدخت

614
00:35:46,782 --> 00:35:48,822
نسبت به بقیه‌ی دخترای عادی
آزادی کمتری دارم

615
00:35:49,902 --> 00:35:51,943
توی ناز و نعمت به دنیا اومدی و بزرگ شدی

616
00:35:52,263 --> 00:35:54,263
پدرت هیچوقت باهات بدرفتاری نکرده

617
00:35:54,383 --> 00:35:56,742
اینکه لبریز از تجملات باشی
خودش یه جور بدرفتاری نیست؟

618
00:35:57,263 --> 00:35:59,063
شما هیچوقت غذا و لباس کم ندارین

619
00:35:59,423 --> 00:36:01,383
ولی چرا هر روز اخماتون توی همه؟

620
00:36:02,023 --> 00:36:03,822
چون که پدر تمام حواسش فقط به

621
00:36:03,822 --> 00:36:05,822
یوئه هنگ و بچه‌هاشه

622
00:36:06,023 --> 00:36:07,702
همه میدونن که

623
00:36:07,702 --> 00:36:09,263
یوئه هنگ ملکه‌ی واقعیه

624
00:36:09,343 --> 00:36:10,183
چطور جرات میکنی؟

625
00:36:36,423 --> 00:36:38,063
کی همچین حرفای فتنه‌انگیزی رو

626
00:36:38,223 --> 00:36:40,263
توی گوشِت خونده؟

627
00:36:42,943 --> 00:36:44,702
وردست‌ها توی عمارتم

628
00:36:45,063 --> 00:36:47,582
داشتن برای آینده‌م برنامه‌ریزی میکردن
هیچوقت سعی نمیکنن فتنه به راه بندازن

629
00:36:47,582 --> 00:36:48,862
تو یه زنی

630
00:36:48,943 --> 00:36:50,702
لازم نیست امور حکومتی رو مدیریت کنی

631
00:36:50,782 --> 00:36:51,983
چرا نیاز به وردست داری؟

632
00:36:52,462 --> 00:36:54,143
قراره با طایفه یوئه
وصلت کنی

633
00:36:54,143 --> 00:36:56,063
ولی بازم اون مردها رو نزدیک خودت
نگه میداری

634
00:36:56,383 --> 00:36:59,462
مرزبان یوئه چه فکری میکنه؟

635
00:36:59,622 --> 00:37:02,023
بخاطر همینه که امروز اومدم اینجا

636
00:37:02,183 --> 00:37:03,542
نمیخوام با اون خاندان وصلت کنم

637
00:37:04,063 --> 00:37:06,423
نمیخوام با پسر مرزبان یوئه ازدواج کنم

638
00:37:06,542 --> 00:37:08,862
برادرزاده‌ی یوئه هنگ توی هیچی
استعداد نداره

639
00:37:08,862 --> 00:37:10,742
حتی از شوهر شاهدخت سوم هم
بدتره

640
00:37:10,943 --> 00:37:12,742
چرا برای وصلت ازدواج
به طایفه‌ی شوآن

641
00:37:12,742 --> 00:37:13,902
مردهای بااستعداد و تحصیل‌کرده
دادیم

642
00:37:13,902 --> 00:37:16,143
درحالی که طایفه یوئه مجبورم میکنن که
با اون مرد بی بندوبار ازدواج کنم؟

643
00:37:16,303 --> 00:37:17,702
مشخصه که میخوان منو نابود کنن

644
00:37:17,702 --> 00:37:19,223
و به شما بی‌احترامی کنن

645
00:37:19,223 --> 00:37:20,063
مسخره‌س

646
00:37:26,103 --> 00:37:28,303
شاهدخت سوم به زی شنگ علاقه داشت

647
00:37:28,582 --> 00:37:30,183
ولی بعد از اینکه پدرت ازدواجش رو قبول کرد

648
00:37:30,183 --> 00:37:32,343
خواست با طایفه شوآن وصلت کنه

649
00:37:32,502 --> 00:37:33,822
چرا تو هم نمیتونی این کارو کنی؟

650
00:37:38,423 --> 00:37:40,423
دلیلش این بود که لینگ زی شنگ
علاقه‌ای به اون نداشت

651
00:37:40,822 --> 00:37:43,662
اعضای مرد طایفه شوآن
زیردست لینگ بویی نیستن

652
00:37:43,662 --> 00:37:44,782
چاره‌ای جز ازدواج نداشت

653
00:37:45,263 --> 00:37:47,462
اگه موافقت کنم که با اون آدم بی بندوبار
ازدواج کنم

654
00:37:47,822 --> 00:37:49,143
به من میخنده

655
00:37:52,383 --> 00:37:53,662
اگه فقط میدیدین شاهدخت پنجم

656
00:37:53,862 --> 00:37:55,184
وقتی وارد قصر چانگ چیو میشد

657
00:37:55,209 --> 00:37:56,782
چجوری اشک میریخت و
آشفته به‌نظر میرسد

658
00:37:57,103 --> 00:37:58,542
خیلی خنده دار بود

659
00:37:59,103 --> 00:37:59,742
مثل اینکه

660
00:37:59,742 --> 00:38:00,943
پدر مصممه که

661
00:38:00,943 --> 00:38:02,702
بذاره با خانواده‌ی دایی وصلت کنه

662
00:38:03,263 --> 00:38:04,143
دختر باورنکردنی‌ایه

663
00:38:04,303 --> 00:38:05,263
اصلا برای چی باید اعتراض کنه؟

664
00:38:05,782 --> 00:38:08,063
اون داره با همچین عروس گستاخی ازدواج میکنه

665
00:38:08,183 --> 00:38:09,782
دایی ضرر میکنه

666
00:38:12,223 --> 00:38:14,143
پسرداییت زندگی بی بندوباری داره

667
00:38:14,502 --> 00:38:15,542
اصلا عجیب نیست که

668
00:38:15,902 --> 00:38:17,742
شاهدخت پنجم نمیخواد باهاش ازدواج کنه

669
00:38:18,063 --> 00:38:19,063
چرا نخواد؟

670
00:38:20,103 --> 00:38:21,943
من قبلا زی شنگ رو دوست داشتم

671
00:38:22,103 --> 00:38:24,263
پدر مجبورم کرد با طایفه شوآن وصلت کنم

672
00:38:24,263 --> 00:38:25,742
مگه من با اشک ازدواج نکردم؟

673
00:38:26,303 --> 00:38:27,383
ما هردوتامون شاهدختیم

674
00:38:27,542 --> 00:38:28,502
پس باید ازدواجمون یه جور باشه

675
00:38:28,622 --> 00:38:30,183
اون چه حقی داره که ازدواج نکنه؟

676
00:38:31,542 --> 00:38:33,822
بهت توصیه میکنم دست از خیالبافی برداری

677
00:38:34,223 --> 00:38:37,023
اگه زی شنگ به کسی که یه شخصیت بد
مثل تو داره، علاقه داشت

678
00:38:37,582 --> 00:38:40,143
پدرت این همه سال نگرانش نمیشد؟

679
00:38:40,622 --> 00:38:42,263
 سرتاسر پایتخت کلی بانوی شایسته

680
00:38:42,343 --> 00:38:44,462
چشم انتظار یه گوشه چشمش هستن

681
00:38:44,582 --> 00:38:45,622
مادر

682
00:38:46,183 --> 00:38:48,183
چطور میتونین دخترتون رو کوچیک کنین؟

683
00:38:49,103 --> 00:38:50,063
خودت قبول نداری؟

684
00:38:53,063 --> 00:38:56,143
شوهرت از خاندان شوآن
خدمات شایسته‌ای انجام داده

685
00:38:56,263 --> 00:38:57,462
نه تنها خانواده‌ش شهرت خوبی دارن

686
00:38:57,462 --> 00:38:59,343
بلکه خودشم آدم درستکاریه

687
00:38:59,822 --> 00:39:01,383
حالا پسرداییت رو ببین

688
00:39:01,702 --> 00:39:04,143
کل روزش رو توی فاحشه‌خونه‌ها میگذرونه

689
00:39:04,582 --> 00:39:06,143
کدوم دختری باهاش ازدواج میکنه آخه؟

690
00:39:06,702 --> 00:39:08,036
خودت مایلی

691
00:39:08,061 --> 00:39:10,143
شوهرت رو با شوهر شاهدخت عوض کنی؟

692
00:39:10,542 --> 00:39:12,462
شاهدخت پنجم کلی وردست توی
عمارتش داره

693
00:39:12,862 --> 00:39:14,502
هرروز باهم وقت میگذرونن

694
00:39:14,622 --> 00:39:16,183
و وانمود میکنن دارن درمورد
امور حکومتی صحبت میکنن

695
00:39:16,462 --> 00:39:18,822
از کجا معلوم پشت سر ماها دارن چیکار میکنن؟

696
00:39:19,223 --> 00:39:20,423
شاهدخت پنجم نمیخواد ازدواج کنه

697
00:39:21,023 --> 00:39:22,822
چون طایفه یوئه رو پایین میبینه

698
00:39:22,983 --> 00:39:24,782
انقدر بذر نزاع و درگیری نپاش

699
00:39:26,103 --> 00:39:28,103
تو توی خونه‌ی داییت بزرگ شدی

700
00:39:28,423 --> 00:39:30,383
مطمئنم همیشه بهت درمورد

701
00:39:30,383 --> 00:39:32,702
کینه‌ی بین قصر چانگ چیو و طایفه یوئه
گفته

702
00:39:34,263 --> 00:39:35,862
بذار درمورد این موضوع
حرفمو واضح بگم

703
00:39:36,303 --> 00:39:37,223
من فقط

704
00:39:38,063 --> 00:39:39,983
یه زندگی آروم میخوام

705
00:39:40,343 --> 00:39:42,702
دست از این مسخره‌بازی‌هات بردار

706
00:39:42,702 --> 00:39:44,542
و برام دردسر درست نکن

707
00:39:45,303 --> 00:39:46,143
وگرنه

708
00:39:46,462 --> 00:39:47,902
هیچوقت دیگه هواتو ندارم

709
00:39:49,902 --> 00:39:51,103
دیگه دیره

710
00:39:51,862 --> 00:39:52,983
برو و توی ضیافت خانوادگی شرکت کن

711
00:39:53,742 --> 00:39:54,742
شما نمیرید؟

712
00:39:56,183 --> 00:39:58,263
از اینجور ضیافت‌های خسته کننده
متنفرم

713
00:39:58,622 --> 00:40:00,143
به هرحال زیاد به همدیگه نزدیک هم نیستیم

714
00:40:00,542 --> 00:40:02,423
چرا باید وانمود کنیم که
کنار هم خوشحالیم؟

715
00:40:02,423 --> 00:40:04,542
میخواین بذارین قصر چانگ چیو
مرکز توجه باشه؟

716
00:40:05,983 --> 00:40:09,303
شبیه کساییم که اهمیت میدم
 کی مرکز توجهه و کی نیست؟

717
00:40:09,902 --> 00:40:10,702
راضی شدی؟

718
00:40:11,502 --> 00:40:12,423
من تسلیم نمیشم

719
00:40:12,943 --> 00:40:15,063
اگه میگن مردها و زن‌ها باید توی سن بلوغ
ازدواج کنن

720
00:40:15,143 --> 00:40:17,103
لینگ زی شنگ هم هنوز ازدواج نکرده

721
00:40:17,343 --> 00:40:19,462
چرا پدر بهش اجازه داد آزاد و راحت
زندگی کنه؟

722
00:40:20,023 --> 00:40:22,263
پدر اونو بیشتر از ما لوس میکنه

723
00:40:22,423 --> 00:40:23,662
ممکنه که

724
00:40:23,742 --> 00:40:25,782
لینگ بویی، پسر پدر باشه و
پدر اونو اونجا تنها و بی‌کس رها کرده باشه؟

725
00:40:25,782 --> 00:40:26,542
...تو

726
00:40:28,943 --> 00:40:30,822
چطور میتونی اینطوری به پدرت توهین کنی؟

727
00:40:32,383 --> 00:40:34,502
زی شنگ خواهرزاده‌ی ژنرال هوئه

728
00:40:34,742 --> 00:40:36,423
تنها بازمانده‌ی خاندان هو

729
00:40:36,622 --> 00:40:37,502
اون سال

730
00:40:37,502 --> 00:40:40,183
کل خاندان هو برای نجات کل کشور
کشته شدن

731
00:40:40,343 --> 00:40:42,702
پدرت تا امروز احساس عذاب وجدان کرده

732
00:40:43,943 --> 00:40:46,383
چطور میتونی همچین کلمات بی‌رحمانه‌ای رو
به زبون بیاری؟

733
00:40:46,662 --> 00:40:49,383
هو چونگ فقط داییِ لینگ زی شنگ بود

734
00:40:49,622 --> 00:40:50,822
مهم نیست چند نفر مُردن

735
00:40:50,822 --> 00:40:52,542
ولی اونا فقط از طرف مادری
باهم فامیلن

736
00:40:53,343 --> 00:40:55,822
پدر و مادرش مشخصه که هنوز زنده‌ن

737
00:40:56,023 --> 00:40:58,462
آدم عجیبیه که قبول نکرد
بهشون نزدیک بشه

738
00:40:58,462 --> 00:40:59,502
بازم با بی‌شرمی اینجا موند

739
00:40:59,502 --> 00:41:01,023
تا پدر و مادر من رو بدزده

740
00:41:01,023 --> 00:41:01,742
این اصلا منطقیه؟

741
00:41:01,742 --> 00:41:02,502
ساکت شو

742
00:41:03,383 --> 00:41:04,702
اگه همینطوری پرت و پلا بگی

743
00:41:05,183 --> 00:41:06,622
تنبیهت میکنم

744
00:41:09,183 --> 00:41:10,702
پس تنبیهم کنین

745
00:41:10,902 --> 00:41:12,702
میدونم چون نافرمانی میکنم
از دستم عصبانی‌اید

746
00:41:12,943 --> 00:41:15,223
ولی میخوام کارهایی که مردها میکنن رو
انجام بدم

747
00:41:15,223 --> 00:41:17,143
برم توی دربار
توی امور کشور همکاری کنم

748
00:41:17,303 --> 00:41:18,902
و یه بانوی تمام و کمال بشم

749
00:41:19,303 --> 00:41:21,582
هیچوقت به هیچ قیمتی 
با طایفه یوئه وصلت نمیکنم

750
00:41:21,862 --> 00:41:23,902
اگه نمیتونم برای ازدواجم تصمیم بگیرم

751
00:41:24,143 --> 00:41:25,303
همون بهتر که بمیرم

752
00:41:25,462 --> 00:41:26,063
...تو

753
00:41:28,742 --> 00:41:29,983
مادر، کجا دارین میرین؟

754
00:41:29,983 --> 00:41:31,582
هنوز حرفام تموم نشده

755
00:41:38,063 --> 00:41:38,943
مادر

756
00:41:50,063 --> 00:41:52,103
این خدمتکار دون پایه
چطور جرات میکنه فالگوش وایسه؟

757
00:41:52,263 --> 00:41:53,423
فالگوش واینستاده بودم

758
00:41:53,742 --> 00:41:55,103
صداتون خیلی بلند بود

759
00:41:55,103 --> 00:41:56,582
حتی اگه میخواستم هم
نمیتونستم صداتون رو نشنوم

760
00:41:56,582 --> 00:41:57,383
گستاخ

761
00:41:57,582 --> 00:41:59,462
چطور جرات میکنی توی قصر چانگ چیو
گستاخانه رفتار کنی؟

762
00:41:59,462 --> 00:42:00,303
نگهبان

763
00:42:02,582 --> 00:42:04,103
این ندیمه‌ی گستاخ رو ببرید

764
00:42:04,103 --> 00:42:05,143
و با چوب بزنیدش

765
00:42:05,143 --> 00:42:06,143
اطاعت

766
00:42:06,662 --> 00:42:07,702
شاهدخت، لطفا ازش بگذرین

767
00:42:13,263 --> 00:42:14,103
شاهدخت

768
00:42:14,742 --> 00:42:17,183
ایشون بانو چنگ از عمارت مرزبان چولینگ هستن

769
00:42:17,343 --> 00:42:18,542
اولین بارشونه که به قصر اومدن

770
00:42:18,542 --> 00:42:19,902
بخاطر همین قوانین قصر رو نمیدونن

771
00:42:20,063 --> 00:42:21,983
ژنرال چنگ تازه ژنرال ارتش شدن

772
00:42:22,542 --> 00:42:24,582
و توی شهر گو
موفقیت‌های بزرگی کسب کردن

773
00:42:24,943 --> 00:42:26,542
و اعلیحضرت عنوان و مقام مرزبان چولینگ رو
بهشون دادن

774
00:42:27,303 --> 00:42:29,862
اعلیحضرت بیشتر اوقات میگن با خانواده‌های شایسته‌ی
قهرمان‌ها مهربون باشیم

775
00:42:30,063 --> 00:42:31,143
امیدوارم از دست بانو چنگ

776
00:42:31,343 --> 00:42:32,983
(لو جی تونگ)
عصبانی نباشین

777
00:42:35,822 --> 00:42:37,742
پس دختر یه خانواده‌ی نظامی‌ای

778
00:42:37,902 --> 00:42:40,263
تعجبی نداره که ادب درست و حسابی نداری

779
00:42:40,383 --> 00:42:41,542
درواقع جسارت اینو داری که

780
00:42:41,542 --> 00:42:43,462
توی قصر چانگ چیو
گستاخانه رفتار کنی

781
00:42:43,622 --> 00:42:44,983
فردا باید اینو به پدر گزارش بدم

782
00:42:44,983 --> 00:42:46,143
تا مجازاتت کنه، خدمتکار دون پایه

783
00:42:46,582 --> 00:42:47,223
نه

784
00:42:47,223 --> 00:42:48,822
کاری میکنم پدر و مادرت هم
مجازات بشن

785
00:42:48,822 --> 00:42:49,943
از موفقیت‌های نظامیشون خلعشون میکنم

786
00:42:49,943 --> 00:42:51,502
و همتون رو از پایتخت پرت میکنم بیرون

787
00:42:51,782 --> 00:42:53,023
شاهدخت، آروم باشین

788
00:42:53,383 --> 00:42:55,223
لازم نیست خودتون رو بابت ایشون
اذیت کنین

789
00:42:55,782 --> 00:42:57,103
اعلیحضرت بهم دستور دادن

790
00:42:57,103 --> 00:42:58,902
بانو چنگ رو ببرم به ضیافت خانوادگی

791
00:42:59,023 --> 00:43:00,742
اگه هنوزم ناراحتین

792
00:43:00,943 --> 00:43:02,223
میتونین یکم بیشتر دعوا کنین

793
00:43:02,622 --> 00:43:03,462
ولی

794
00:43:03,702 --> 00:43:04,902
میترسم اگه دیر کنیم

795
00:43:05,822 --> 00:43:07,383
اعلیحضرت سرزنشمون کنن

796
00:43:08,862 --> 00:43:10,343
انقدر از پدر برای تحت فشار گذاشتنِ من
استفاده نکن

797
00:43:17,063 --> 00:43:18,223
این بار شانس آوردی

798
00:43:18,542 --> 00:43:19,702
اگه بخاطر ضیافت نبود

799
00:43:19,983 --> 00:43:21,303
به این راحتی بیخیالت نمیشدم

800
00:43:22,263 --> 00:43:24,303
بهتره که توی ضیافت حواست به خودت باشه

801
00:43:25,023 --> 00:43:26,383
نذار مچتو بگیرم

802
00:43:26,983 --> 00:43:27,782
وگرنه

803
00:43:28,263 --> 00:43:29,462
طایفه چنگ

804
00:43:29,702 --> 00:43:31,063
همراه با تو مجازات میشن

805
00:43:31,891 --> 00:44:03,828
<b>༺༻༺༻ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ༺༻༺༻
 ༺༻ ProMovie.ir ༺༻</b>

806
00:44:05,036 --> 00:44:12,075
<font color="#6cff39">♪آتش هشدار از لابلای برف سفید رخ نمایانده♪</font>

807
00:44:13,876 --> 00:44:21,075
<font color="#6cff39">♪به آرومی زخم های گذشته رو نوازش میکنم♪</font>

808
00:44:22,636 --> 00:44:29,956
<font color="#6cff39">♪پشتت به سمت نوره و کهکشان توی چشماته♪</font>

809
00:44:31,395 --> 00:44:38,556
<font color="#6cff39">♪من مثل خورشید زمزمه میکنم و ماه جوابمو با غرغر میده♪</font>

810
00:44:39,516 --> 00:44:43,275
<font color="#6cff39">♪نور بین ابروهات♪</font>

811
00:44:43,876 --> 00:44:47,755
<font color="#6cff39">♪توسط جهان غیرروحانی خاموش شد و دوباره شعله ور شد♪</font>

812
00:44:48,536 --> 00:44:55,876
<font color="#6cff39">♪آسمان، کوه و اقیانوس به خاطر کی اونا رو از هم جدا کنم♪</font>

813
00:44:57,876 --> 00:45:06,156
<font color="#6cff39">درحالیکه از دریای آبی برمیخیزم♪
♪ستون های سنگی همچون رشته کوهی برافراشته میشوند</font>

814
00:45:06,436 --> 00:45:14,876
<font color="#6cff39">زیر نور فانوس، انتقادات پدیدار شدن در باریک♪
♪نمیتونست احساساتم رو مهار کنه</font>

815
00:45:15,475 --> 00:45:23,596
<font color="#6cff39">لذت ها و غصه های این دنیای فانی همینطور که♪
♪رویای آینده رو میبینیم صحبت میکنیم</font>

816
00:45:24,352 --> 00:45:28,012
<font color="#6cff39">♪هردوی ما توی♪</font>

817
00:45:28,427 --> 00:45:39,154
<font color="#6cff39">دریایی از ستاره ها خواهیم بود و♪
♪با صداقتمون به روشنی میدرخشیم</font>

818
00:45:41,243 --> 00:45:48,118
<font color="#6cff39">به روشنی میدرخشیم</font>

